تاريخ : جمعه بیست و سوم مهر 1389 | 21:2 | نویسنده : حمید صمدنژاد

ویروسها گیاهی

اطلاعات اولیه

ویروسها از جلبکها ، قارچها و گلسنگها ، خزه‌ها ، سرخسها و گیاهان عالی جدا شده‌اند، ولی در گیاهان عالی بیش از گیاهان پست مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. ویروسها به گیاهان زراعی خسارت عمده‌ای وارد می‌سازند. در گیاهان بر خلاف گروههای دیگر ، ویروسهای رشته‌ای دراز زیاد دیده می‌شود. ماده ژنتیکی اکثر ویروسهای گیاهی rna است، ولی در گروه ویروس موزائیک گل کلم از dna تشکیل شده است. ژنوم در چند ویروس گیاهی به صورت قطعاتی در پیکرهای مجزا وجود دارد، به این گروه اصطلاحا ویروسهای چند جزئی نام نهاده‌اند.


تاریخچه

ویروسهای گیاهی از بسیاری جهات به ویروسهای جانوری و باکتریایی شباهت دارند. مطالعه درباره این نوع وجه اشتراک خصوصا بعد از سال 1925 که بلاک و براکه ثابت کردند که ویروس غده زخمی شبدر نه تنها در گیاه ، بلکه در زنجره ناقل خود نیز تکثیر می‌یابد، با سرعت بیشتری دنبال شد. بنابراین میزبانهای بعضی ویروسها را می‌توان هم در جهان جانوران و هم در جهان گیاهان یافت.

alt

شناسایی علایم ناشی از ویروسهای گیاهی در میزبان

آلوده شدن گیاهان به بیماریهای ویروسی معمولا بوسیله ساییدن مستقیم مایع آلوده بر سطح برگ انجام می‌شود. در این حالت باید دیواره یاخته‌ای یاخته‌های گیاهی به طریقی پاره شود تا ورود ویروس آسان گردد. پس از ورود ویروسها در اکثر موارد ، در محل ورود به برگ تغییر شکل حاصل می‌شود. علایم ظاهر شده بر روی برگ بیشتر به صورت لکه‌های سبز کم رنگ و پر رنگ به شکل موزائیک یا زخمهای موضعی است. گل گیاهان نیز ممکن است آلودگی ویروسی را به صورت تغییر رنگ ظاهر کند. مثلا در لاله یا شب بوی آلوده بخشی از گلبرگها سفید می‌شود.

ظهور علایم بیماریهای ویروسی نه تنها به ویروس و میزبان ، بلکه به عوامل محیطی و غذای گیاه نیز بستگی دارد. بعضی از بیماریهای ویروسی بطور مکانیکی از طریق مالش بر روی برگ منتقل نمی‌شوند و برای این منظور به موجودات زنده متکی هستند. چون اکثر ویروسهای گیاهی علائمی تقریبا همانند در گیاه ظاهر می‌سازند، بنابراین تشخیص آنها از روی علائم کار دشواری است. در این گونه موارد به خواص ذاتی آنها مانند خواص ریخت شناسی ، نوع اسید نوکلئیک و ... توجه می‌شود.

گروههای اصلی ویروسهای گیاهی

چون پاره‌ای از ویروسهای گیاهی چندان شباهتی به ویروسهای دیگر ندارند، بنابراین گروه مستقلی را تشکیل می‌دهند، ولی بعضی دیگر دارای خصوصیات مشترک بوده و می‌توان آنها را در یک گروه جای داد. این گروهها به شرح زیر هستند:
ویروسهای میله‌ای یا رشته‌ای
ویروسهای ایزومتریک
ویروسهای باسیلی شکل
ویروئیدها که بیماری‌زاهایی شبیه ویروسها هستند که در میزبان خود نوکلئو پروتئین تولید نمی‌کنند. ویروئید غده دوکی سیب زمینی بیش از سایر عوامل بیماری‌زای این گروه مطالعه شده است.
کشت ویروسهای گیاهی

برای کشت و ازدیاد ویروسهای گیاهی معمولا از میزبانهایی استفاده می‌شود که اولا ویروس در آنها به صورت فرا گیر در آید، ثانیا قدرت تکثیر ویروس در گیاه زیاد باشد. یاخته گیاهی به علت دارا بودن دیواره سخت سلولزی نسبت به اکثر ویروسها غیر قابل نفوذ است. برای این منظور باید دیواره یاخته را خراش داد، این عمل با استفاده از مواد خراش دهنده‌ای مانند پودر کربوراندم صورت می‌گیرد.

گیاهان جوان را پس از دریافت ویروس در محلی با شرایط محیطی مناسب یعنی در دمای 20 تا 25 درجه سانتیگراد و رطوبت و نور کافی ، نگهداری می‌کنند. برای کشت ویروسها ، از قطعات جدا شده گیاهی و یا از مجموعه یاخته‌هایی که بطور نامنظم رشد یافته‌اند (بافت پینه‌ای یا کالوس) استفاده می‌شود. چون ویروس قادر به زیستن در بافت مریستمی گیاه نیست، با جدا کردن قطعه‌ای از مریستم گیاهی که مشکوک به آلودگی است و کشت آن در محیط غذایی می‌توان گیاه جدید عاری از ویروس تهیه کرد.

صفات اختصاصی آلودگی ویروسهای گیاهی

از صفات آلودگی ویروسهای گیاهی این است که گیاه در سراسر عمر خود آلوده باقی خواهد ماند. گیاهان برعکس مهره داران ، پادتن تولید نمی‌کنند و در نتیجه قادر به بی اثر کردن ویروسها در بدن خود نیستند. بدین جهت ویروسها تا مدت نامحدودی در گیاه باقی می‌مانند و خسارتهای زیادی خصوصا به گیاهانی که از طریق رویشی تکثیر می‌یابند، وارد می‌کنند. اساسا ویروسها تمام بافتهای گیاهی غیر از بافت مریستمی را مورد حمله قرار می‌دهند.


اثر ویروس بر شکل ظاهری گیاه

شکل ظاهری گیاهان بر اثر حمله ویروس تغییر می‌کند و البته این تغییرات دنباله تحولاتی است که در اندرون گیاه به وقوع می‌پیوندد. علایمی که ظهور می‌کنند، برحسب نوع میزبان ، مدت پس از آلودگی ، نژاد ویروس و شرایط محیطی فرق می‌کند.

نکروزه شدن

شدیدترین اثر ویروسهای گیاهان ، کشتن یاخته‌هاست. قطر زخمهای موضعی که در نتیجه نکروزه شدن بافت در برگ بوجود می‌آیند، به نوع ویروس و نوع گیاه و شرایط محیط بستگی دارد. مرگ بعضی از اندام گیاه و یا مرگ گیاه بطور کلی در برخی از بیماریهای ویروسی ، متداول است.

اثر بر شکل گیاه و نحوه رشد آن

بیشتر ویروسها رشد میزبان را کم می‌کنند، ولی در بعضی حالات باعث رشد غیر عادی آن می‌شوند. برگها بر اثر حمله ویروس تغییر شکل می‌دهند. تولید گل و دانه نیز در گیاهان آلوده کاهش می‌یابد. اثر ویروس بر کاهش میزان محصول کاملا نمایان است.

اثر بر رنگ گیاه

از علایم اولیه آلودگی فراگیر ویروسی در اکثر گیاهان بی‌رنگ شدن رگبرگها در جوان‌ترین برگهاست و برگها پس از رشد ، حالت موزائیکی یا ابلقی پیدا کرده و یا زرد می‌شوند. بسیاری از ویروسهای مولد موزائیک بر رنگ گلها اثر می‌گذارند.

اثر ویروس بر فیزیولوژی گیاه میزبان

بیشتر فرایندهای فیزیولوژیک تحت تاثیر ویروس قرار می گیرند. مقدار ازت به صورت آمونیوم و همچنین فسفر به صورت ترکیبات اسید نوکلئیک در گیاه توتون آلوده افزایش می‌یابد.
در برگ گیاهان آلوده به ویروسهای مولد زردی ، مقدار زیادی گلوکز ، فروکتوز و ساکارز جمع می‌شوند. ظاهرا علت اساسی تجمع مواد قندی ایجاد مقاومت در دمبرگ هنگام انتقال مواد است.
شدت تنفس در گیاه آلوده معمولا افزایش می‌یابد و گاهی تا 50 درصد بیش از گیاه سالم می‌شود. شدت تنفس گیاه بر اثر ویروسهایی که علایم شدیدی از خود نشان می‌دهند، زیادتر است و هر گاه علایم خفیف باشند، افزایش در تنفس احساس نمی‌شود.



تاريخ : جمعه بیست و سوم مهر 1389 | 21:1 | نویسنده : حمید صمدنژاد

آبياری سطحی


آبياری سطحی به گروه گسترده ای از روش های آبياری اطلاق می شود که در آنها آب به وسيله نيروی ثقل در سطح مزرعه پخش می شود. اب عموماً در يک نقطه مرتفع يا در امتداد يک ضلع زمين رها شده و سطح مزرعه را تحت جريان سطحی می پوشاند. بازده و يکنواختی آبياری به يکنواختی خاک، کيفيت ترازبندی زمين، توپوگرافی زمين و کنترل رابطه ميان جريان، سرعت نفوذ آب به خاک و زمان آبياری بستگی دارد. استفاده از خاک به عنوان محيط انتقال (در مقابل انتقال آب از طريق خطوط لوله يا از ميان هوا توسط آب پاش ها)، شکل شناخته شده ای از روش های آبياری سطحی است. همچنين اين خاک است که عمق نفوذ را در زمان نفوذ کنترل می کند (در مقابل ميزان جريان که توسط آب پاش ها يا قطره چکان ها کنترل می شود). علاوه بر اين، در اراضی تحت آبيرای سطحی به سبب تغيير مشخصه های نفوذ و پيشروی آب نسبت به زمان، تعيين و پيش بينی بسياری از توصيه هايی که از نظر مديريت ضرورت دارد ممکن نيست. در روش های آبياری سطحی کنترل آبياری بايد از طريق مديريت اراضی انجام شود، در حالی که در سيستم های مکانيکی، طراحی و تجهيزات، جايگزين بخش عمده ای از مديريت های لازم شده اند.

روش های آبياری سطحی به دو دسته اساسی تقسيم می شوند:

غرقابی و جريانی.
روش های جريانی برای تضمين نفوذ کافی آب در پايين دست مزرعه بايد مقداری رواناب داشته باشند. معمولاً برای جلوگيری از خروج آب از مزرعه، نياز به سيستم برگشت رواناب به چرخه آبياری وجود دارد. اين سيستم در صورت طراحی مناسب، امکانات ارزشمندی را برای کاهش نيروی کارگری و يکنواختی بهتر پخش آب،فراهم می آورند.

انواع روش های آبياری سطحی
آبياری کرتی
آبياری کرتی يکی از روش های آبياری غرقابی است که برای آبياری اراضی مسطح مرزبندی شده، استفاده می شود (شکل 3-1) در اين روش سطح خاک به صورت غرقابی باقی نمی ماند. از آنجا که خاک تا زمانی که اب نفوذ می کند، غرقاب باقی می ماند، در اين روش رواناب وجود ندارد. در مناطق بارانی بايد ملاحظاتی برای تخليه آب مازاد نفوذی انجام گيرد. آبياری کرتی تحت عناوين گوناگونی مانند ابياری غرقابی کنترل شده، نوارهای مسح، ابياری کنترل شده، آبياری کرتی کنترل شده، آبياری کرتی مسطح ته بسته و آبياری کرتی مسطح، بيان می شود. از اين شيوه آبياری می توان برای محصولات رديفی و غير رديفی، با مرزهای داخلی يا بدون آب، و يا در بسترهای پهن همواره استفاده نمود. اين شيوه همچنين در باغات و تاکستان ها نيز به کار برده می شود. از انجا که يکنواختی نفوذ نسبت به تغييرات نفوذ پذيری بسيار حساس است سرعت نفوذ بايد در هر کرت ثابت باشد. نيازی نيست که کرت ها حتماً مستطيلی يا دارای مرزهای مستقيم باشند. پشته ها نيز لزوماً دائمی باشند. تحت يک مديريت خوب، حجم معينی از آب به سرعت در کرت تخليه خواهد شد.
جدول 3-1- روش های آبياری سطحی و گونه های مختلف آنها

روش
کرتی نواری
جريان دائمی
و غرقابیشياری (فارو) شيارهای کوچک


انواع
کرتی مسطحکرتی بستر سازی شده يا با جوی و پشتهکرتی همراه با آبياری و تخليه متناوب کرت نوارهای شيب دار با روانابنوارهای کم شيب ته بستهنوارهای موازی خطوط تراز نهرچه های تراز (غرقابی وحشی)شيارهای شيب دار سنتیشيارهای شيب دار جديد (مکانيزه)شيارهای مسطح و کم شيبشيارهای موازی خطوط تراز

گونه های مختلف آبياری کرتی شامل کرت های مسطح و پشته دار (مرزبندی شده، شياری شده ويا جوی و پشته ای) هستند. گياهانی که کاشت آنها در کرت های مسطح موفقيت آميز بوده تقريباً نامحدودند و کشت آنها تنها به خاک مزرعه بستگی دارد. برای محصولات رديفی (جايی که ممانعت از غرقاب شدن ضروری باشد و يا هنگامی که کاربرد کم آب به سبب پهنای پشته ها بحرانی و مشکل باشد) معمولاً از کرت های پشته دار استفاده می شود. در اين روش معمولاً از مرزهای باريک تا پشته های عريض برای کاشت سبزيجات، هندوانه، پنبه، ذرت، سيب زمينی، چغندرقند و بسياری ديگر از محصولات رديفی استفاده می کنند.کرت ها مسطح برای محصولات رديفی و غير رديفی که برای مدت زمانی کوتان به شرايط غرقابی حساس نيستند، بسيار مناسب هستند. محصولات غير رديفی مانند يونجه، گندم، سورگوم، جو، پنبه و ... معمولاً بدين شيوه آبياری می شوند.
کاشت گياه در کرت های مسطح به رفع مشکلات شوری کمک کرده و استفاده از آبياری سنگين را آسان می سازد. محصولات باغی و تاکستان ها را می توان در کرت های مسطح و يا روی پشته ها يا نقاط بلند مزرعه کشت نمود. کرت های جوی و پشته دار به ويژه برای محصولات رديفی که به کنترل رطوبت در پشته ها احتياج دارند، مناسبند. برای مثال، پشته های مسطح موجب سهولت يکنواختی توزيع رطوبت و جوانه زدن می شوند. در حالی که اين امر در جوی و پشته دشوار به نظر می رسد. اما دستيابی به آن در کرت های کوچک نسبتاً آسان است. با وجود اين، اگر کرت ها خيلی بزرگ باشند، دبی زياد، لبه های جوی را در بالا دست و در زمان پيشروی غرقاب ساخته و موجب نابودی گياه يا تخريب بستر بذر خواهد شد. خسارات ناشی از غرقابی شدن زمين را می توان با استفاده از تسطحيح دقيق کرت ها کاهش داد. آب باران و مازاد آب آبياری به جای آن که در گودال های پست يا در پايين دست زمين(که معمولاً در آنجا به گياه خسارت وارد می شود)، تجمع پيدا کند، به صورت يکنواخت در تمام منطقه توزيع خواهد شد. به هر حال، از آنجا که در اين روش آبياری، رواناب سطحی وجود ندارد، مصرف آب اضافی، در اثر آبياری يا بارندگی اضافی موجب وارد آمدن خساراتی به محصول خواهد شد. در نواحی که دارای بارندگی های بسيار شديد بوده و خاک هايی با درجه نفوذپذيری پايين دارند استفاده از شبکه زهکشی سطحی ضروری است.کرت ها نسبت به ساير روش های آبياری کنترل شده، دستی، به دليل سهولت اجرا، سادگی تجهيزات و نيروی کم کارگری مورد نياز و همچنين امکان استفاده از دبی های ثابت زياد، از مزايايی برخوردارند. اين روس در خاک های يکنواخت با تسطيح دقيق زمين و با نهرهای بزرگ متناسب با سطح کرت، بهترين بازده را خواهد داشت. هيچ يک از اين موارد، از جمله احتياجات مطلق اين روش نيستند، اما موجب بهبود بازده کرت ها خواهند شد. آبيار يا سرپرست آبياری برای محاسبه دقيق جدول زمان آبياری به دانستن دبی ورودی، مساحت کرت، بازده مطلوب و يکنواختی ممکن نياز دارد، يک اشتباه 6 دقيقه ای در يک دوره زمانی 60 دقيقه ای معادل 10 درصد خطا خواهد بود. يکنواختی به اندازه نهر، نسبت به پيشروی، نامنظمی سطح خاک و سرعت نفوذ بستگی دارد. نسبت به پيشروی به صورت زير تعريف می شود:مدت زمان آبياری/ مدت زمان پيشروی آب =AR به فرصت زمانی مطلوب برای نفوذ کمبود رطوبت خاک (SMD)، «زمان آبياری» گفته می شود. در عمل، اين زمان برابر، کوچک ترين زمان فرصت نفوذ در کرت يا شيار است. «فرصت نفوذ» مدت زمانی است که آب با سطح خاک در مزرعه در تماس است. در مواردی که از نهرهای بزرگ به صورت نوبتی استفاده می شود، نياز به کارگر آبياری کم است. به هر حال، بايد بتوان از اين کارگر در منطقه يا کارهای ديگر استفاده نمود. کار جسمی آبيار در اين روش آبياری تنها با باز کردن يک دريچه يا يک دهانه بدون تنظيم دبی کل، محدود می شود. براس سيستمی که خوب طراحی شده باشد، يک آبيار کم تجربه يا با اطلاعات نه چندان زياد کافی است اما سرپرست آبياری بايد دقيقاً روابط بين دبی جريان، مدت ابياری و کمبود رطوبت خاک (SMD) را درک نمايد. در سيستم های کرتی مسطح، به ويژه برای محصولات رديفی روی پشته، شيارها می توانند از هر دو انتها باز بوده و به نهرهای ثانويه متصل شوند. جريان آب شيارهای با سرعت پيشروی بالاتر، در نهر ثانويه انتهای کرت جمع آوری شده و سپس به درون شيارهايی که پيشروی در آن کندتر است، باز می گردد. اين کار، غير يکنواختی زمان غرقابی را کاهش می دهد. آب را می توان از هر دو سوی يک کرت مسطح تأمين نمود. آب را می توان از يک نقطه گوشه به کرت های متعدد نيز توزيع نمود. اين امر در هر دو جهت می شود. همچنين اين کار ممکن است به کاهش طول نهر مورد نياز مزرعه بيانجامد. در زمين های مسطح، کرت ها معمولاً با آرايش منظم شبکه، با توجه به مرزهای مالکيت و تغييرات بافت خاک تنظيم می شوند. در زمين های شيب دار، طول کرت ها معمولاً در امتداد خطوط تزار قرار می گيرد . جريان آب به سمت پايين شيب تنظيم می شود. اگر کانال انتقال آب پايين تر از سطح زمين باشد، با استفاده از بند، سطح آب را برای توزيع آب کنترل می کنند. از اين کانال می توان، هم برای آبياری کرت و هم به عنوان کانال زهکش سطحی استفاده نمود. هنگامی که از شيار و پشته در يک کرت استفاده می شود، آب تحت تأثير نيروی ثقل از نهرهای ثانويه بالا سر به درون شيارهای مجزا توزيع می شود. در اين حالت احتياجی به جداسازی جريان ورودی به کرت وجود نداشته و می توان آب آبياری را از يک ورودی واحد به درون زمين هدايت نمود. در صورت انجام صحيح امور زراعی، به دخالت آبيار نيز احتياجی نخواهد بود. در صورت زياد بودن جريان ورودی، انجام برخی اقدامات برای کنترل فرسايش در ورودی کرت ضروری است. به هر حال، سازه های استاندارد کنترل فرسايش نيز وجود دارند. در مواردی که کانال انتقال پايين تر از سطح تراز زمين باشد، هيچگونه فرسايشی روی نخواهد داد زيرا برای آبياری، سطح آب در کانال تا جايب که آب به درون شيارها يا کرت ها جاری شود، بالا آورده می شود. به منظور نيل به يکنواختی بالا، آب را می توان به سرعت در سطح کرت جاری نمود. اگر زمان لازم را برای پوشش کرت توسط آب در مقايسه با زمان غرقابی کوتاه باشد (نسبت پيشروی کم 1:4 تا 1:2) کرت بايد از يکنواختی نفوذ مطلوبی متناسب با دقت شيب بندس زمين و يکنواختی خاک برخوردار باشد. افزايش شيب در کرت، موجب تجمع آب در مناطق پست تر کرت برای مدت زمانی طولانی تر خواهد شد. تسطيح ناکافی يا صاف نکردن برخی شيب ها، ممکن است هزينه های اوليه را کاهش دهد، اما به طور کلی، موجب کاهش يکنواختی کاربرد آب می شود. نوسانات کوچک سطح خاک در حدود يک سانتيمتر، حتی در صورت تسطيح ليزری، می توانند موجب بروز عمق نفوذ غير يکنواخت با توجه به مقدار غرقاب شود. در يک کرت مسطح می توان عمليات کشاورزی را در هر جهت انجام داد. از آنجا که هر نهر آبياری قادر به آبياری کرت ها از دو طرف است، طول نهر کاهش می يابد. در هنگامی که از خطوط لوله زيرزمينی برای آبرسانی استفاده شود، طول کرت مانع عمليات کشاورزی نخواهد شد. احداث کرت های بزرگ با مقادير خاکبرداری و خاکريزی زياد معمولاً غير ضروری و به ندرت اقتصادی است. کرت های باريک را می توان حتی در زمين های نسبتاً شيب دار بر روی خطوط تراز احداث کرد. در اين صورت، هزينه ها بيشتر شده و سطح غير قابل کشت نيز به سبب ايجاد تراس های بزرگ، افزايش خواهد يافت. ميزان تسطيح به اندازه کرت و توپوگرافی منطقه بستگی دارد. معمولاً هر چه کرت کوچکتر باشد، عمليات تسطيح نيز کمتر خواهد بود، اما در اين گونه کرت ها استفاده از ابزار کنرل ليزری تسطيح بسيار دشوار است. اندازه کرت ها از چند متر مربع (کل 3-2) تا 10-15 هکتار متغير است. اندازه و طول کرت معمولاً تحت تأثير توپوگرافی منطقه، تغييرات بافت خاک، نفوذپذيری، عمق خاک سطح الارض (هنگامی که تسطيح زيادی صورت می گيرد) اندازه نهر موجود، شيب و ماشين آلات و ادوات موجود کشاورز محدود می شود. از ديدگاه طراحی، يکنواختی خاک، سرعت نفوذ، اندازه نهر موجود و نيز فرسايش پذيری خاک، طول کرت را محدود را می سازد. در کرت های بزرگ بايد انحنای زمين را نيز در تسطيح مدنظر قرار داد، چرا که يک سطح افقی از انحنای زمين تبعيت نمی کند. شکل 3-2- آبياری کرتی دست ساز همراه با جوی و پشته در مقايس کوچک به طور کلی روش های کرتی برای عمق کمينه آب طراحی می شوند. با بزرگ شدن نسبت پيشروی آب، استفاده از حجم کم آب ناکارآمد خواهد بود. در برخی موارد، در صورت استفاده از حجم کم آب، تمامی کرت از آب پوشيده نخواهد شد. عمق های آبياری معمول برای محصولات زراعی 70-100 ميليمتر است. برای حفظ نسبت پيشروی مطلوب با مصرف آب کمتر می توان از کرت های کوتاه تر استفاده نمود. با مصرف بيشتر آب، توزيع يکنواخت آب بهتر انجام خواهد گرفت، اما اين امر ممکن است موجب نفوذ عمقی بيش از حد يا زمان غرقابی طولانی تر گردد. دستيابی به عمق های ابياری کوچکتر 30-50 ميليمتر در برخی خاک ها، در کرت های پشته دار با جويچه های باريک و پشته های پهن با استفاده از فنون غرقابی که در بخش روش غرقابی توضيح داده خواهد شد ممکن می گردد. ابعاد کرت بايد با توجه به سرعت نفوذ و دبی ورودی موجود طراحی شود. الگوی کشت، عمق کاربرد آب، يکنواختی مطلوب، دبی ورودی و ساير موارد عملی نيز می توانند موجب محدوديت اندازه و طول کرت شوند. در خاکهايی با بافت درشت و قدرت نفوذپذيری بالا، طول کرت نبايد از 100 متر تجاوز کند. برای خاک هايی با بافت متوسط تا ريز معمولاً از طول 400 متر استفاده می کنند. برای خاک هايی با نفودپذيری نهايی بسيار کم به زهکشی سطحی برای کنترل اب مازاد احتياج است. روش غرقابی برای اين گونه خاک ها مناسب تر است. کرت های کوتاه، رسيدن به نسبت های پيشروی کوچک (بين 25/0 تا 35/0) را ممکن می سازند. اين نسبت ها موجب يکنواختی مناسب تر توزيع می شوند. دبی ورودی موجود، عرض لازم کرت را برای تأمين دبی ورودی واحد قابل قبول، تعيين می کند. به سبب وابستگی نسبت به پيشروی و يکنواختی به طول کرت، دبی ورودی واحد بر آنها نيز اثر می گذارد.

آبياری نواری
آبياری نواری (روی خطوط تراز، شيب دار و هدايت شده) نوار شيب داری از زمين را شامل می شود که ضرورتاً در جهت عرض نوار مسطح بوده و برای جلوگيری از پخش و فرار جانبی آب به وسيله مرزهايی (خاکريز، خاک پشته، پشته و ...) محدود شده است. مرزها معمولاً برای تسهيل عمليات شخم زنی، به صورت موازی احداث می شوند. اما اين مورد برای آبياری، به ويژه برای نوارهای روی خطوط تراز الزامی نيست. دبی نسبتاً بزرگی از بالا دست نوار پيش می رود. پساز آن که بين تمامی عوامل مربوط (دبی واحد ورودی، کمبود رطوبت خاک، سرعت نفوذ، زمان پسروی و طول نوار) ارتباط مناسبی برقرار شد، اگر هدف حذف رواناب باشد، جريان آب در خاک های با نفوذپذيری کم هنگامی که جبهه پيشروی آب حدود 6/0 طول کرت را طوی کرده باشد در خاک هايی با نفوذپذيری زياد پس از طی 9/0 طول نوار قطع می شود. انتهای پايينی نوار با رواناب موقتی ذخيره شده در بالا دست ابياری می شود. می توان مقدار ناچيزی رواناب (حدود 10 درصد) داشت و دو انتهای بالايی و پايينی غالباً نسبت به بخش ميانی کمتر آبياری می شوند. برای رسيدن به اين حد، لازم است که ترکيب ويژه ای از تخليه رطوبت خاک و دبی جريان به وجود آيد.

روش آبياری نواری دارای انواع بسياری است که مختصراً در زير ارايه می شوند:
نوارهای روی خطوط تراز.
در اين روش، نوارها با شيب طولی کم، موازی با خطوط تراز طراحی می شوند، اين نوارها معمولاً برای کاهش عمليات تسطيح و ايجاد پشته های کوچک و باريک و احداث می شوند. اين نوارها، به طور معمول مستقيم نيستند، بلکه خط تراز را دنبال می کنند.

نوارهای شيب دار.
در اين روش، نوارها با شيب يکنواخت در جهت طولی و معمولاً با شيب صفر در جهت عرضی (عمود بر جهت جريان) تسطيح می شوند. عمليات احداث نوارهای شيب دار نسبت به ساير انواع آبياری نواری به جابجايی مقادير بيشتری خاک نياز دارد. تغييرات کوچک در شيب طولی و جانبی قابل چشم پوشی است. اين روش معمول ترين شکل آبياری نواری جديد است زيرا که امکان تسطيح زمين در آن با استفاده از تجهيزات ليزری امکان پذير است.

نوارهای هدايت شده.
در اين روش، حجم عمليات تسطيح کمتر بوده و در خاک های کم عمق و توپوگرافی غير يکنواخت به کار برده می شود. نوارها تقريباً به صورت مستقيم و در جهت شيب، با تبعيت از توپوگرافی زمين، با عمليات خاکبرداری و خاکريزی کم و معمولاً عرض باريک برای کاهش يا حذف شيب عرضی طراحی می شوند. ابعاد نوار غالباً چنان اصلاح می شوند که با توجه به منحنی پسروی آب، حرکت آب در آن بيشتر شبيه آبياری شياری باشد تا نواری. شکل 3-2- آبياری نواری همراه با مرزهای مرتفع، (ديواره های کوتاه افقی از حرکت آب به شکل غير دلخواه جلوگيری می کنند)در تمامی انواع آبياری نواری، سطح زمين غرقاب می شود. اين مسأله در برخی خاک های به توليد قشر سخت می انجامد. چنين لايه سختی مانع جوانه زنی دانه ها خواهد شد. برای برخی گياهان ، خيس شدن گياه با توجه به قارچ ها و بيماری هايی که در اين زيست محيط رشدمی کنند مخرب است. اين مسأله در خاک هايی با بافت ريزتر که رطوبت را برای دوره طولانی در خود نگاه می دارند، مشکلات بيشتری به همراه خواهد داشت. تمامی گياهانی را که عوامل زراعی بالا در آنها محدوديتی ايجاد نمی کند می توان به روش نواری آبياری نمود. گياهان زراعی رديفی مثل غلاف، علوفه، گياهان مرتعی و گياهانی که روی زمين صاف کاشته می شوند مثل باغ ميوه و تاکستان که درون نوار يا وسط و يا در لبه آن کاشته می شونند را می توان بدين شيوه، به آسانی آبياری نمود. غرقاب شدن مکرر پايين دست نوارهای با انتهای بسته برای محصولات مخرب است، به ويژه اگر شرايط غرقابی برای مدت زمانی بيش از چند ساعت ادامه يابد و خاک نيز ريز بافت باشد. گياهان يک ساله که ريشه آنها به تدريج رشد می کند و در نتيجه کمبود مجاز رطوبت آنها نيز متغير است، را تنها در صورت تعديل بازده کاربرد و با استفاده از خطوط آبرسانی تکميلی و اضافی می توان به روش نواری آبياری کرد. علت اين امر، تغييرات بسيار در کمبود رطوبت خاک و مديريت آبياری در دوره رويش گياهان يکساله زراعی است. آبياری نواری برای گياهان مرتعی، يونجه، باغات ميوه، تاکستان ها و ساير گياهانی که کمبود مجاز رطوبت (MAD) ثابتی دارند، بسيار مناسب است. آبياری نواری پيچيده ترين روش آبياری سطحی است. با وجود آن که اين روش می تواند دارای بازده کاربرد بالايی باشد، ولی در عمل بازده کاربرد بالا به ندرت حاصل می شود. اين امر به سبب عدم آگاهی کافی از نياز واقعی کمبود مجاز رطوبت خاک (MAD)، (در مرحله طراحی) در برابر کمبود رطوبت خاک (SMD) در زمان آبياری، مشکلاتی در تنظيم دبی ورودی و قطع جريان در بهترين زمان است. رويش گياه و سرعت نفوذ در طول فصل رويش تغيير می کند در حالی که سرعت نفوذ نهايی و منحنی پسروی تغيير نمی کند. طول، عرض نوار، مدت و دبی جريان عوامل مديريتی قابل کنترل هستند. يکنواختی توزيع (DU) معمولاً در صورت موازی بودن منحنی پيشروی دبی ورودی با منحنی پسروی مخصوص هر نوار، دست يافتنی است. از آنجا که سرعت نفوذ در طول فصل آبياری تغيير می کند، در هر نوبت آبياری مدت زمان لازم تفاوت خواهد داشت. دبی ورودی زياد، امکان پوشش وسيع بسياری از نوارها را در يک زمان فراهم می کند و موجب افزايش بازده نيروی کارگری می گردد. دبی بالا به سيستم توزيع بزرگتر و با هزينه سرمايه ای بيشتر احتياج دارد. نيروی کارگری مورد نياز برای روش آبياری نواری معمولی با جريان کم که در آنها از سيفون استفاده می شود، قابل توجه است. استفاده از دريچه در نهرها، شديداً حجم کار تنظيم آب را کاهش می دهد اما آبيار همچنان بايد برای هر بار تنظيم يکبار وارد مزرعه شود. اگر دبی نهر زياد باشد و بر اساس طراحی از سيستم های مناسب کافی کنترل آب به تنظيمات استفاده شده باشد، به نيروی کارگری بسياری کمی نياز خواهد بود. استفاده از خطوط لوله نيز ممکن است مطلوب و اقتصادی باشد. در اين حالت کنترل آبياری 250 تا 400 هکتار توسط يک کارگر با باز و بسته کردن تعداد محدودی دريچه يا فلکه امکان پذير است. اگر از مخزن تنظيمی يا استخر ذخيره آب نيز استفاده شود، زمان و مدت آبياری در اختيار بوده و امکان بهره گيری از دبی های بزرگ نيز وجود خواهد داشت. در صورت وجود دبی های بزرگ و قابل تنظيم، زمين های بسياری را می توان به طور متوالی و همزمان آبياری نمود.عمليات تسطيح زمين های با توپوگرافی نامنظم و خاک های کم عمق به خوبی صورت نمی گيرد. در چنين شرايطی استفاده از نوارهای هدايت شده در جهت شيب يا نوارهای موازی خطوط تراز (تراسها) امکان پذير است. در مواردی که نوار با شيب عرضی باشد (نوارهای موازی خطوط تراز) به ويژه در خاک هايی که در اثر خشکی سله می بندند يا خاک های شنی فرسايش پذير، خطر شکسته شدن پشته ها وجود دارد. در روش های نواری در صورت عدم استفاده از پوشش گياهی مناسب يا کوتاه نکردن طول نوارها در جهت شيب، خطر فرسايش در اثر آبياری يا بارندگی وجود خواهد اشت. در آبياری نواری می توان برای کاهش يا حذف روان آب، شيب سطحی را در انتهای نوار کاهش داد يا حتی آن را تراز کرد، و يا می توان انتهای نوار را بست. به هر حال ممکن است هر رفت رواناب به نفوذ عمقی تغيير شکل دهد. بايد دقت نمود که آب برای مدت طولانی در نوار جمع نشود. در تناوب کاشت گياهان رديفی و يونجه يا گياهان علوفه ای، تنظيم شيب زمين در دو جهت با مقادير مختلف، مطلوب است. گياهان متراکم را می توان در جهت شيب تندتر آبياری نمود و گياهان رديفی که به صورت جوی و پشته کشت می شوند را می توان در جهت شيب ملايم تر آبياری کرد. چنين طرحی به توزيع آب در دو جهت مزرعه احتياج دارد که اين امر موجب افزايش هزينه می گردد.نياز به عمليات تسطيح در آبياری نواری از آبياری کرتی کمتر بوده و به اندازه قطعه زراعی و طراحی بستگی دارد. طراحی شيب دو طرفه (طولی و عرضی) همانند استفاده از نوارهای هدايت شده، حجم خاک جابجا شده را کاهش می دهد. ايجاد شيب های تقريباً هماهنگ با توپوگرافی زمين نسبت به ايجاد شيارهای معين از پيش تعيين شده بسيار اقتصادی تر است. تفاوت ناچيزی بين تواناييهای شيب های 002/0 و 003/0 وجود دارد. علاوه بر اين در نوارها با سکوی باريک (تراس کم عرض) حجم خاک جابجا شده نسبت به نوارهای پهن تر با پشته های بلندتر کمتر است. شيب های طولی يا عرضی متغير، در صورت تغييرات ملايم (002/0 به 003/0) موجب حفظ توازی منحنی های پيشروی و پسروی شده و هزينه های آماده سازی زمين را کاهش می دهند. در خاک های ناهمگن در صورتی که عمق خاکبرداری در برخی مناطق زياد باشد، برداشت و جايگزينی خاک سطحی به منظور دستيابی به شرايط سطحی يکنواخت تر، موجب افزايش بازده آبياری خواهد شد. بديهی است که بايد توجه نمود که هزينه های لازم، به ويژه در صورت زياد بودن حجم عمليات خاکی، احتمالاً اجرای اين طرح در مقابل ساير روش های آبياری غير اقتصادی می سازد. مشکلات طراحی ابعاد نوارها به منظور همخوانی با محدوديت های سرعت نفوذ، دبی ورودی، کمبود مجاز رطوبت خاک (MAD) تأخير جريان و شيب در اراضی با مرزهای مشخص تشديد می شود. با تغيير مقادير کمبود مجاز رطوبت خاک (MAD) يا پذيرش بازده کمتر می توان از تغيير زياد طول نوار پرهيز کرد. از نوارهای کوتاه می توان برای آبياری سبک و از نوارهای بلند برای آبياری های سنگين استفاده کرد اما از هر دو (آبياری سبک و سنگين) نمی توان با بازده بالا در يک نوار واحد استفاده کرد. تأمين آب اضافی در وسط طول نوار به شکل مؤثری آن را کوتاه خواهد کرد. در صورت نياز به نوارهای بسيار کوتاه، بهتر است که از آبياری کرتی يا رديفی استفاده شود. در غير اين صورت رواناب زيادی روی خواهد داد. برای خاک های با سرعت نفوذ پذيری بالا نمی توان از نوارهايی به طول بيش از 100 متر استفاده کرد. در نفوذ پذيری پايين لازم است نوار برای تأمين مدت آبياری لازم جهت نفوذ کافی آب، 800 تا 1000 متر انتخاب شود. همچنين ميزان دبی ورودی نيز بايد تغيير کند. استفاده از ابعاد و دبی های غير دلخواه عملی بوده اما موجب نفوذ يکنواخت و ظرفيت نگهداری آب يکسان در منظقه ريشه در واحدهايی که به مديريت مشابه نياز دارند. به ويژه در جهت شيب بسيار مطلوب است. در خاک های سله بسته که ترک ها بايد قبل از پيشروی جريان پر شوند، حداقل آب مورد نياز، کمی بيش از حجم آب لازم جهت پر شدن ترک ها، برآورد می شود تغيير مقادير کمبود رطوبت خاک و اندازه ترک ها در زمان آبياری اثرات مطلوبی در پی خواهد داشت. پس از پر شدن ترک ها سرعت نفوذ آشکارا کاهش خواهد يافت. در اينگونه اراضی آب حتی کمتر از نصف مقدار معمول، نفوذ کرده و طول نوار را می توان تا 1000 متر افزايش داد. در اين حالت منحنی های پيشروی و پسروی لزوماً به موازات يکديگر نخواهند بود. پشته های مرزی را می توان به صورت فصلی يا دائمی احداث نمود. فاصله پشته ها و هزينه احداث به عمليات زراعی مانند فاصله گياهان، عرض ماشين آلات و دبی ورودی بستگی دارد.

غرقابی دائم (کرت برنج)
آبياری به روش غرقابی دائم روشی است که طی آن آب به صورت دائم يا متناوب وارد زمين شده و خاک را به طور دائمی غرقاب می سازد. برای نگهداری آب در کرت هايی مسطح يا نسبتاً مسطح، مزرعه با پشته هايی تقسيم شده و معمولاً در شيب ها، زمين سکوبندی می شود. از روش آبياری با جريان دائم معمولاً برای برنج که به شرايط اشباع و غرقابی نياز داشته و يا می تواند خود را با آن وفق دهد استفاده می شود. گياه معمولاً در سطوح صاف کشت می شود. در بسياری از مناطق، در سيستم های جريان دائم، اراضی پايين دست با آب خارج شده از زمين های بالا دست آبياری می شوند. اين آب، افت حاصل از نشت و تبخير و تعرق در زمين های پايين دست را تأمين می نمايد. در صورت که از آبراهه های مجزا برای هر قطعه استفاده شود، کنترل بهتر آب امکان پذير است. اين امر در طول دوره آبياری نيز حائز اهميت است، چرا که با کاشت گونه های مختلف گياهی در هر قطعه زمين، نياز آبی در هر زمان متفاوت خواهد بود. سيستم توزيع آب بايد قادر به هدايت و کنترل سرعت های متغير جريان برای آبياری زمين های مختلف در زمان ها متفاوت باشد. به سبب سرعت بالای نفوذ در آغاز آبياری، سرعت بالای جريان در اين هنگام بسيار حائز اهميت است. روش غرقابی دائم در زمين هايی با سرعت نفوذپذيری کم از کارآيی بالايی برخوردار است. به طول معمول، با ايجاد لايه ای نفوذناپذير در اثر فعاليت های زراعی در شرايط اشباع، در طی ساليان متمادی، نفوذ عمقی محدود خواهد شد. در صورت تشکيل شخم لايه زير سطحی و يا استقرار يک سفره زيرزمينی، همگن بودن خاک، به طور معمول موضوع مهمی نخواهد بود. در مزارع دائماً غرقابی، پس از آبياری اوليه زمين جريان مداوم آب با سرعت کم به شکلی که تنها برای تأمين نياز آبی کافی باشد، وارد زمين می شود. در برخی مناطق، آب به صورت دوره ای تأمين می شود. تا زمانی که عمق آب در سطح خاک در فاصله دو آبياری کافی باشد، اثرات آبياری دوره ای اندک خواهد بود. در آبياری مداوم، دبی های جريان کوچک هستند. در آبياری متناوب از جريان های بيشتر برای دوره های کوتاه استفاده می شود. آبياری های متناوب با نوسان عمق آب، امکان ذخيره بارندگی را فراهم نموده و در عين حال شرايط غرقابی دائم نيز حفظ خواهد شد. کرت ها و زمين های تسطيح نشده را می توان برای آبياری به روش غرقابی دائم به اشکال و قواره های مختلف تقسيم کرد. اندازه کرت، در درجه نخست توسط توپوگرافی منطقه و سپس توسط ساير شرايط اجرايی محدود می شود و يکنواختی خاک بر آن اثرگذار نيست. در صورت امکان، پشته های طويل به موازات يکديگر احداث می شوند چرا که قطعه بندی به اين صورت موجب تسهيل عمليات مکانيزه و تسطيح ليزری اراضی می شود. احداث پشته ها و کنترل سازه ها به مديريتی ماهر نيازمند است. استقرار نامناسب پشته ها، يا عدم کنترل صحيح سازه ها، کارآيی روش را کاهش خواهد داد. پشته ها ممکن است دائمی باشند و يا اين که به منظور تسهيل عمليات برداشت هر سال تخريب و بازسازی شوند. در برخی مناطق به منظور حفاظت از فرسايش، نشت و کنترل علف هرز، پشته ها را با نوارهای پلاستيکی می پوشانند. امواج آب ناشی از باد موجب فرسايش پشته ها شده و لزوم عمليات نگهداری را تشديد خواهند کرد. تسطيح کامل زمين بسيار حائز اهميت است. زمين های تسطيح شده، يا به صورت کرت های کاملاً هموار درآمده يا شيب بسيار کم داشته و يا دارای اختلاف تراز کوچکی در طول زمين هستند تا ضمن تأمين عمق غرقابی مناسب (نه خيلی عمق و نه خيلی کم عمق) امکان زهکشی اراضی در هنگام برداشت محصول را فراهم سازند. شکل 3-4 آبياری برنج به روش غرقابی دائم را در مقايس کوچک در زمينی که تسطيح ليزری استفاده می کنند. در مواردی که تراس بندی اراضی مورد نياز باشد، پشته ها نيز با کنترل ليزری احداث می شوند. در صورت استفاده از چنين ابزاری، عمليات حفاظت ماهرانه ای مورد نياز خواهد بود. حجم خاک جابجا شده در تسطيح اراضی برای آبياری به روش غرقابی دائم معمولاً از 200M3/ha تجاوز نمی کند. در صورت پيروی شيب کرت از شيب زمين و يا استقرار پشته ها بر خطوط تراز، حجم عمليات خاکی بسيار ناچيز خواهد بود. در مناطقی که برای تسهيل عمليات زراعی کرت های بزرگتر مدنظر هستند، تمامی ابعاد عمليات تسطيح نيز افزايش خواهد يافت. سطوح هموار برای برخی فرايندهای رشد و يا برای ساير گياهانی که در تناوب با برنج به صورت کرتی آبياری می شوند، ضروری است. ارتفاع پشته ها بايد برای تسهيل انتقال آب از يک کرت به کرت ديگر و کاهش فرسايش آبی، کوتاه انتخاب شوند. اين امر استفاده اقتصادی از اين روش را در مناطق مختلف محدود می سازد. بسياری از زمين های قديمی در شيب های تند دارای پشته های بلند بوده و با شرايط کارگری و مکانيزه جاری هماهنگ نيستند. شکل 3-4- غرقای دائم مزرعه کوچک برنجمديريت روش ابياری غرقابی دائم شامل تسطيح پيش از آغاز فصل زراعی، احداث اوليه پشته ها و سازه های کنترل آب، غرقاب کردن اوليه زمين و نهايتاً حفظ عمق مناسب آب در مناطق غرقابی و تأمين جريان آب کافی با هدر رفت ناچيز است. برای فراهم آوردن شرايط برداشت وجود شکلی از زهکشی سطحی برای برنج است. علاوه بر اين، زهکشی سطحی می تواند در صورت بارندگی در فصل رشد و در خاک های سنگين، و به ويژه برای گياهان زراعی (غير برنج) آب اضافی را از زمين خارج کند.

ماندابی (پر و خالی کردن آب)
آبياری به روش ماندابی (پر کردن با آب و زهکشی) يکی از انواع آبياری غرقابی دائم است اما سطح خاک متناوباً از آب پر و خالی می شود. از روش ماندابی تنها می توان برای آبياری گياهانی استفاده کرد که مقاون به غرقاب شدن موقت در دوره های مشخص آبياری باشند. آبياری در اين روش با پر کردن حوضچه ها از آب و حفظ آن تا هنگامی که نفوذ عمقی مطلوب تأمين شود انجام می گردد. اين روش برای خاک های با سرعت نفوذ کم و اراضی با شيب ناچيز مناسب است. از اين روش در اراضی بزرگی که وسعت آنها به 16 هکتار می رسد و اختلاف ارتفاع 3/0 متر داشته اند استفاده شده است. در اين روش، کنترل رواناب برای خارج کردن آب اضافی کرت ضروری است. با تخليه آب اضافی از يک دريچه از يک دريچه خروجی مقدار يا عمق آبياری مورد نظر کنترل می شود. مدت آبياری عامل بسيار مهمی برای دستيابی به بازده بالای کاربرد است و برای تأمين يکنواختی بالا، همانند آبياری نواری، منحنی های پيشروی و پسروی بايد تقريباً موازی باشند. اين مسأله در دوره های غرقابی طولانی مدت مهم نبوده اما در دوره های کوتاه مدت و آبياری سبک در کرت های مسطح بسيار مؤثر است.روش ماندابی باری آبياری های سنگين مناسب بوده و می توان از آن برای آبشويی اراضی کوچک با تسطيح ضعيف يا شيب دار استفاده نمود. آبياری شياریشيارها مجازی شيب داری هستند که در خاک ايجاد می شوند. در اين روش، آب به سمت پايين شيار جريان يافته و به خاک نفوذ می کند. در صورت بيشتر بودن مدت زمان پيشروی (Tadv) از زمان پسروی (Tr) مدت زمان نفوذ آب در بالا دست شيار (زمان آبياری،Ta) بيشتر از انتهای آن، (زمان نفوذ در انتهای پايينی، Ti) خواهد بود. زمان پسروی در اراضی شيب دار معمولاً کوچک است، اما در شيب های کم و خاک هايی با نفوذپذيری ناچيز حائز اهميت خواهد بود. به منظور تضمين نفوذ کافی آب در انتهای شيار، وجود رواناب اجتناب ناپذير بوده، بنابراين ممکن است پيش بينی سيستم بازگشت جريان ضروری باشد. نفوذ معمولاً فرآيندی آرام است که به صورت افقی و عمودی در محيط خيس شده شيار روی می دهد. با فرض يکنواختی خاک و تسطيح صحيح زمين،

سه مورد سخت افزاری بسيار مهم که موجب سهولت و کارآيی بيشتر آبياری شياری می شوند عبارتند از:
1- سيستم بازگشت جريان آب پايين دست شيار که شامل يک مخزن آب نيز می شود.
2- شيارهای کوتاه برای کسب نسبت پيشروی قابل قبول
3- جريان متغير بزرگ برای تأمين آب ورودی.
شيارها دارای اشکال گوناگونی هستند. اکثر آنها V شکل، ذوزنقه ای، سهمی بوده و يا دارای اشکال پهن و مسطح با عرض خيس شده بين 15 تا 75 سانتی متر يا بيشتر هستند. شيارها برای کاشت گياهان رديفی و باغات يا تاکستان ها بسيار مناسبند. تناسب اين روش برای مزارع يا محصولاتی که عمليات زراعی آنها به عبور تراکتور در ميان شيارها نياز دارد، کمتر است. از شيارهای باريک و شيارهای کم عمق لبه پهن می توان در کاشت محصولات زراعی کوتاه برای رفع برخی از مشکلات زراعی استفاده نمود. از شيارها همچنين می توان برای آبياری درختچه های مو با اندام هوايی بزرگ يا گياهانی که نبايد بر روی خاک مرطوب پهن شوند (مانند خربزه و هندوانه) استفاده نمود. با بزرگ شدن گياه، تاک ها را می توان به خارج از شيار هدايت نمود. همچنين می توان جايگاه شيار نسبت به گياه را تغيير داده و با رشد گياه، شيار پيشين را رها ساخت و يا می توان با توسعه سيستم ريشه از شيارهای جايگزين يا شيارهايی با پهنای زياد که دور از گياه حفر شده اند استفاده نمود.آبياری گياهان زراعی کوتاه که بذر آنها در عمق کم قرار می گيرد به تسطيح دقيق سطح زمين احتياج دارد چرا که در نقاط پست موجب سله بستن خاک و نقاط مرتفع باعث خشک شدن خاک خواهد شد که در آن صورت دانه ها از رطوبت کافی برای جوانه زنی برخوردار نخواهند شد. شکل و فاصله شيارها را می توان به گونه ای تنظيم کرد که در بين آنها مقادير قابل توجهی خاک خشک برای ايجاد مسيرهايی با فواصل بيشتر يا ايجاد بسترهای تخت باقی بماند. فاصله بين شيارها و شکل آنها معمولاً با توجه به فاصله ادوات به کار برده شده در عمليات زراعی و تراکم ايده آل گياه تعيين می شود. هر گاه آبياری با تواتر زيادتر و عمق کمتر مطلوب باشد، آبياری يک در ميان شيارها با کاربرد متناوب آب در يکی از دو شيار مجاور رديف گياه در هر آبياری، روش مناسبی برای آبياری گياهان رديفی به شمار می رود. بدين ترتيب هر رديف گياه در نصف دوره متناوب، در يکی از دو شيار مجاور آب دريافت می کند و می توان با همان دبی، در هر نيم دوره تناوب، وسعتی دو برابر قبل را آبياری نمود. با استفاده از تجهيزات مناسب و نيمه خودکار توزيع آب، می توان نياز کارگری را به کمترين مقدار رسانيد. در صورت سله بستن خاک ها، آبياری يک در ميان شيارها ممکن نخواهد بود. چرا که آب از خلال شکاف ها به داخل شيار خشک مجاور نفوذ خواهد کرد. مدت آبياری با مدت کاربرد آب بايد شامل زمان لازم برای تأمين نفوذ عمقی مطلوب در انتهای شيار، به علاوه زمان پيشروی منهای زمان پسروی (در صورت وجود) باشد، فاصله ميام داغ آب شيارهای مجاور نبايد از دو برابر فاصله ای که نفوذ افقی آب در دوره آبياری در انتهای شيار طی می کند تجاوز نمايد. بايد توجه داشت که ممکن است تمامی خاک سطحی موجود بين شيارها مرطوب نشود، اما خاک زير سطحی در اين فاصله به مقدار کافی مرطوب شود. فاصله ميان داغ آب را می توان با تغيير شکل شيار يا تغيير فاصله بين مراکز شيارها تنظيم نمود. اين تغييرات به شدت بر سرعت نفوذ و مدت زمان آبياری اثر خواهد گذاشت. نمونه يک روش آبياری شياری با آبياری يک در ميان رديف ها و استفاده از سيفون در شکل 5-3- نشان داده شده است.

تفاوت نسبی ميان فرصت نفوذ آب به ابتدای شيار (Ta) فرصت نفوذ در انتهای شيار (Ti) و عمق نفوذ مربوط به آن، به وسيله نسبت پيشروی توصيف می شود؛ AR=Tadv/Ti، در خاکهای ترک نخورده اين نسبت به توزيع آب مورد استفاده رواناب، نفوذ عمقی و ذخيره در خاک در شرايطی بستگی دارد که کفايت آبياری به مقدار 100 درصد رسيده باشد. تغييرات در کمبود مجاز رطوبت خاک (MAD) فاصله شيارها، شکل شيارها، تراکم خاک، استفاده مجدد از آب شيب، اندازه دبی ورودی، مسدود ساختن انتهای شيار و سيستم های بازگشت جريان، بر سرعت نفوذ و مدت مطلوط رواناب در انتهای شيار (Ti) اثر می گذارد. يکنواختی و کارآيی سيستم را می توان با ايجاد تغييراتی در سرعت نفوذ و بسياری از عوامل مربوط به آن وبه ويژه اندازه دبی ورودی (AR) بهبود بخشيد. رواناب و نفوذ عمقی، نسبت به تغييرات AR و بسياری از عوامل مؤثر بر آن، واکنش نشان می دهند.


تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 | 20:38 | نویسنده : حمید صمدنژاد

پليمرهاي  سوپر جاذب ، مواد صد در صد آلي  هستند كه  قادرند به  طريق  فيزيكي  و شيميايي  از دهها تا هزاران  برابر وزن  خود آب  يا محلول هاي  آبي  را جذب  كنند. بر خلاف  موادي  چون  اسفنج  كه  جذب  آب  در آنها فيزيكي  است ، جذب  شيميايي  آب  سبب  مي شود كه  آب  به  مدت  طولاني  حتي  تحت  فشار در داخل  اين  پليمرها حفظ شود. اين  انبارهاي  كوچك  مولكولي  وقتي  در خاك  قرار گيرند قادرند آب  آبياري  را سريعاً به  خود جذب  و از هرزروي  آب  جلوگيري  كنند. پس  از عمل  جذب ، آب  داخل  پليمر به  مرور و با سرعتي  كاملا كنترل  شده  به  محيط خشك  اطراف  نفوذ مي كند و بدين  ترتيب  خاك  به  مدت  طولاني  و بي نياز به  آبياري  مجدد مرطوب  مي ماند.

اين  پليمرها ضمن  كنترل  مصرف  آب ، در كشاورزي  و منابع  طبيعي ، جلوگيري  از فرسايش هاي  بادي  و آبي  و كشت  گلخانه اي  بدون  خاك ، قابل  مصرف اند.

مزاياي  استفاده  از سوپر جاذب:

صرفه جويي در مصرف  آب  به  ميزان  قابل  توجه

 افزايش  توليد محصول

 افزايش  سطح  زير كشت  زمين هاي  كشاورزي

 جلوگيري  از هدر روي  آب  آبياري

كاهش  دفعات  آبياري  و طبعاً كاهش  هزينه هاي  اجرايي

جلوگيري  از شستشوي  كود و مواد غذايي  خاك  به  ويژه  در سطوح  شيبدار

امكان  كشت  در سطوح  شيبدار

ايجاد خلل  و فرج  در خاك  به  دليل  عمل  تناوبي  جذب و دفع  كه  به  بهبود تهويه  خاك  مي انجامد.

تكرار عمل  جذب  و دفع  آب  به  مدت  حدود 5 سال

عدم  ايجاد آلودگي هاي  زيست  محيطي

 

نوع جدید ابر جاذب ها به حل بحران کمبود آب کمک می کنند

 "Super Absorbent" ایران به عنوان کشوری با آب و هوای خشک و نیمه خشک، همواره با مشکل کمبود آب روبروست.یکی از مسائل مهم بخش مصرف آب مسئله آبیاری در کشاورزی است که در تولید محصولات مختلف با کیفیت مطلوب، اهمیت بسیاری دارد. از مشکلات این بخش، نفوذ آب ناشی از بارندگی و آبیاری به لایه های زیرین خاک و دور از دسترس ریشه گیاه است که به مشکل کمبود آب دامن می زند.بنابراین ارائه راه کارهائی در جهت بهینه سازی مصرف آب در کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از پژوهشگران کشورمان در دانشگاه امیرکبیر، موفق به تهیه نوع جدیدی از ژل های موسوم به ابر جاذب (سوپر جاذب) شده است که با جذب آب و سپس دفع تدریجی آن کمک بسیاری به کاهش مصرف آب در هنگام آبیاری گیاهان می کند.
ابر جاذب ها چه موادی هستند و چگونه به آبیاری کمک می کنند؟

هیدروژن یا ابر جاذب های پلیمری به موادی گفته می شود که قادر به جذب آب بوده ولی در آب حل نمی شوند. پلیمرهای ابر جاذب، مواد صددرصد آلی هستند که قادرند به طریق فیزیکی و شیمیائی از ده ها تا هزاران برابر وزن خود آب یا محلو ل های آبی را جذب کنند. برخلاف موادی چون اسفنج که جذب آب در آنها فیزیکی است، جذب شیمیائی آب سبب می شود که آب مدت طولانی حتی تحت فشار در داخل این پلیمرها حفظ شود. علت جذب آب در این مواد گروه های آبدوستی است که در ساختار زنجیره های اصلی شبکه وجود دارد و علت عدم حلالیت آنها در آب به دلیل اتصالات عرضی بین زنجیرهاست که پلیمر را به شکل سه بعدی در می آورد. این خصوصیات باعث کاربرد وسیع مواد
سوپر جاذب در صنایع مختلف نظیر داروسازی، پزشکی، لوازم بهداشتی، کشاورزی شده و از مهمترین مصارف سوپر جاذب ، کاربرد در آبیاری است.این ابر جاذب ها ابتدا به صورت پودر خشک هستند که به راحتی می توان آن را با خاک مخلوط کرد. این ذرات پودری در زمان بارندگی و آبیاری که آب وارد زمین می شود، با جذب آب به صورت ژل درمی آیند و مقدار زیادی آب را در خود ذخیره می کنند و به این ترتیب از هدر رفتن آب و املاح مفید خاک به لایه های زیرین و دور از دسترس ریشه گیاه جلوگیری می شود. این ژل ها به صورت منابع آبی در خاک عمل می کنند و زمانی که رطوبت خاک کم شود، به طور تدریجی آب را به خاک می دهد. این ژل ها با فرآیند تورم و رهایش متوالی که انجام می دهند، باعث ایجاد تخلخل در ساختار خاک شده و وجود این تخلخل امکان جریان آب و هوا را در خاک فراهم می سازد. استفاده از سوپر جاذب باعث می شود که:

اولاً، فواصل آبیاری طولانی تر شود.

ثانیاً، میزان مصرف آب بسیار کمتر شود.

ضمن این که بسیاری از املاح مفید خاک هم هدر نمی رود. براین اساس، با توجه به این که ایران از نظر آب وهوائی جزء مناطق خشک و نیمه خشک جهان محسوب می شود، استفاده از روش های کاهش مصرف آب از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

 
ابر جاذب ها چگونه تهیه شده اند؟
این پلیمر از مونومرهای آبدوست نظیر اکریلیک اسید توام با فرآیند شبکه ای کردن تهیه شده است.
ژل تهیه شده، قابلیت جذب سه هزار برابر وزن خشک اولیه خود را داراست
.
انواع آنیونی این ژل ها که دارای بار منفی است، پیش از این نیز کاربرد داشته ولی نوعی که اخیراً تهیه شده، نوع کاتیونی بوده که ساختار شبکه زنجیره اصلی آن حاوی بار مثبت است
.
 

  مزایای نوع کاتیونی به نوع آنیونی چیست؟

 هیدروژن های آنیونی در حضور بعضی یون های موجود در خاک، دچار پدیده تعویض یون شده و خصوصیات جذب آب خود را به شدت از دست می دهند اما نوع کاتیون ضمن برخورداری از خصوصیات جذب بسیار بالا از ثبات و پایداری خوبی برخوردار است.
مزایای استفاده از این پلیمرهای
سوپر جاذب:


ـ صرفه جوئی در مصرف آب به میزان قابل توجه
ـ افزایش تولید محصول

ـ افزایش سطح زیرکشت زمین های کشاورزی

ـ جلوگیری از هدرروی آب آبیاری

ـ کاهش دفعات آبیاری و طبعاً کاهش هزینه های اجرائی

ـ جلوگیری از شستشوی کود و موادغذائی خاک به ویژه در سطوح شیب دار

ـ امکان کشت در سطوح شیب دار

ـ ایجاد خلل و فرج در خاک به دلیل عمل تناوبی جذب و دفع که به بهبود تهویه خاک می انجامد

ـ تکرار عمل جذب و دفع آب به مدت حدود پنج سال

ـ عدم ایجاد آلودگی های زیست محیطی



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 | 20:37 | نویسنده : حمید صمدنژاد
 

مقدمه :

تمامی موجودات زنده از جمله گیاهان برای رشد و نمو نیاز به غذا دارند. خاک تامین کننده اکثریت قریب به اتفاق عناصر غذایی مورد نیاز گیاه می باشد. به جز کربن ، اکسیژن و هیدروژن که عمدتاً از طریق آب و هوا تامین می گردند، منبع اصلی بقیه عناصر غذایی مورد نیاز گیاه محلول خاک می باشد. در خاک تقریباً تمام عناصر غذایی که در جدول تناوبی وجود دارد، موجود می باشد. بخش اعظم این عناصر نیز در گیاه قابل اندازه گیری هستند اما گیاه برای جذب این عناصر حالت انتخاب ندارد و بدون در نظر گرفتن مفید یا مضر بودن، آنها را جذب می کند. تغذیه صحیح گیاه یکی از عوامل مهم در بهبود کیفی و کمی محصول به شمار می آید. در تغذیه صحیح گیاه نه تنها باید هر عنصر به اندازه کافی در دسترس گیاه قرار گیرد، بلکه ایجاد تعادل و رعایت نسبت میان میزان عناصر مصرفی از اهمیت ویژه برخوردار است، زیرا در حالت عدم تعادل تغذیه ای با افزودن تعدادی از عناصر غذایی نه تنها افزایش عملکرد رخ نمی دهد، بلکه اختلالاتی نیز در رشد گیاه ایجاد شده و در نهایت افت محصول حادث خواهد شد. از آنجائی که این فاکتور براحتی تحت کنترل زارع یا باغ دار می باشد، شناخت این عناصر نقش بسزائی در مدیریت مزرعه یا باغ دارد.

عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به سه دسته تقسیم می شوند:

    عناصر مضر یا غیر ضروری برای گیاه

    عناصر مفید برای گیاه

    عناصر لازم یا ضروری برای گیاه

عناصر مضر (Non-essential Elements) ، عناصری هستند که برای رشد و نمو گیاه زیان آورند و حتی در برخی موارد غلظت های کم این عناصر می تواند موجب کاهش قابل توجهی در عملکرد و رشد گیاه گردد.از جمله این عناصر می توان به سرب، کادمیوم و جیوه اشاره کرد.

عناصر مفید (Beneficial Elements) ، عناصری هستند که در صورتی که در محیط به مقدار کافی موجود باشند، سبب بهبود رشد گیاه و یا گیاهان خاصی می شوند به عنوان مثال سدیم برای چغندر قند؛ سیلیس برای برنج، جو، نیشکر و تا حدودی برای گوجه فرنگی؛ کبالت برای تثبیت بیولوژیکی نیتروژن توسط ریزوبیوم ها و جلبک های سبز و آبی خاصی مفید می باشد و همینطور ید برای جلبک های قهوه ای و وانادیم برای یک نوع جلبک سبز مفید بودن آن به اثبات رسیده است

دسته سوم عناصر لازم یا ضروری (Essential Elements) ، هستند. آرنون و اسکات (1939) سه معیار را برای ضروری بودن یک عنصر عنوان نموده اند. این سه معیار عبارت است از :

    گیاه بدون آن عنصر قادر به تکمیل چرخه حیات خود نباشد

    وظیفه آن عنصر توسط عنصر دیگری قابل انجام و جایگزینی نباشد

    عنصر مستقیماً در متابولیسم و تغذیه گیاه نقش داشته باشد

براساس معیارهای فوق تا کنون 16 عنصر برای رشد و نمو گیاهان ضروری تشخیص داده شده است. کربن، اکسیژن، هیدروژن، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، گوگرد، آهن، منگنز، روی، مس، بر، مولیبدن و کلر شانزده عنصر ضروری مورد نیاز گیاهان هستند. سه عنصر اول یعنی کربن، اکسیژن و هیدروژن قسمت اعظم ماده خشک گیاهی (60 تا 90 درصد ) را تشکیل می دهند و کمبود آنها به جز در مورد کمبود آب دیده نمی شود. این سه عنصر عمدتاً از طریق آب و هوا تامین می شوند. سه عنصر فوق همراه با شش عنصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم (عناصر کودی) ، کلسیم و منیزیم (عناصر آهکی) و گوگرد عناصر غذایی پر مصرف یا پر نیاز برای گیاهان هستند. و هفت عنصر دیگر یعنی آهن، منگنز، روی، مس، بر، مولیبدن و کلر عناصر غذایی کم مصرف یا کم نیاز یا ریز مغذی هستند.(البته بعضی از منابع نیکل و کبالت را نیز جزء عناصر کم مصرف قلمداد می کنند) گیاهان همانگونه که بدون عناصر پر مصرف قادر به ادامه حیات نیستند ، بدون استفاده از عناصر غذایی کم مصرف نیز قادر به ادامه حیات نخواهند بود. تفاوت عمده ای که این عناصر با عناصر پر نیاز دارند این است که این عناصر در مقایسه با عناصر پر نیاز به مقدار کمتری مورد نیاز گیاهان هستند.بعبارت دیگر تفاوت این دو دسته در مقدار نیاز گیاهان به آنها است.اما ریز مغذی ها علی رغم نیاز کم، جایگاه ویژه ای در تولیدات کشاورزی دارند.

جدول زیر اطلاعاتی کلی از عناصر کم مصرف، از قبیل تاریخ کشف ضروری بودن عناصر کم مصرف برای گیاهان عالی، نام کاشفین این  عناصر و همینطور فرم جذبی و میزان تحرک این عناصر در گیاهان، را در اختیار قرار می دهد.

عنصر

سال کشف

کاشف

فرم جذبی

میزان تحرک در گیاهان

آهن

1860

J. Sachs

Fe++

نسبتاً غیر متحرک

منگنز

1922

J.S. McHargue

Mn++

نسبتاً غیر متحرک

بر

1923

K. Warington

H2BO3-

نسبتاً غیر متحرک

روی

1926

A.L. Sommer & C.B. Lipman

Zn++

تحرک کم

مس

1931

C.B. Lipman & G. Mackinney

Cu++

در شرایط کمبود نسبتاً غیر متحرک و در شرایط کفایت متحرک

مولیبدن

1938

D.I. Arnon & P.R. Stout

MoO4--

تحرک متوسط

کلر

1954

T.C. Broyer et al.

Cl -

متحرک

از زمان کشف ضروری بودن این عناصر تا کنون، تحقیقات زیادی بر روی هر یک از این عناصر انجام شده است اما در سال های اخیر علاقه و توجه روز افزونی به نقش این عناصر در تولیدات کشاورزی معطوف شده است. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتند از :

    پیشرفت در روش های آزمون خاک و تجزیه بافت گیاهی برای تشخیص کمبود آنها

    وجود آمارهای زیاد در مورد عکس العمل نباتات زراعی و باغی به مصرف این عناصر

    خارج شدن مقدار زیادی از این عناصر در اثر تولیدات کشاورزی در طول زمان

    نقش عناصر کم مصرف در کنترل و جلوگیری از آفات و بیماری های گیاهی

    استفاده زیاد از حد از کودهای با درجه خلوص بالا و بدون این عناصر

    ایجاد کمبود این عناصر در اثر مصرف زیاد و دراز مدت فسفر

    استفاده کم از کودهای حیوانی در تولیدات کشاورزی

    نیاز به عناصر کم مصرف برای تولید عملکرد بالا

    کمبود روز افزون این عناصر در جوامع بشری

علی رقم اهمیت روز افزون عناصر کم مصرف در تولیدات کشاورزی در کشورهای پیشرفته، متاسفانه در ایران به نقش این عناصر توجه کافی نشده است به طوری که مصرف کودهای حاوی این عناصر در کشور بسیار ناچیز است و به ازاء هر یک تن کود مصرفی، حدود دو گرم کود کم مصرف، هم مصرف نمی گردد. به عبارت دیگر با عنایت به این که مصرف سالانه کودهای شیمیایی در ایران حدود 2.5 میلیون تن است، باید سالیانه 75 هزار تن کودهای حاوی عناصر کم مصرف، مصرف نمود ولی مصرف این نوع کودها در کشور ما به حدود 200 هزار تن در سال هم نمی رسد. واضح است که در خاک های آهکی، مانند اکثریت خاک های ایران، در مقایسه با خاکهای اسیدی کمبود این عناصر بیشتر مطرح است. متاسفانه توجه به این عناصر نیز مانند توجه به مواد آلی و کودهای پتاسیمی به بوته فراموشی سپرده شده است.گواه این مطلب فرمول کودی کشور در چند سال اخیر می باشد که در زیر آمده است. در فرمول کودی کشور در سال 1370 به ترتیب نسبت نیتروژن (N) 100 ؛ فسفر (P2O5) 111 ؛ پتاسیم (K2O) 3 ؛ گوگرد (S) 3 و ریزمغذیها صفر در صد و در سال 1375به ترتیب 100 ؛ 58 ؛ 5 ؛ 5 و صفر در صد بود و در سال 1380 به ترتیب به 100 ؛ 55 ؛ 22 ؛ 10 و 1 در صد اصلاح شد و در نظر است به نسبت های 100 ؛ 50 ؛ 40 ؛ 50 و 4 در صد ارتقا داده شود. تمامی موارد گفته شده در بالا و بی توجهی مسئولین، چه کشاورز و چه متخصصین امر بنده را بران داشت که نخستین مطلب تار نگار را به ریزمغذی ها اختصاص دهم و آنها را از هفت منظر ، نقش ریز مغذی ها در خاک، در  تغذیه گیاهان، در  تغذیه انسان و دام، پراکندگی جغرافیایی این عناصر، علایم تشخیصی کمبود و بیش بود ریز مغذی ها، توصیه کودی و در پایان مدیریت ریز مغذی ها در مزرعه(پیشگیری و مقابله با کمبود ریز مغذی ها)، بررسی کنم.

به توجه به حجم بالای مطالب، این مقاله در چهار قسمت ارایه می گردد.

قسمت اول

آهن (Fe)

نقش آهن در خاک :

آهن چهارمین عنصر فراوان پوسته زمین بعد از اکسیژن، سیلیسیم و آلومینیم با میزان 5.6 در صد می باشد و متوسط مقدار آن در خاک 3.8 در صد تخمین زده شده و تقریباً در هر نوع خاکی یافت می شود. ولی بیشتر به صورت غیر قابل حل در بین لایه های مختلف کانی ها و اکسید های آهن وجود دارد. معمولاً یون آهن به صور مختلف در خاک مشاهده می گردد.(به حالت دو ظرفیتی و یا سه ظرفیتی) در کانی های اولیه آهن به صورت Fe++ است که در طی هوا دیدگی در محیطی با تهویه نامناسب این کانی ها حل شده و Fe++ آزاد می کنند در حالیکه در خاک های با تهویه خوب به Fe+++ تبدیل و به صورت اکسید و هیدروکسید Fe+++ رسوب می کند. حلالیت آهن در خاک عمدتاً توسط اکسید های آهن سه ظرفیتی کنترل می گردد. غلظت Fe3+ در خاک به PH وابسته است و در PH بین 5.6 تا 8 به حداقل خود می رسد. که متاسفانه اکثریت خاک های کشور نیز دارای این PH هستند. با افزایش PH خاک از 4 به 8 غلظت Fe3+ از 8- 10به 20-10کاهش می یابد. به طور کلی به ازاء هر یک واحد کاهش در PH فعالیت Fe3+ هزار بار افزایش می یابد. یون سه ظرفیتی آهن در خاک تقریباً تحرکی نداشته و در اکثر موارد غیر محلول است و در بعضی از لجن ها و توربها به خاک و لجن رنگ قرمز می دهد. در حالی که در شرایط احیایی خاک که در این حالت آهن دو ظرفیتی در خاک غالب می باشد رنگ خاک خاکستری و گاهی هم آبی به نظر می رسد. بنابراین رنگ های خاک می توانند تحت تاثیر اکسید های آهن باشند، اکسید های آهن نظیر گوتیت و هماتیت در اکثر موارد عامل تغییر رنگ در خاک ها می باشند. به طور کلی رنگ هائی که بین قرمز و بژ هستند از قبیل قرمز، زرد، نارنجی، قهوه ای، بژ و رنگ های بین خاکستری تا سبز در نتیجه وجود آهن در خاک پدید می آیند. برای مثال ترکیبات آهن دار و رنگ خاک های شامل آنها را در زیر ذکر می نماییم.

هماتیت به رنگ قرمز؛ گوتیت به رنگ زرد یا قهوه ای مایل به قرمز؛ هیدرات فریک به رنگ قرمز؛ اکسید فرو در محیط اسیدی سبز و در محیط قلیایی آبی؛ استیل پینو سیدریت به رنگ زرد؛ هیدرات فرو به رنگ سبز مایل به خاکستری؛ کمپلکس های آهن و رس و هوموس به رنگ قهوه ای سیاه؛ کمپلکس های فرو به رنگ خاکستری و کمپلکس های فری به خاک رنگ قرمز می دهند.

در خاک اکسید های آهن در اثر واکنش های فیزیکو شیمیایی تشکیل می گردند. و در طبقه بندی جزء کانی های فرعی خاک قرار می گیرند. اکسید های آهن که دارای ساختاری هشت وجهی می باشد. در حقیقت کلوئید های می باشند با بار متغیر، بدین معنی که بار سطحی آنها توسط پارامتر های که با محلول خاک در ارتباط می باشند تعیین می گردد. بنابراین بر حسب تغییرات PH می توانند آنیونها و کاتیونهای را جذب نمایند. این کانی ها در PH معینی، فاقد بار سطحی می باشند که در اصطلاح به آن نقطه ZPC می گویند. و بار سطحی کانی در PH پایین تر از نقطه ZPC مثبت بوده و می تواند آنیون ها را جذب نماید و در PH بالا تر از ZPC بار سطحی اکسید های آهن منفی شده و در نتیجه کاتیون ها را جذب می نمایند. لازم به ذکر است که مقادیر ZPC برای ترکیبات آهن و آلومینیوم بین 7 تا 9 تغییر می نماید. در زیر مهمترین اکسید های آهن موجود در خاک را بیان می کنیم.

1)      گوتیت (Goethite) :

گوتیت فراوان ترین و از نظر ترمو دینامیکی پایدار ترین اکسید آهن در خاک می باشد و فرمول کلی آن از قرار Fe2O3,H2O است ولی طبق نظریه Bragg برای نشان دادن بهترین صفات بلورین بهتر است آن را به صورت HFeO2 نمایش داد. گوتیت به صورت بلور های سوزنی شکل دیده می شود و در معادن آهن و در تشکیلات آلیوس(فراجی پن) و در بعضی فراسول ها مقدار قابل توجهی گوتیت وجود دارد. و به طور کلی گوتیت در خاک های شدیداً تخریب شده، بیشتر یافت می شود.

2)  هماتیت (Hematite) :

هماتیت ( a-Fe2O3 ) دومین اکسید آهن فراوان در خاک است. این کانی در خاک های کاملاً تخریب شده، وجود دارد.

دو کانی گوتیت و هماتیت فراوان ترین و پایدار ترین (فاز های a ) اکسید های آهن موجود در خاک می باشند. ولی اکسید های آهن دیگری نیز در خاک موجود می باشند که از اهمیت کمتری برخوردار می باشند از قبیل :

مگنتیت (Fe3O4) ، مگهمیت (g-Fe2O3) ، لپیدو کروسیت (g-FeOOH) ، فری هیدرات (Fe10O15 . 9H2O) ، فراکسیت (d-FeOOH) و آکاگانتیت (b-FeOOH)

در بیشتر نقاط کشور ما، مهمترین عامل کمبود آهن، زیادی بی کربنات در محلول خاک است که این بی کربنات خود نیز حاصل انحلال آهک در محلول خاک است.

بی کربنات تولید شده در محلول خاک، خاصیت بافری دارد بدین معنی که با جلوگیری نسبی از کاهش PH در اطراف ریشه از حلالیت بیشتر ترکیبات آهن دار و قابلیت جذب آهن می کاهد. برای تعیین اثرات کربنات کلسیم،  روی جذب آهن از ضریب مخصوصی استفاده می شود که آنرا کلروز خاک (IPS) می نامند که از ضرب در صد کربنات کلسیم خاک در میزان آهن موجود در خاک بدست می آید.

اگر در فرمول فوق IPS بیش از 60 باشد نشان دهنده این است که جذب آهن از خاک توسط گیاهان به سختی انجام می گیرد. البته برخی از گونه های مقاوم درختان میوه تا IPS برابر 100 مقاومت می کنند.

همیشه کمبود آهن در گیاه ناشی از کمی مقدار کل آن در خاک نیست بلکه بیشتر اوقات وجود عناصر دیگر در خاک و ترکیب آهن با آنها موجب کاهش فراهمی آن می شود به عنوان مثال، افزایش جذب نیتروژن نیتراتی توسط گیاه موجب عدم تعادل نسبت کاتیون - آنیون می گردد که این امر منجر به تراوش بی کربنات از ریشه به ریزوسفر و در نتیجه کاهش جذب آهن می گردد،زیادی فسفر نیز با مکانیسم های که برای آن ذکر کرده اند می تواند غلظت آهن گیاهی را کاهش دهد همین برهمکنش های منفی نیز در مورد منگنز - آهن و مس - آهن، نیز گزارش شده است.

نقش آهن در گیاه :

اولین بار در سال 1860 ضرورت وجود آهن برای گیاهان توسط Van Sachs, knop کشف شد و از آن زمان تا کنون تحقیقات بی شماری در این رابطه انجام گرفته است.البته این تحقیقات در ایران از دهه 40 آغاز شده و رشد کندی نیز داشته است و عمدتاً بر روی درختان میوه بوده است. براساس نتایج این مطالعات، زرد برگی ناشی از آهک (Lime induced chlorosis) بخش وسیعی از کشور ما را فرا گرفته است که علت اصلی آن کمبود آهن در گیاه است.

آهن در خاک از طریق انتشار و حرکت توده ای و عمدتاً به صورت آهن فریک (Fe3+) منتقل و زمانی که وارد ریزوسفر گیاهی می شود، به فرم آهن فروس (Fe2+) احیا و سپس توسط ریشه جذب می گردد. به طور کلی گیاهان از دو استراتژی مشخص برای محلول نمودن و جذب آهن از خاک استفاده می کنند: دسته ای از گیاهان شامل گیاهان دو لپه ای و تک لپه ای های غیر گرامینه ایی در عکس العمل به کمبود آهن یک سری واکنش ها و تغییرات از لحاظ شکل و وظایف فیزیولوژیکی در ریشه هایشان صورت می دهند که این تغییرات موجب افزایش توانایی گیاه برای حل و جذب نمودن آهن از محیط می گردد. گیاهان این دسته برای جبران کمبود آهن، در داخل ریشه خود پروتون (احیا کننده)  ایجاد کرده که این پروتون به خارج از ریشه پمپ شده و در نتیجه آهن فریک به آهن فروس تبدیل می گردد که بیشتر قابل جذب گیاه است. و یا اینکه ریشه یک مقداری مواد کلات کننده ایجاد می کند که این مواد کلات کننده هم آهن دو و هم آهن سه را می توانند کلات کرده و در اختیار گیاه قرار دهد. دسته دیگر از گیاهان که شامل گرامینه ها و گراس ها می باشند، می توانند از طریق ترشح لیگاند های آلی با وزن مولکولی کم، به نام سیدروفور که یک آمینو اسید غیر پروتئینی است. یون های Fe3+ را حل نموده و برای جذب آماده سازند .

لازم به ذکر است که این استراتژی ها در صورتی بروز میکنند که گیاه دچار کمبود باشد.

آهن نقش تاثیر گذاری را در گیاهان دارد. دو گروه از پروتئین های حاوی آهن، بنام های پروتئین های هم و پروتئین های غیر هم در گیاهان وجود دارد. پروتئین های هم شامل سیتوکروم های مختلف هستند. علاوه بر این دیگر پروتئین های هم شامل اکسیداز سیتوکروم، کاتالاز پراکسیداز و لگهموگلوبین هستند که در گره های ریشه غلات دیده می شوند. معروف ترین پروتئین آهن - گوگرد (پروتئین غیر هم)، فرودکسین است. پروتئین های آهن - گوگرد در فرایند های سوخت و ساز نظیر فتو سنتز، احیا سولفات (SO4--) به سولفیت (SO3-) ، تنفس و تثبیت N2 دخالت دارند. آهن تعدادی از آنزیم ها را فعال ساخته و نقش مهمی در سنتز RNA دارد. در اثر کمبود آهن غلظت کلروفیل و دیگر رنگ ریزه های گیاهی نظیر کاروتن و گزانتوفیل کاهش می یابد. آهن در فعال ساختن حامل های الکترون هر دو فتو سیستم (I و II) موثر است. در اثر کمبود آهن فتو سنتز شدیداً کاهش می یابد در حالی که کمبود آن اثری بر تنفس ندارد. در اثر کمبود آهن به علت کاهش فرودکسین و در نتیجه کاهش احیاء نیتریت، نیترات در گیاه تجمع می یابد. در لگوم های که از کمبود آهن رنج می برند، احتمالاً به علت صدمه دیدن تکثیر باکتری ها در طی تشکیل اولیه گره، گره بندی توسط ریزوبیوم ها مختل می گردد.

به طور کلی در برگ های تمام گونه های گیاهی علامت اصلی کمبود آهن جلوگیری از رشد کلروپلاست است.

نقش آهن در تغذیه انسان و دام :

کمبود آهن یکی از مهم ترین و عمومی ترین کمبود های تغذیه ای در جهان است که گستردگی وسیعی دارد. مهمترین گروه های حساس به کمبود آهن کودکان، نوجوانان، زنان شیرده و باردار هستند. گزارش های غیر رسمی حاکی از آن است که بیش از 30 در صد جمعیت جهان با کمبود آهن مواجه هستند.که البته در کشور های در حال توسعه کمبود آهن شیوع بیشتری دارد. در خاورمیانه 50 در صد زنان باردار و کودکان زیر هفت سال از کمبود آهن رنج می برند. کم خونی ناشی از کمبود آهن بیماری شایعی است که در اکثر مناطق دنیا مشاهده شده است. یکی از عوارض کمبود توام آهن و روی به نام کم خونی ایرانی Persian anemia است که در منبع خارجی نیز ذکر شده است.

مقدار متوسط آهن در بدن یک مرد هفتاد کیلوگرمی، 5 - 4 گرم و یا به عبارت دیگر حدود 60 تا 70 میلی گرم بر کیلوگرم است که بسته به اندازه و وضعیت آهن این مقدار فرق می کند. تقریباً 60 درصد آهن بدن در هموگلوبین و 8 تا 9 درصد در میوگلوبین ( ماده رنگین عضلات ) وجود دارد. هموگلوبین و میوگلوبین به ترتیب مسئول انتقال و ذخیره اکسیژن هستند. آهن برای سوخت و ساز صحیح ویتامین های B ضروری است، به رشد کمک کرده، مقاومت در مقابل بیماری ها را زیاد می کند، از خستگی جلوگیری می کند، رنگ موزون به پوست می دهد و کم خونی های حاصل از کمبود آهن را معالجه و پیش گیری می کند. (در انسانها حدود هشت درصد کل آهن مصرفی جذب بدن شده، عملاً وارد جریان خون می شود.)

مقدار مصرف روزانه آهن برای بالغین 18 میلی گرم و برای زنان باردار و شیرده بیش از 18 میلی گرم در روز توصیه شده است. بدن زنان دو برابر مردان آهن از دست می دهد. برای جذب آهن در بدن، مس، کبالت، منگنز و ویتامین C مورد نیاز است.همچنین تعدادی از ترکیبات از جذب آهن می کاهند. شناخته شده ترین آنها فیتات ( اینتول هگزا فسفات ) می باشد. معمولاً افزایش نمک های سدیم و پتاسیم فیتات از جذب آهن جلوگیری می کنند. این ترکیبات در دانه گندم وجود دارد و همراه با فیبر از جذب آهن موجود در گندم می کاهند. تانن و دیگر پلی فنول ها نیز می توانند نقش بازدارنده ای در جذب آهن داشته باشند. مثلاً چای یک مانع قوی در جذب آهن است. علاوه بر این مصرف زیادی و نامتعادل روی و مس از جذب آهن جلوگیری می کنند.

منابع سرشار از آهن عبارتند از: لوبیا سبز، کلم، کاهو، اسفناج، جوانه گندم، دل و جگر، صدف، بادام، پسته

منابع دارای آهن متوسط شامل : آرد سفید، آرد گندم، گوشت گوساله، جو و تخم مرغ

منابع فقیر آهن شامل: سیب، شیر، سیب زمینی، برنج و شکر سفید

پراکنش جغرافیایی آهن :

به دلیل کم توجهی به نقش عناصر غذایی در افزایش کمی و کیفی محصولات کشاورزی، اطلاعات کمی در مورد پراکنش جغرافیایی کمبود یا بیش بود کلیه عناصر غذایی از جمله عناصر کم مصرف در دست است. ولی آنچه مسلم است کمبود آهن عمدتاً در خاک های غیر آهکی و سبک (شنی) دیده می شود ، اما در خاک های آهکی مناطق خشک با تهویه کافی، شایع تر می باشد. در مطالعه جامع فائو که توسط سیلانپا در سال 1982 در بیش از 30 کشور جهان انجام شده است، معلوم گردید که بیش از 30 درصد خاک های این کشورها به نوعی به کمبود یک یا چند عنصر کم مصرف از جمله آهن مبتلا هستند. ولی کمبود آهن را در کشورهای مالتا، مکزیک، ترکیه و زامبیا شدید توصیف نموده است.گزارش های متعدد از مناطق دیگر جهان از جمله در گیاهانی که در مناطق خشک، آهکی و خاک های غیر شور آهکی کشورهای شرق مدیترانه، خاورمیانه و هند و بنگلادش رشد کرده اند، حاکی از بروز کمبود آهن در این کشورهاست.

در ایران گزارش مستند و کاملی از وضعیت و پراکندگی کمبود آهن در نباتات وجود ندارد. شواهد موجود حاکی از کمبود شدید آهن به خصوص در درختان میوه در اغلب استانهای کشور است. زرد برگی ناشی از آهک، شکل خاصی از کمبود آهن در گیاهان است که بخش وسیعی از کشور ما را فرا گرفته است. استان های تهران، قزوین، خوزستان، خراسان،فارس، اصفهان و آذربایجان بیش از سایر مناطق دچار این مشکل هستند. در مطالعاتی که به منظور تعیین حد بحرانی آهن و روی در گندم در بیش از 30 استان توسط محققین موسسه خاک و آب انجام گرفته است، بیانگر کمبود شدید آهن در استان خراسان می باشد. بر اساس این تحقیقات حدود 37 درصد از اراضی مورد مطالعه ، از لحاظ آهن کمبود داشته اند.

علایم تشخیصی کمبود یا بیش بود آهن در گیاه :

جذب آهن توسط گیاه جذب فعال بوده و نیازمند انرژی می باشد. این انرژی از سوخت و ساز گیاهی تامین می شود.هر عاملی که بر سوخت و ساز گیاهی اثر داشته باشد، بر جذب و انتقال آهن و در نتیجه در ایجاد کمبود یا بیش بود آن در گیاه موثر خواهد بود. به طور کلی دو دسته عوامل محیطی و عوامل خاکی بر فراهمی آهن برای گیاه موثر می باشند. که در زیر هر دو عامل را به اختصار شرح می دهیم

1)                عوامل محیطی:

عوامل آب و هوایی از جمله دما و رطوبت خاک به صورت زیر بر فراهمی آهن اثر می گذارند

کاهش دمای خاک از طریق کاهش رشد ریشه، کاهش سوخت و ساز گیاهی، کاهش تولید سیدروفور، افزایش مقدار بی کربنات در محلول خاک بر فراهمی آهن تاثیر می گذارد و زیادی دما نیز از طریق افزایش تجزیه میکروبی سیدروفور، افزایش میزان بی کربنات در اثر افزایش فعالیت میکروبی، افزایش جذب فسفر و همچنین افزایش رشد گیاهی و در نتیجه مقدار رطوبت خاک نیز با تاثیر بر سوخت و ساز گیاهی، غلظت بی کربنات در محلول خاک و شکل آهن در خاک(دو یا سه ظرفیتی)بر فراهمی آهن اثر می گذارد.

2)                عوامل خاکی:

فراهمی آهن در خاک شدیداً به PH و پتانسیل رداکس خاک وابسته است. و مدیریت های مناسبی که بتواند PH خاک و پتانسیل رداکس آن را کاهش دهد، فراهمی آهن در خاک را بالا می برد. فراهمی آهن در خاک تا حدودی به فراهمی الکترون وابسته است. در محیط های غرقاب که الکترون زیاد و شرایط احیا فراهم است، فراهمی آهن زیاد است.علاوه بر این عوامل، مواد الی نیز نقش اساسی در چرخه عناصر کم مصرف ایفا می کنند. این مواد به عنوان کلات کننده های طبیعی با آهن موجود در خاک پیوند برقرار کرده و آنرا متحرک کرده و به ریشه می رسانند. همچنین مواد الی می تواند باعث تعدیل PH محیط اطراف ریشه گردند و در نتیجه به جذب آهن توسط ریشه های گیاه کمک کند. در بعضی مواقع فراهمی کم آهن در خاک ناشی از کمبود آن در گیاه نمی باشد بلکه در بیشتر اوقات وجود عناصر دیگر در خاک و ترکیب آهن با آنها موجب کاهش فراهمی آن می گردد. در مورد این عناصر در قسمت های قبل توضیح ارایه شده است.

اگر گیاهی قادر به جذب آهن به مقدار کافی نباشد، ساخت سبزینه در برگ ها کاهش می یابد. بدین ترتیب برگ ها رنگ پریده خواهند شد.در این حالت ابتدا فاصله بین رگبرگ ها، و سپس با شدت یافتن کمبود، به جز رگبرگ ها، تمام سطح برگ زرد می شود و در مراحل پیشرفته تر برگ ها سوخته و خشک می شوند، که در درختان مو به این حالت Bleach می گویند. از آن جا که آهن در گیاه پویا نیست، این علایم ابتدا در برگ های جوان و در قسمت های بالای ساقه مشاهده می شود و با تشدید یافتن کمبود، تمامی گیاه را در بر می گیرد. البته باید به این نکته توجه کرد که تنها کمبود آهن باعث زردی برگ ها نمی شود، کمبود منیزیم، نیتروژن و برخی از عناصر دیگر، بعضی از آفات و بیماری های گیاهی و یا نور کم نیز در مواردی منجر به زردی برگ ها می شود.

بهترین روش برای تشخیص کمبود یا بیش بود یک عنصر در خاک،آزمایش تجزیه خاک و گیاه می باشد.که با تجزیه گیاه و مشخص شدن میزان کمبود یا بیش بود آن عنصر در گیاه، می توان با آزمایش خاک توصیه کودی لازم را اعمال کرد.

مشخصات فنی، زمان و روش های مصرف کود های محتوی آهن :

امروزه هیچ کشوری در دنیای متمدن و در حال پیشرفت قادر به افزایش تولیدات کشاورزی بدون توجه به وضعیت عناصر غذایی نیست. و بهبود وضعیت عناصر غذایی از طریق افزودن کود های مختلف صورت می گیرد.

بهترین کود محتوی آهن در خاک های آهکی نظیر اکثریت قریب به اتفاق خاک های ایران، ترکیبات شیمیایی با بنیان Fe-DTPA و Fe-EDDHA (سکوسترین آهن-138) می باشد. این کود ها فقط به صورت مصرف خاکی و یا به صورت استفاده در آبیاری تحت فشار در درختان و زراعت های که به صورت نواری آبیاری می شوند، توصیه می گردد و استفاده از آنها به صورت محلول پاشی موثر نخواهد بود زیرا این کود ها در اثر نور تجزیه می شوند.

مقدار مصرف کود سکوسترین آهن-138 که حاوی شش در صد آهن می باشد بسته به سن درخت 50 تا 150 گرم برای هر درخت در روش خاکی توصیه شده است که در زمستان در نیمه خارجی سایه انداز درخت در زیر قطره چکان ها مصرف می شود.

از کود های مناسب دیگر، کلات های آهن با بنیان Fe-EDTA (با نام تجاری فتریلون) می باشد که محتوی شش در صد آهن بوده و مخصوص خاک های اسیدی است و مصرف آن به صورت محلول پاشی می باشد. کود دیگری به اسم کود میکروی کامل توسط تولید کننده گان داخل کشور تولید شده و به بازار آمده است. این کود غیر کلاته و ارزان است و به صورت محلول پاشی و یا چالکود قابل مصرف است.

البته کودهای دیگری نظیر سولفات آهن آبدار، با حداقل 19 در صد آهن و سولفات آهن خشک با 24 در صد آهن نیز در بازار موجود است. ولی از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق خاک های زراعی ایران آهکی است و مصرف سولفات آهن در این خاک ها موجب تثبیت سریع آن و تبدیل آن به فرم های غیر قابل جذب می گردد، لذا مصرف خاکی آن بجز به صورت موضعی توصیه نمی گردد.

مدیریت آهن در مزرعه:

بایستی به خاطر داشت که بروز کمبود آهن عمدتاً به دلیل ضعف مدیریت زارع یا باغ دار می باشد و با مدیریت قوی می توان در بیشتر مواقع از بروز کمبود جلوگیری نمود. از طرف دیگر بایستی به خاطر سپرد که همیشه پیشگیری آسان تر و کم هزینه تر از درمان می باشد. در این قسمت سعی می شود مسائل کاربردی و مفید در مورد مدیریت آهن در مزرعه، تیتروار ارایه گردد.

                کاشت گیاهان مقاوم به کمبود آهن

                عدم مصرف آب های سنگین که حاوی بیش از 200 پی پی ام بیکربنات هستند

                افزودن مواد الی و کود سبز به خاک (پخش یکنواخت)

               کاهش PH خاک از طریق مصرف اسید سولفوریک یا گوگرد عنصری

                زدن شخم کافی و تهویه بموقع خاک

                مصرف خاکی کلات های آهن

                محلول پاشی با استفاده از کلات های آهن ساخت داخل و یا سولفات آهن

                استفاده از سولفات آهن و یا حتی اسید سولفوریک برای تزریق در تنه درخت

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 | 20:36 | نویسنده : حمید صمدنژاد


نقش پتاسيم در گياهان

پتاسيم نقش كاتاليزوري داشته، در نقل و انتقال مواد، كنترل تبخير و تعرق، فعاليتهاي آنزيمي نقش دارد. از نقشهاي آن مي توان به افزايش مقاومت گياهان در برابر آفات و بيماريها، كم آبي، تنش هاي محيطي ،‌بهبود كمي و كيفي ، افزايش طول عمر گلهاي بريده و تشديد فتوسنتز اشاره نمود كه كمبود آن باعث كاهش گلچه ها و همچنين كوتاهي سنبله گل، تاخير در گل دهي، و زردي عمومي در برگهاي مسن گردد.

علائم كمبود پتاسيم در گياهان زيستي

علائم كمبود پتاسيم با زرد شدن برگهاي قديمي ، توقف رشد و كوچكتر شدن گلها مشخص مي شود. علائم كمبود پتاسيم در ميخك بدين صورت نمايان مي شود كه از برگهاي مسن به صورت تغيير رنگ به نوك برگها ، قابل رؤيت مي باشد. در شرايط كمبود، ساقه هاي گل دهنده تحت تاثير اين كمبود قرار گرفته و در حالت شديد ، كاسبرگها زرد مي شود. در گل داوودي ، در اثر كمبود پتاسيم ، رشد بوته ها شديدا كاهش يافته و برگها قهوه اي و خشك مي شوند و در شرايط كمبود شديد ، ساقه گل دهنده خم و شكسته به نظر رسيده و روي بوته آويزان مي شود. در گل ژربرا ، علائم كمبود پتاسيم ، بصورت قهوه اي و برنزه شدن برگهاي مسن قابل مشاهده است. در بنت القنسول ، ابتدا رنگ پريدگي در برگها و به دنبال آن خشكيدگي حاشيه برگها عارض مي شود. در صورت تشديد كمبود ، تعداد برگهاي رنگي به شدت كاهش يافته و از بازار پسندي بوته ها كاسته مي شود. در گل رز كمبود پتاسيم به صورت كلروز و سپس نكروزه شدن حاشيه و نوك برگهاي مسن، رنگ پريدگي شكوفه ها ، كاهش كميت و كيفيت گل ،‌كاهش مقاومت به سرمازدگي و امراض مي باشد.( بني جمالي،1382)

در گل پامچال، از مهمترين علائم كمبود پتاسيم ، كمي رشد و علفي شدن بوته ها، قهوه اي و برنزه شدن حاشيه برگها و در نهايت سبب كاهش گلدهي مي گردد. در گلهاي آنتوريم علائم كمبود پتاسيم با زرد شدن برگهاي قديمي بعد از حذف پتاسيم از برنامه تغذيه آغاز و سپس رشد گياه متوقف مي گردد. برگهاي پائيني زرد و لكه هاي زرد رنگي بين رگبرگها ايجاد مي شود. كه به تدريج به لكه هاي بزرگ نكروزه تبديل مي شوند.حال آنكه برگهاي جوانتر كوچك ، باريك و سبز تيره باقي مي مانند.تحت اين شرايط گلهاي توليدي در اندازه هاي كوچك تا متوسط مي باشند(ملكوتي و تقوي،1377) . در اكثر گلهاي زينتي در صورت كمبود پتاسيم برگهاي مسن به سرعت حالت خشكيدگي پيدا نموده و در نهايت متعاقب كاهش شديد پتاسيم ، بيش از نصف برگها خشك مي گردد. كمبود پتاسيم در گل لاله عباسي ،‌لكه هاي سفيد متمايل به قهوه اي و شوختگي نوك برگها را به همراه دارد. بطور كلي كمبود پتاسيم در كليه گياهان زينتي ، سببب بد شكلي گلها گرديده و از بازار پسندي آنها به شدت مي كاهد (ملكوتي و تقوي،1381). در اكثر گلهاي زينتي از دادن كودهاي ازته زيادي مخصوصا در مرحله گلدهي بايد پرهيز نمود و در مقابل به مصرف كودهاي پتاسيمي مخصوصا سولفات پتاسيم اقدام نمود. چه پتاسيم در اكثر موارد باعث افزايش طول عمر گلهاي زينتي مي گردد.

در ذيل به شرح مختصري از مصرف متعادل كود به ويژه پتاسيم در افزايش كمي و كيفي گلهاي متفاوت پرداخته مي شود.

1- گلايل (
Gladiolus) : گلايل جزء چهار نوع گل اصلي شاخه بريده صادراتي ايران است. براي ارتقاء كيفيت گل هاي شاخه بريده به ويژه گلايل، تغذيه پتاسيم داراي اهميت زيادي مي باشد.

مصرف پتاسيم به ميزان 180 كيلوگرم در هكتار بر اساس آزمون خاك همراه با مصرف بهينه ساير عناصر غذايي ، موجب ارتقاء خصوصيات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل دهنده(17 درصد) ؛ افزايش قطر ساقه گل(19 درصد) ؛ افزايش وزن پداژه و پداژك در واحد سطح(70 درصد) ؛ افزايش طول عمر گل شاخه بريده( 11/5 درصد) ؛ و افزايش مقاوت به كم آبي در گلهاي شاخه بريده گلايل گرديد(ايرانشاهي،1377 ؛‌بني جمالي و همكاران ، 1380) .

مصرف 270 كيلوگرم در هكتار پتاسيم ، موجب اثرات مثبت باقيمانده در توليد پداژه و گل حاصل از آن در سال بعد از جمله افزايش تعداد پداژه و پداژك در واحد سطح(‌درصد ) ؛ افزايش وزن پداژه و پداژك در واحد سطح(2/54 درصد ) ؛ فزايش طول عمر گل ( 23/26 درصد ) ؛ افزايش تعداد گلچه در گل آذين ( 8 درصد)؛ افزايش تعداد بوته باقيمانده در كرت (‌/38‌درصد با مصرف 540 كيلوگرم(
K2O)) ؛ افزايش ارتفاع شاخه گل (12 درصد با مصرف 540 كيلوگرم(K2O)) و افزايش قطر ساقه ( 7 در صد با مصرف 540 كيلوگرم(K2O)) شد . (ايرانشاهي،1377 ؛‌بني جمالي و همكاران ، 1380؛ ملكوتي و كافي ، 1381)

2- مريم (
Tuberose) : گل مريم از جمله گل هاي معطر و مهم شاخه بريده ايران مي باشد كه مي تواند جايگاه خاصي در امر صادرات و مصرف داخلي داشته باشد. مصرف پتاسيم به ميزان 360 كيلوگرم در هكتار (K2O) بر اساس آزمون خاك همراه با مصرف بهينه ديگر عناصر غذايي موجب ارتقاء صفات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل ( 6/4 در صد)؛ افزايش طول خوشخ گل(18 درصد)؛ افزايش قطر ساقه گل(14 درصد)؛ افزايش تعداد گلچه در گل آذين گل (11/5 در صد)؛ بهبود وزن پياز و پيازچه (12 در صد)؛ و بهبود تعداد پياز و پيازچه (11 درصد) گرديد.

3- داوودي (
Chrysanthemum) : گل داوودي با تنوع وسيع و سازگاري مطلوب آن از جمله گلهاي مهم شاخه بريده ايران و جهان مي باشد. با توجه به نياز بالاي اين گل به عناصر غذايي از جمله پتاسيم با مصرف 180 كيلوگرم در هكتار (K2O) تاثيرات مثبتي از لحاظ كمي و كيفي گل دارد. از جمله افزايش عمر پس از برداشت گل ( 19 در صد)؛ افزايش تعداد شاخه گل در واحد سطح (4/2 درصد) ؛ افزايش وزن ترگياه (26 درصد) و افزايش قطر غنچه گل (7 درصد با مصرف 360 كيلوگرم (K2O) مي شود.(بني جمالي،1383)

4- ميخك (
Carnation) : يكي از مهمترين گلهاي شاخه بريده ايران و جهان محسوب مي شود. مصرف پتاسيم بر اساس آزمون خاك به ميزان 300 كيلوگرم در هكتار (K2O) موجب بهبود خصوصيات كمي و كيفي گل مي شود. از جمله افزايش تعداد شاخه در واحد سطح(9/5 درصد)؛ و بهبود قطر گل ، عمر پس از برداشت ، ارتفاع ساقه گل ، تعداد بوته در كرت و قطر غنچه مي شود.(بني جمالي و شفيعي ، 1384)

5- جعفري (
Marigold) : گل جعفري پا بلند يكي از گلهاي شاخه بريده با اهميت در جهان مي باشد كه جايگاه خوبي در توليدات داخلي و خارجي مي تواند داشته باشد. مصرف پتاسيم بر اساس تغذيه بهينه عناصر غذايي و آزمون خاك به ميزان 270 كيلوگرم در هكتار (K2O) موجب بهبود خصوصيات كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل( 16/6 درصد)؛ افزايش قطر گل(19 در صد با مصرف 360 كيلوگرم(K2O))و بهبود قطر ساقه گل، (16درصد)مي گردد.(بني جمالي و همكاران،1380)

6- آهار (
Zinnia) : آهار از جمله گلهاي مهم يكساله داراي تنوع و سازگاري مناسب با آب و هواي ايران است . تغذيه بهينه عناصر غذايي و پتاسيم تا 540 كيلوگرم در هكتار (K2O) بر اساس آزمون خاك موجب بهبود كمي و كيفي گل از جمله افزايش ارتفاع شاخه گل (20/5 درصد)؛ افزايش قطر گل )5/11درصد)؛ و افزايش عمر پس از برداشت(29درصد) مي گردد.(بني جمالي،1381)



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 | 10:25 | نویسنده : حمید صمدنژاد

سبزی های ریشه ای

به سبزی هایی گفته می شود که قسمت متورم و ضخیم آن به مصرف خوراک می رسد. این سبزی ها شامل : هویج ، ترپچه ، چغندر لبویی ، شلغم ، کرفس قمری و سیب زمینی شیرین می باشد.

هویج  Daucus carota var. sativa

گیاهی علفی دو ساله از خانواده چتریان می باشد. ارزش غذایی هویج به خاطر داشتن کاروتن β و α می باشد که در بدن تبدیل به ویتامینA می شود  که بیشترین ویتامین A را در بین سبزی ها دارد. همچنین هویج دارای مقدار قابل توجهی قند می باشد که مقدار آن براساس رقم ممکن است به 12- 6 درصد برسد. منشا هویج حوالی افغانستان می باشد.هویج در سال اول تولید ریشه متورم و ضخیم می کند و از روی آن برگ های رزت خارج می شود معمولا هویج در سال اول دارای ساقه کوتاهی بوده که میانگره آن خیلی کوتاه است در نتیجه برگها نزدیک به هم و از نزدیک سطح خاک به صورت ترد ، رشد کمی می کنند که این حالت را رزت می گویند. اندازه برگها بین 50-20 سانتی متر متغیر می باشد و دمبرگها بلند است. در سال دوم از روی ریشه ساقه گل دهنده با ارتفاع تقریبا یک متر خارج می شود بر روی این ساقه ها گل آذین چتر مرکب ظاهر می شود. دوره گلدهی هویج زیاد می باشد و بذر هایی که از این چترها حاصل می شود معمولا درصد جوانه زنی پایینی دارد. دلیل آن این است که چترها در هویج به تدریج ظاهر می شود وقتی چتر اول که در انتهای ساقه تشکیل می شود می رسد چتر های بعدی حدود 3 هفته دیرتر از چتر اول می رسد در نتیجه در موقع برداشت که همه چتر ها در یک زمان می رسد بذرهای نارس و رسیده به صورت مخلوط برداشت می گردد و باعث کاهش جوانه زنی می گردد. گرده افشانی توسط حشرات به صورت دگر گرده افشانی انجام می گیرد گل ها به صورت پروتاندرس می باشد و همچنین گلها به صورت نر عقیم می باشد. نر عقیمی کمک زیادی به اصلاح و تولید بذر می کند. معمولا ارقامی که نر عقیم می باشند.  گل های آنها ظاهر خوبی ندارند و در نتیجه کمتر حشرات آنها را ملاقات می کنند به همین خاطر ارقام نر عقیم عملکرد دانه کمتری دارند. تولید ساقه گلدهنده در اثر ورنالیزاسیون صورت می گیرد برای ورنالیزاسیون دمای 1 تا 10 C°  موثر  می باشد. علاوه بر ورنالیزاسیون فتوپریود روز بلند و روز کوتاه نیز در گلدهی موثر است. عامل Bolting نیز باعث تولید ساقه گل دهنده می شود.  در مناطق نیمه گرمسیری هویج به صورت یکساله می باشد و برای ورنالیزه شدن آن دمای کمتر از 10 C° لازم می باشد ولی در مناطق معتدله دوساله می باشد. هرچقدر گیاه بزرگتر باشد به Bolting حساس تر می شود. چنانچه اندازه غده کمتر از 6 میلی متر باشد گیاه هیچ وقت ورنالیزه نمی شود برای ورنالیزه شدن بایستی اندازه غده بیشتر از 6 میلی متر باشد در مرحله mm 6 گیاه در مرحله جوانی قرار دارد ولی بعد از مرحله mm 6  گیاه وارد مرحله بلوغ می شود که در این شرایط دمای پایین باعث تولید ساقه گلدهنده می گردد.

از نظر مرفولوژی ریشه از دو قسمت تشکیل شده است :

قسمت بیرونی که شامل آوندهای آبکش ثانویه می باشد.

قسمت داخلی یا مرکزی از آوند چوبی و مغز تشکیل شده است.

کاروتن و مواد قندی معمولا در قسمت بیرونی ، آبکش تجمع می کنند هر چقدر ضخامت قسمت بیرونی بیشتر باشد به خاطر تجمع کاروتن و قندها از کیفیت بالاتری برخوردار می باشد. در ارقام قدیمی که اصلاح شده هستند معمولا قسمت  مرکزی ضخامت بیشتری دارند و به خاطر داشتن چوب زیاد معمولا ارزش غذایی کمتری دارند. هر چقدر رنگ قسمت مرکزی و بیرونی یکنواخت تر باشد کیفیت ریشه افزایش می یابد معمولا ارقام قدیمی به خاطر داشتن چوب زیاد و دارای بخش مرکزی روشن و بخش بیرونی نارنجی هستند که این نیز باعث کاهش مرغوبیت می شود. بر روی ریشه اصلی معمولا ریشه فرعی رشد می کنند که این ریشه های فرعی در جذب آب و مواد غذایی به گیاه کمک می کنند همچنین ریشه ای فرعی با رشد به طرف عمق  خاک معمولا ریشه را به طرف پایین خاک کشیده و در نتیجه یقه در مقابل نور آفناب قرار   نمی گیرد برخی از ارقام به خاطر داشتن ریشه های فرعی کمتر معمولا نمی توانند ریشه را به سمت پایین خاک بکشند در نتیجه قسمت بالای ریشه در معرض نور آفتاب قرار گرفته و سبز می شود سبز شدن ریشه باعث تلخی و تولید مواد سمی می شود.ریشه هویج از دو قسمت هیپوکوتیل و ریشه بوجود می آید معمولا قسمت بالای ریشه هویج از هیپوکوتیل منشا  می گیرد به آن قسمت هیپوکوتیل شانه یا طوقه می گویند. هیپوکوتیل در بیرون خاک تشکیل می شود ولی ریشه در درون خاک ایجاد می شود هیپوکوتیل فاقد ریشه ای فرعی است ولی ریشه دارای ریشه های فرعی می باشد هویج از محصولات فصل خنک است برای داشتن عملکرد و کیفیت مناسب می بایستی در مناطق معتدله و با هوای خنک کشت شود بهترین دما برای رشد و نمو هویج °C 21-16 می باشد در این محدوده دمایی میزان سنتز کاروتن بیشتر است. هر چه ریشه کاروتن بیشتری داشته باشد و به عبارت دیگر رنگ ریشه نارنجی تیره باشد از کیفیت بالاتری برخوردار می شود. رنگ ریشه در هویج بستگی به رقم و سن ریشه دارد. در مراحل اولیه رشد کمرنگ می باشد ولی به تدریج با بزرگ شدن ریشه رنگ آن نیز تیره تر می شود. همچنین دمای پایین نیز باعث کمرنگ شدن ریشه ها می شود. در دمای °c 15-10 ریشه ها کمرنگ و در دمای  °C 21-16 ریشه رنگ مطلوب و در دمای بیش از °C 21 ریشه ها کوتاه و کمرنگ می شود. در دمای پایین ریشه های طویل تر و در دمای بالا ریشه ها کوتاهتر می باشد همچنین رطوبت خاک نیز در اندازه ریشه تاثیر دارد رطوبت پایین باعث طویل شدن ریشه و رطوبت زیاد باعث کوتاه شدن ریشه ها می شود.در برخی از ارقام رنگ قسمت شانه سبز می شود که این ارقام را می توان با خاک دهی پای بوته از سبز شدن ریشه ها جلوگیری نمود معمولا هویج ها را از نظر منشا یا وطن آنها به دو دسته اروپایی و آسیایی تقسیم می کنند. هویج های اروپایی معمولا دارای بافت سفت و شیری هستند و همچنین رنگ آنها به صورت یکنواخت و نارنجی می باشد. این ارقام حساسیت کمتری به Bolting  دارند. ارقام آسیایی بافت ریشه هویج نرم و شیرینی آن کمتر از اروپایی است و رنگ آن نیز به صورت سرخ یا نارنجی است این ارقام به گلدهی بی موقع حساسیت بیشتری دارند. در ایران بر روی هویج معمولا کارهای اصلاحی کمتری صورت گرفته است به همین خاطر اغلب ارقام کاشته شده در ایران خارجی می باشند.

مهم ترین ارقام به شرح زیر می باشد:

رقم امپراتور Emperator : دارای ریشه ای طویل به طول  20-18cm و قطر cm 8/3-3  می باشد. این ارقام معمولا برای تازه خوری مناسب است.

رقم Chantennary  : این رقم برای فراوری و تهیه کنسرو مناسب است و زودرس تا میان رس است.

رقم Oxheart : این رقم برای آب میوه گیری مناسب است.

رقم Nantes و Danvers برای فراوری مناسب می باشد.

 هویج را از نظر چرخه رشدی در سال اول به دو مرحله رشد قسمت های هوایی و غده بندی یا ریشه دهی تقسیم می کنند.هر چقدر حجم اندام های هوایی یا شاخ و برگ بیشتر باشد غد های تولید شده نیز بزرگتر خواهد بود معمولا ارقام زودرس دارای اندام های هوایی کمتری هستند ولی ارقام دیررس دارای حجم اندام های وایی بیشتری می باشند. هویج هایی که در آنها اندام های هوایی قوی و شاداب می باشند معمولا اینها شروع به غده سازی نکردند ولی آنهایی که اندام های هوایی کم و ضعیفی دارند معمولا آنها در مرحله ریشه دهی می باشد. شرایط محیطی بر روی شکل هویج تاثیر می گذارد اگر دما به صورت ناگهانی کاهش پیدا کند به خاطر ذخیره سازی کمتر ریشه ها باریک می شود و دوباره که دما به شرایط مطلوب بر  می گردد ریشه ها فرم پهن پیدا می کنند . درحقیقت شرایط محیطی در انتقال مواد غذایی از قسمت هوایی به ریشه تاثیر   می گذارد. هویج های استوانه ای بهترین هویج ها هستند. اولا رنگ یکنواختی دارند و ثانیا در واحد سطح می توان گیاه بیشتری کاشت و عملکرد افزایش می یابد.

آماده سازی زمین

به طور کلی برای تهیه زمین سبزی ها معمولا در پاییز شخم عمیق می زنند و اگر کود دامی لازم باشد آن را به خاک اضافه می کنند پس زمین را تا اوایل بهار به حال خود رها می سازند در طول این مدت در اثر یخبندان و یخ زدن و ذوب شدن خاک به صورت نرم و پودر مانند در می آید همچنین در طول این مدت به خاطر وجود نزولات جوی کافی فعالیت میکروارگانیسم ها افزایش یافته و در نتیجه خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بهبود می یابد و خاک حاصلخیز تر می شود در اوایل بهار اگر خاک دارای کلوخه باشد یک شخم عمود بر شخم پاییزه می زنیم سپس با دیسک خاک را نرم می کنیم.در هویج و پیاز معمولا کود دامی را به صورت تازه مصرف نمی کنند چونکه کود دامی تازه در هویج باعث کاهش رنگ ریشه ، منشعب شدن ریشه و شیوع مگس در هویج می شود. معمولا خاکی که برای  سبزی های غده ای و ریشه ای در نظر گرفته می شود می بایستی نرم و سبک با زهکش مناسب و تهویه کافی داشته باشد چنانچه خاک دارای بافت رسی و سنگین و سنگ ریزه ای باشد معمولا ریشه ها منشعب می شود بافت سبک ، نرم و شنی باعث تولید ریشه های با شکل یکنواخت می شود. همچنین در خاک های شنی برای برداشت محصول راحت تر می اشد چونکه راحت تر و بدون شکستن از خاک خارج می شود. هویج را با توجه به منطقه کشت می کند مناطقی که دارای زمستان ملایم هستند در پاییز کشت می کنند اما در مناطقی که دارای زمستان سرد و یخبندان می باشد معمولا در اوایل بهار اقدام به کشت می کنند زمینی که برای کشت هویج در نظر گرفته می شود بایستی به صورت کامل آماده شده باشد چونکه اولا هویج به سله خاک حساس می باشد. ثانیا بذر هویج ریز می باشد. فاصله بین ردیف ها در کشت مکانیزه cm 40-30 و فاصله بین بوته ها cm 50 در نظر گرفته  می شود.و عمق کاشت cm 1-5/0 می باشد. در ارقام دیررس مقدار بذر kg 4-2 و در ارقام زودرس kg 5 کشت می گردد. در ارقام دیررس چون تعدادی از بذرهادر اثر سرما از بین می روند مقدار کشت بیشتر خواهد بود.(ارقام زودرس عملکرد پایینی دارند) همچنین هویج در موقع جوانه زنی به شوری خاک حساس می باشد. بنابراین در موقع کاشت از مصرف کود شیمیایی بیشتر بویژه ازت استفاده نمی کنیم چونکه شوری علاوه بر اینکه باعث عدم یکنواختی در جوانه زنی می شود باعث تاخیر در جوانه زنی نیز می شود.

عملیات داشت

کاشت سبزی های ریشه ای معمولا به صورت به صورت بذر در زمین اصلی صورت می گیرد. معمولا سبزی های ریشه ای را نشا نمی کنند چونکه در موقع در آوردن نشا از خزانه نوک ریشه قطع شده و در نتیجه در زمین اصلی ریشه ها منشعب می شود ضمنا استفاده از کود ازته یا شیمیایی زیاد و همچنن تراکم کم کاشت باعث چند شاخه ای یا دوشاخه ای شدن هویج می شود. یکی از عملیات مهم تنک کردن می باشد (حذف بوته های اضافی را تنک کردن می گویند) . در کلیه سبزیهای ریشه ای تراکم کاشت بر اندازه غده تاثیر می گذارد و بنابراین فاصله کاشت را با توجه به نیاز بازار تعیین می کنیم اگر بازار طالب هویج های بزرگ باشد فاصله بیشتر  اگر طالب ریشه ای کوچک باشد فاصله را کمتر در نظر می گیریم. معمولا در موقع کاشت بایستی توجه شود که تراکم بذرها در مزرعه مطلوب باشد تا نیاز به تنک کردن نباشد چونکه تنک کردن هویج کار پر زحمت و پردردسرمی باشد. مبارزه با علف های هرز یکی از عملیات مهم در سبزی ها  می باشد اغلب سبزی ها در مراحل اولیه رشد به صورت کند رشد می کنند در نتیجه علف ای هرز به خاطر داشتن رشد سریع تر به زودی در مزرعه غالب می شوند و با جذب آب و مواد غذایی و ایجاد سایه بر روی هویج موجب کاهش رشد و عملکرد و کیفیت می شود بنابراین در این سبزیجات می بایستی وجین کردن از اوایل رشد گیاه صورت بگیرد. کنترل علف های هرز چه به صورت دستی و چه با کولتیواتور می بایستی طوری تنظیم شود که تیغه ها زیاد درخاک نفوذ نکنند چونکه اگر در عمق زیاد خاک ها نرم شوند ممکن است ریشه ها قطع شده و در نتیجه باعث منشعب شدن ریشه ها شوند.

آبیاری

هویج نیاز به آبیاری زیاد و یکنواخت در طول دوره رشد دارد. چنانه رطوبت خاک کم باشد باعث ترک خوردگی ریشه ، تند شدن طعم و خشبی شدن ریشه ها می شود. رطوبت زیاد هم مانع تشکیل رنگ می شود. حالت مطلوب آبیاری موقعی است که 40 درصد آب قابل دسترس از ناحیه ریشه خارج شده باشد. رطوبت زیاد ، دمای بالا باعث تولید ریشه کوتاه و رطوبت کم و دمای پایین باعث تولید ریشه های بلند می شود.

برداشت

برداشت زمانی صورت می گیرد که برگ ها از رنگ سبز به زرد تغییر یابند معمولا سبزی های ریشه ای را قبل از برداشت آبیاری سبک می کنند و پس از گذشت 2 الی 3 روز شروع به برداشت می کنند معمولادر سطوح کوچک با بیل و در سطح بزرگ با خیش تراکتور هویج را از خاک در می آورند.برداشت با تاخیر باعث تولید ریشه های فرعی و نامرغوب شدن آن می شود ارقامی که دارای ریشه های بلند هستند اگر با دست یا بیل برداشت شوند احتمال شکستگی آنها وجود دارد.

زردک Pastinaca sativa  

رنگ این هویج زرد مایل به قرمز بوده و قسمت درونی آنها از چوب پنبه تشکیل شده است به همین خاطر به وسیله انسان مصرف نمی شود و جهت خوراک دام استفاده می شود.

تربچه sativs Raphanus        (Radish)

گياهي است يكساله علفی ازخانواده شب بو مي باشد . تربچه از نظر ويتامين C غني مي باشد .تربچه داراي دوره رشدي 50- 30روز مي باشد قسمت متورم تربچه از قسمت هيپوكوتيل بوجود می آید. تربچه هايي كه حالت كشيده دارند معمولاً از هيپوكوتيل وريشه منشا مي گيرد. مواداندوخته ای درتربچه در آوند چوبي ذخيره مي گردد تربچه گياهي است كه دراوايل رشد توليد برگهاي ترد مي كند كه مي توان آن رامصرف نمود ولي به تدريج بامسن شدن گياه روي برگها با كركها پوشيده  شده وبرگها حالت خشبي پيدا مي كند. تربچه ها دراوايل رشد به صورت ترد وباطعم تند مي باشند ولي موقعي كه غده ها بزرگ مي شوند تردي خودراازدست داده وفقط طعم تنددارند.به طور كلي گياهان يكساله دراثرگرما توليد ساقه گلدهنده مي كنند ولي دراسفناج وتربچه طول روزبلند باعث تحريك گلدهي مي شود دراين گياهان (تربچه واسفناج) اگر طول روز بلندهمراه باگرما باشد گلدهي سريعتر صورت مي گيرد .طعم تند تربچه به دليل به دليل ماده گوگردي بنام تيوسيانات مي باشد.هواي گرم وخشك ,كود ازته زياد باعث تندشدن بيشتر تربچه مي شود (برداشت دير وغده هاي بزرگ نيز تاثيردارند.غده هاي ريزتر نسبت به غده هاي بزرگتر تردتر هستند. بعضي از گياهان يكساله نيز به ورناليزاسيون حساس مي باشد مثل اسفناج , تربچه ونخود فرنگي محصولات معتدله ونيمه گرم حساس به ورناليزاسيون مي باشد به جز سيب زميني ومارچوبه . تاثير طول روز بلند دراسفناج بيشترازگرما درگلدهي بي موقع (ورناليزسيون ) است .

زمان كشت

زمان كشت تربچه باتوجه به نوع رقم فرق مي كند به خاطر اينكه تربچه داراي فصل رشدي کوتاه می باشد معمولاً درسال مي توان چندين باراقدام به كشت نمود تربچه رامعمولاً به طورمستقيم درزمين اصلي مي كارند فاصله رديف ها ر cm 10 وفاصله بين بوته هارا  cm4-3 درنظر مي گيرند عمق كاشت درتربچه مهم مي باشد عمق مناسب کشت cm 1 است اگر عمق2cm باشد غده ها كمي كشيده واگر 4cm باشد غده ها كشيده تر خواهد شد. يكي از عوارض مهم تربچه پوك شدن آن مي باشد.

پوك شدن غده ها دراثرعوامل زيرصورت مي گيرد :

1-       خصوصيات ژنتيكي رقم , حساسيت رقم

2-       گرماي زياد

3-       خشكي

4-       توليدساقه گلدهنده

5-       درشت شدن غده ها

6-       مصرف بيش ازحد ازت دراوايل رشد

7-       افزايش طول دوره رشد

8-       نگهداري محصول پس از برداشت به مدت طولاني

اين عوامل باعث مي شود كه موادغذايي موجوددرريشه به مصرف رسيده درنتيجه داخل غده توخالي مي شود اگر باانگشت ازبيرون فشار دهيم انگشت فرومي رود. يكي ديگر از عوارض مهم تربچه عدم تشكيل غده وكاهش قسمت خوراكي مي باشد. تراكم بالاي كاشت , كمبودنور , دماي زياد ,توليد برگ زياد مي باشد.تمام اين عوامل باعث مي شود كه موادغذايي توليدشده دربرگها به جاي ذخيره درغده به مصرف رشد برگها واندام هاي جديدبرسد. درزمين هاي خيلي شني گياه خشبي شده وطعم تندي پيدامي كند ودرزمين هاي خيلي رسي گياه فرم اصلي خودراازدست مي دهد.

چغندرلبویي Beet   (Beta vulgaris) var canditivia

منشا چغندر لبویي از گونه Beta valgaris var maritima مي باشد.

درسبزيكاري معمولاً از چغندر لبويي وچغندر برگي بحث مي شود چغندر لبويي از نظر گياهشناسي گياهي دوساله می باشد. كه درسال اول توليد غده مي كند غده ها درانواع كروي شكل از قسمت هيپوكوتيل و درانواع دراز وكشيده از هيپوكوتيل وريشه منشا مي گيرد. برگ هاي چغندر به رنگ سبز وقرمز بوده وبين رنگ برگ ورنگ غده ارتباطي وجود ندارد رنگ غده دراغلب ارقام ازنوع تیانین مي باشد كه اين رنگيزه جزو رنگيزه هاي آنتوسيانين است. برگها به صورت پهن  وداراي دمبرگ طويل مي باشد .طعم ومزه چغندرلبويي به خاطر تعادل قندواسيد مي باشد طعم تند چغندر لبويي به خاطر وجود ماده ساپونين واسيد اگزالیک است.دربرش عرضي قسمت داخلي چغندر از بافتهاي هادي كه باريك وروشن بوده وهمچنين بافت ذخيره اي كه پهن وبه رنگ تيره مي باشد تشكيل شده است . دمای هوا برروي ميزان قند ورنگ چغندر قند تاثير مي گذارد.وقتي هواگرم باشد ميزان توليد آنتوسيانين كاهش و رنگ ريشه از قرمز به رنگ سفيد متمايل مي شود. چنانچه هواخنك باشد ميزان سنتز آنتوسيانين بيشتر شده و لايه هاي قرمز ضخیم تر مي شود  های گرم میزان سنتز قند را کاهش و هوای خنک درصد قند ریشه را افزایش می دهد. به طور كلي ميزان قند چغندر لبويي بین  9-6 درصد متغیر وگاهي اوقات به 12% ميرسد درحاليكه درصد قند چغندر تا20% نيز مي باشد ميزان قند چغندر لبويي بستگي به نوع رقم , شرايط آب وهوایی وسن گياه دارد. به طور كلي مصرف زياد ازت باعث تجمع بيشتر نيترات دراندام هاي خوراكي مي گرد. درسبزيهاي برگي بيشترين ميزان تجمع نيترات وجود دارد درسبزيهاي ريشه اي ميزان تجمع نيترات متوسط مي باشد ودرسبزيهاي ميوه اي تجمع نيترات پائين مي باشد درچغندر لبويي ميزان تجمع نيترات بالامي باشدبه همين خاطر بايستي كودازته به حدكافي مصرف گردد چنانچه ميزان مصرف آن بيشتر باشد باعث تجمع بيشتر نيترات مي گردد. معمولا با افزایش هرچقدر اندازه سبزيهاي غده اي بزرگتر باشد ميزان تجمع نيترات بيشتر خواهدشد.زماني كه نيترات تبديل به نيتريت مي شود باعث كاهش اكسيژن خون شده وباعث انوكسي خواهد شد.يابا آمين تركيب شده توليد نيتروزامين مي كند. دركودكان آنريمي كه مانع ازتبديل نيترات به نيتريت مي شود وجودندارد. ميوه چغندر كلاف نام دارد ميوه چغندر همان بذر آن مي باشد چونكه درداخل هرميوه   5-2 جنين وجود دارد. اغلب ارقام چغندرلبويي ازنوع پلی ژرم مي باشد كه اين بذر بعداز كاشت توليد چندگياه مي كند كه مي بايستي تنك شود بذرهاي مونوژرم درچغندرلبويي کمتر تولید شده است برخي از كشاورزان بذرهاي پلي ژرم را از طريق مكانيكي شكسته وآنها رابه بذرهاي مونوژرم تبديل مي كنند معايب اين روش آن است كه دراثر آسيب مكانيكي اين بذرها ممكن است توليد ساقه گلدهنده درسال اول نمايند. بنابراين شكستن بذر براي توليد بذرهاي باجنين كمتر لازم نيست.PH  مناسب براي رشد چغندر 5/7-2/6 مي باشد . چغندرلبويي به كمبود هر حساس مي باشد.كه دراثر كمبود بربرگهاي قسمت مركزي بوته سوخته وازبين مي رود همچنين درداخل ريشه لكه هاي سياه توليد مي گردد همچنين چغندرلبويي به كمبود كلسيم ومنيزيم نيز حساس مي باشد دراثر كمبودكلسيم دمبرگها ترك برمي دارند. براي توليد ساقه گلدهنده چغندر لبويي نياز به ورناليزاسيون وفتوپريود روز بلند دارد (چغندردرهر طول روزي قادربه توليد غدد مي باشد).دراثر تنش خشكي آنزيم هايي مثل فسفريداز وآميلاز فعال شده درنتيجه قندهاي پلي ساكاريد تبديل به قندهاي ساده مي شود وباعث شيرين ترشدن بيشتر غده ها مي گردد .بنابراين ميزان كيفيت نيز افزايش پيدامي كند. چغندر لبويي گياهي است نيمه مقاوم به سرما می باشد وبا توليد ريشه هاي فرعي عميق به خشكي مقاوم می شود چغندر لبویی در آب و هوای خشک بهترین محصول و مرغوبترین محصول را تولید می نماید.

زمان كاشت مثل هويج وعمليات داشت هم مثل هويج است. به طور كلي سبزيهاي غده اي پتاسيم به زيادي نياز دارند پتاسيم غده با افزايش قند باعث افزايش عمر نگهداري محصول مي شود. معمولاً چغندر را به صورت مستقيم درزمين اصلي مي كارند فاصله خطوط كشت cm 50 وفاصله بين بوته ها 10cm مي باشد وقتي كه چغندرلبويي به اندازه كافي رشد كرد وقطر غده ها cm 7-6رسید مي توان اقدام به برداشت نمود چنانچه غده ها بيشتراز اين اندازه باشند اولاً تردي غده كاهش پيدا مي كند وثانياً بافت غده حالت خشبی پيدا مي كند.

چغندر برگي  Beta vulgaris var cycla

چغندر برگي توليد برگ زيادی مي كند وبرگ آن به مصرف مي رسد اين نوع چغندر درخاك توليد غده نمي كند وريشه آن نازك وفيبري مي باشد . برگها به صورت رزت از قسمت بالاي ريشه خارج مي گردد اندام خواراکی را مي توان درطول دوره رشد چندين بار برداشت نمود برداشت برگها درعصرها بهتر از صبح مي باشد چونكه درعصر ميزان قند دراثر تبديل ازت به هيدروكربن افزايش مي يابد وبه همين خاطر دربعدازظهرها برگ ها طعم شيرين تري دارند.

پيازي ها      Vegetable crops 

سبزيهاي پيازي به سبزيهايي گفته مي شود كه غده پيازي وبرگها به مصرف مي رسند.درپياز ,سير وموسير غده و درپيازچه , تره ايراني , تره فرنگي برگها به مصرف مي رسد.

 سبزی های پیازی ازتيره liliaceae- Amarilidacea- Aliaceae  مي باشد.

Amarilidaceae به خاطر اينكه تخمدان پیازیه فوقاني مي باشد به همین خاطر در این تیره(Amaridaceae) قرارمي دهند.

Liliacea چونكه دراين تيره گل آذين بوسيله يك اسبات سبز رنگ پوشيده شده است قرارمي دهند.

سبزيهاي پيازي از زيررده تك لپه ای واغلب دوساله مي باشند به غيراز سير كه به صورت يكساله است همه سبزيهاي پيازي از جنس Alium  مي باشند كه گونه هاي آنها به شرح زيرمي باشد :

پيازAlium  cepa

سير:  Alium  sativum

موسير: Alium ascalanicum

پياز چه : fistolosum  A .

تره ايراني : A. ampeloprasum

تره فرنگي : A. porrum

پياز

يكي از سبزيهاي مهم دردنيا مي باشد اين سبزي وديگر سبزيهاي پيازي ازارزش غذايي ودارويي فراواني برخوردار   مي باشد پيازي ها خاصيت ضدقارچي , ضدويروسي وضد باكتريائي مي باشند وضمناً خاصيت ضدسرطان زائي وضداختگی دارند . وهم چنين درپياز ماده اي بنام پروستاگلاندين وجودداردكه باعث كاهش فشار خون مي شود طعم تند پياز به خاطر وجود مواد فرار گوگرددار بنام آلیسین ياآليل پروپيل دي سولفيد مي باشد كه اين ماده باعث مي شود كه درموقع بريدن پياز اشك از چشم جاري شود .پياز گياهي است دوساله درسال اول توليد پياز غده اي ومتورم مي كند غده پياز از يك ساقه مدور , سفيد , پهن وزيرزميني تشكيل شده است كه به اين اصطلاحاً طبق پياز مي گويند ازقسمت پائين طبق پياز ريشه هاي نابجا خارج مي گردد. اين ريشه ها سطحي بوده ودر عمق cm 20-15 خاك گسترش پيدا مي كند ريشه پياز عمركوتاه داشته وبعدازمدتي ازبين مي روند وريشه هاي جديد جايگزين آن مي شوند ريشه هاي پياز معمولاً منشعب نمي شوند ورشد قطري هم پيدا نمي كنند .از بالاي طبق پياز , برگهاي گوشتي , ذخيره اي وفلس مانند خارج مي شود كه دراين برگها موادغذايي ذخيره مي گردد .درقسمت دروني برگهاي گوشتي جوانه انتهائي قراردارد كه اين جوانه ها درقسمت دوم توليد ساقه گلدهنده مي كند اطراف برگهاي گوشتي بوسيله 2-1 عدد برگ خشك وفلس مانند پوشيده مي شود كه اين برگها غده ها را از عوامل نامساعد محافظت مي كند قسمت فوقانی برگهاي گوشتي كه باریک می باشد به گردن پياز معروف است یرگ پياز از2قسمت پهنك وغلاف برگ تشكيل شده است.غلاف برگ برروي هم قرارگرفته وتوليد ساقه كاذب یا گردن پیاز مي كند.

برگها درپياز به 2 صورت وجود دارد:

1- برگهاي زيرزميني ياگوشتي كه درآن ها موادغذايي سنتز شده دربرگهاي هوائي ذخيره مي شود واين برگهابه مصرف تغذیه مي رسد.

2- برگهاي سبز هوائي: وظيفه اين برگها توليد موادغذائي جهت رشد گياه وهمچنين ذخيره درغده مي باشد باافزايش تعدادبرگهاي هوائي اندازه غده هاي توليد شده بزرگتر خواهدبود درسال دوم جوانه انتهائي توليد يك ياچند ساقه گلدهنده مي كند گل آذين پيازي ها از نوع چتري وتعدادگل درآنها 600-200 عدد مي باشد وگل هاي پياز به خاطر شهد بيشتر وجذابيت بالاتر معمولاً بوسيله حشرات گرده افشاني مي شوند گل پياز از نوع پروتاندروس مي باشد گل تربچه از نوع ناساز گاري اسپروفيتي مي باشد.

درپياز وسير وبرخي از سبزيهاي ديگر ممكن است برخي مواقع به جاي توليد بذر درگل آذين پياز چه هاي هوائي توليد شود كه به اين پيازچه هاي هوائي Bulbill گفته مي شود ازاين پياز چه هاي هوائي براي كشت ومصرف خوراكي استفاده مي گردد. به طور كلي عواملي كه از تشكيل بذر درپياز وساير سبزيها جلوگيري مي كند تشكيل پياز چه هاي هوائي را راحت تر مي كند.

چرخه رشدي پياز شامل دو مرحله می باشد:

1-       مرحله رشد رويشي

2-       مرحله غده دهي

مرحله رشد رويشي

درمرحله رشد رويشي گياه اندام هاي هوائي تولید مي كند هرچقدر طول اين دوره بيشتر باشد حجم اندام هاي هوائي افزايش ودرنتيجه غده هاي توليد شده درشت تر خواهد بود به طور كلي پياز مي بايستي حداقل 5/2 ماه قبل از غده دهي درشرايط روز كوتاهي رشد نمايد تا توليد اندام هاي هوايي كافي بكند به طور كلي پيازي ها براي رشد رويشي نياز به روزهاي كوتاه وهواي خنك دارد واين شرايط باعث رشد بهتر اندام هاي سبز مي شود به طور كلي پيازي ها براي توليد گل نياز به روز هاي بلند و دمای بالا دارند. معمولاً پياز هائي كه درمناطق معتدله كشت مي شود مثل پياز قرمز آذرشهر , پياز قرمز تارم ,اصفهان و ري معمولاً روز بلند مي باشد (ازنظر غده دهي) ولي پیازهایی که در مناطق گرمسیری رشد می کنند شامل پیاز سفید کاشان، پیاز سفید قم است. پیاز های  زرد معمولاً ازنظر غده دهي روز كوتاه مي باشند درشرايط قبل ازغده دهي برگهاي توليد شده معمولاً بزرگتر مي باشند ولي بعداز غده دهي برگ هاي توليد شده كوچكتر هستند.

مرحله غده دهي

اين مرحله نياز به روز هاي بلند وهواي گرم دارد هرچقدر اين شرايط مهياتر باشد غده ها بزرگتر خواهد شد .اگر پياز دير كشت شود به خاطر رشد رويشي كم غده ها ريزخواهدشد در غده دهي طول روز بيشتر از سن گياه تأثيردارد.چنانچه رشد گياه پس از مدت كوتاهي مصادف باروز بلندي باشد گياه توليد غده مي كند بدون اينكه گياه ممكن است ازنظر اندازه كوچك يابزرگ باشد.

عوامل مؤثر درتشكيل غده :

1-       طول روز

تشكيل غده درپياز متأثر از طول روز مي باشد بعضي از ارقام روز كوتاه بوده ودرطول 12-11ساعت توليد غده مي كند درصورتيكه برخي ارقام ديگر روز بلند بوده ودرشرايط فتوپريودي 16ساعت توليد غده مي كند بيشتر ارقام گرمسيري روز كوتاه مي باشد ولي ارقام معتدله به ويژه ارقامي كه دراغلب مناطق ايران كشت مي گردد ازنوع روز بلند مي باشد.

2-       حجم اندام هاي هوائي

باافزايش تعدادبرگها تشكيل غده درپياز به صورت مطلوب صورت مي گيرد هر چقدر حجم اندام هاي هوائي بيشترباشد به همان نسبت اندازه غده درشت ترخواهدشد علاوه براين دوعامل دما ورطوبت نيز درشكل غده تأثيردارد اگر دما درموقع غده دهي بالاي °C 25 باشد تشكيل غده هاي گرد مي كند درصورتيكه هواسرد باشد تشكيل غده هاي باگردن ضخيم وپهن كروي بيشتر مي شود موقعي كه رطوبت درشرايط مطلوبي باشد غده ها به صورت گردودرصورتيكه خاك كمبود رطوبت داشته باشد غده هاي كشيده توليد مي شود.

كاشت پياز

 پياز به سه صورت كشت مستقيم , نشاكاري وپيازچه هاي كوچك تكثير پيدامي كند.متداول ترين روش درايران جهت كشت پيازه كشت مستقيم آن درزمين اصلي مي باشد كشت مستقيم اولاً ارزان بوده , ثانياً توليد غده هاي درشت مي كند ثالثاً عملكرد اين روش بيشتر مي باشد درموقع كشت مستقيم بذر معمولاً در خاك های با بافت سنگين خاك شن اضافه مي كنند شن اولاً باعث مي شود كه سله تشكيل نگردد چون كه پياز به سله خاك حساس مي باشد ثانياً درخاكهاي سبك توليد ريشه هاي جديد بهتر صورت مي گيرد به عبارت ديگر تشكيل ريشه هاي جديد درخاكهاي سنگين كمتر صورت مي گيرد. ميزان مصرف بذر براي توليد پياز هاي درشت 10-8 كيلوگرم وبراي پياز هاي متوسط 12-10كيلوگرم مي باشد دركشت مستقيم فاصله بين رديف ها رامعمولاً cm 30-25 وفاصله بين بوته هارا 10-5/7 cm درنظر مي گيرند وعمل كاشت بذر نيز درحدود cm 1 مي باشد .

1-    بذر، زمان كاشت مستقیم بذر درمناطق سردسيري بعد از سپری شدن كه خطر سرماي بهاره می باشد. معمولا دراول بهار اقدام به كشت مي كنند ولي درمناطقي كه زمستان ملايم دارند مثل مناطق جنوبي درپائيز اقدام به كشت مي كنند.

2-       نشاكاري زماني صورت مي گيرد كه طول فصل رشد كوتاه باشد وبافت خاك رسي بوده واجازه كاشت بذر به صورت مستقيم رانمي دهد دراين روش بذرهارا همانند گياهان ديگر نشايي درخزانه مي كارند پس از سپري شدن 10-8 هفته آن رابه زمين اصلي انتقال مي دهند يااينكه وقتي كه اندازه نشا به طول وقطر يك مداد رسيد آن رانشاكاري مي كنند. انتقال نشا زودتر یا ديرتراز موعد مقرر مناسب نمي باشد چونكه اگر نشاها زودتر به زمين اصلي انتقال داده شود به خاطر كوچك بودن گياه رشد نشا ضعيف وعملكردگياه كاهش مي يابد چنانچه نشاهاي بزرگتر از معمول نشاكاري شود باعث شكافته شدن ريشه, دوقلو شدن ريشه وتوليد ساقه گلدهنده مي شود وهم چنين دراين حالت ميزان تلفات افزايش پيدامي كند.

3-       پياز چه هاي كوچك      Set

اين روش درمناطقي كه فصل رشد كوتاه بوده استفاده مي شود براي توليد پياز به وسيله set ها یا پیازچه های کوچک معمولاً درسال اول بذرها را 10برابر معمول يعني 120-100 كيلوگرم درهكتار مي كارند .براي اينكه دراين روش تراكم بوته ها خيلي زياد بوده درنتيجه به خاطر رقابت برسر موادغذائي , آب ونور غده هاي كوچك توليد مي شود اين غده هاي كوچك اندازه شان    20-15 mm مي باشد .پيازچه هاي باقطر 2 cm رابرداشت كرده ودرانبار نگه داري مي كنند واين پيازچه ها دوباره درسال دوم درزمين اصلي كشت مي گردد(بافاصله متداول) ودرنتيجه درسال دوم توليد پياز هاي درشت وبازارپسند مي كند اگر پيازچه هاي توليد شده درسال اول قطرشان بيشتر از cm 2 باشد اين پيازچه ها درسال دوم به جاي توليد غده درشت ساقه گلدهنده مي دهد.كشت پيازچه براي توليد بذر گياه سه ساله انجام مي شود .

شرايط محيطي

پياز ازمحصولات فصل خنك بوده وبهترين رشدخود رادردماي °C 25-17 مي كند پياز نياز به روز هاي آفتابي ونورزياد براي توليد غده دارد . اين گياه در اوايل دوره رشد به دماي كم ورطوبت كافي ودراواخر دوره رشد به دماي بالا نياز دارد درجه حرارت پائين وطول روز كوتاه تشكيل ساقه گلدهنده راتسهيل مي كند ولي تاثير دمابيشتر از طول روز مي باشد چنانچه دما پائين باشد اگر طول روز حتي روز بلندباشد توليد ساقه گلدهنده مي كند دوقلوبودن ودومركزه بودن پياز يك صفت نامطلوب دراين گياه به شمارمي رود درحالت دوقلو بين 2قسمت يك پوسته وجوددارد دراين شرايط هم خاصيت انبارداري پياز كاهش پيدا مي كند وهم در فراوري پياز مشكل ايجاد مي كند.

(كودازته زياد وآبياري زياد باعث دوقلوشدن مي شود.) هم چنين کلفتی گردن از صفات نامطلوب درپياز بشمار مي رود عواملي كه باعث كلفتي گردن پياز مي شود عبارتنداز :

1-       مصرف كودازته زياد

2-       آبياري زياد

3-       حمله تريپس ها به گياه (باصدمه تريپس گياه مجبور به توليد برگهاي جديد است كه اين برگها باعث گردن كلفت شدن پياز مي شود.)

عمليات داشت

يكي از مهمترين عمليات داشت مبارزه با علفهاي هرز مي باشد پياز به خاطر داشتن ريشه هاي سطحي دارای رشدكند بوده و باعث كمي شاخ وبرگ وارتفاع كم بوته , حساس بودن به علف های هرز می شود. درپياز نيز همانند سايرسبزيها استفاده از علف كش وياوجين دستي براي كنترل علفهاي هرز متداول است. آبياري درپياز بايستي به صورت يكنواخت صورت بگيرد هم چنين نياز به رطوبت زياددارد چونكه ريشه هاي آن سطحي مي باشد به طور كلي سبزيهاي پيازي كه توليد غده مي كنند مثل پياز , سير وموسير به رطوبت بيش از حد خاك حساس مي باشند ودرصورت جمع شدن آب درمنطقه پيازهاي موجوددرخاك پوسيده مي شود. سير نسبت به پياز وموسير به رطوبت بيش ازحد حساسيت بيشتري دارد موسير رامي توان درمناطق كوهستاني كه داراي آب بيشتري نيز هست كشت نمود.(درپياز وقتي بذرها جوانه مي زنند ابتدا ساقه چه تشكيل شده وسپس ريشه تشكيل وساقه چه ازآن قسمت رشد مي كند.

تنك كردن

تنك كردن درپياز مثل ساير سبزيهاي ريشه اي مي باشد. موادآلي اثرات نامطلوب سموم علف كش رادرداخل خاك كاهش مي دهندبه دليل فعاليت ميكروارگانيسم ها درخاك هاي آلي پيازي ها براي افزايش كيفيت وافزايش انبارداري نياز به پتاسيم وفسفربيشتري دارند ضمناً درموقع مصرف کود ازته بايستي توجه نمود كه مقدارآن بيشترنباشد وچونكه پياز ها مي توانند ازت خاك راجذب ودرخود تجمع كنند كه اين امر نيز تاثير سوء برسلامت انسان ومرغوبيت پيازدارد.

 

 

برداشت

برداشت پياز زماني صورت مي گيرد كه 70درصد اندام هاي هوايي خشك شده وياشروع با افتادن نمايند درموقع رسيدن غده ها موادغذائي از برگهاي هوايي به پيازها انتقال پيدا مي كند ودرآن جا ذخيره مي گردد. براي افزايش انبارداري پيازها وسيب زميني درحدود 1ماه قبل از برداشت آن ها را باماليك هيدرازين محلول پاشي مي كنند .اگر زمان محلول پاشي ديرتر ازاين موقع باشد تاثيري برروي عمرانبارداري نخواهد گذاشت ولي چنانچه محلول پاشي زودتر صورت گيرد باعث پفكي شدن غده هامي شود پيازهازماني كه برداشت شدند وارد دوره استراحت مي شوند مدت استراحت پيازها9-4 هفته مي باشد بعدازاين مدت پياز مي تواند قادربه جوانه زني باشد درموقع رشد مواد بازدارنده دربرگهاي سبز توليد شده وبه پياز انتقال مي يابد وباعث جلوگيري از جوانه زني وايجاد ركود درپياز مي شود .پيازها راپس ازبرداشت معمولاً آماده سازي يا curring مي نمايند نحوه آماده سازي به اين صورت است كه يك سايبان دركنارمزرعه ايجادكرده وپيازهارا درزيرسايبان جمع آوري مي كنند .درزير سايبان به خاط اينكه رطوبت زيادبوده وهمچنين دمابالامي باشد بافت هاي آسيب ديده ترمیم یافته و این امر باعث مي شود كه اولاً از نفوذ عوامل بيماريزا به درون پياز جلوگيري شود .ثانياً آب ازدست دهي درپياز به حداقل مي رسد ثالثاً دوره انبارداري پيازها افزايش پيدا مي كند وهمچنين حمل ونقل دراثر curring بهتر صورت مي گيرد. پياز سبز زماني كه طول پياز 15سانتيمتر واندازه پيازها به اندازه فندق باشدبرداشت مي شوند

سيرAlium sativum         اسم انگلیسیGartic

سير گياهي است يكساله , اين گياه توليد ساقه گلدهنده مي كند ولي گل ها به بذر نمي نشیند ولي بعضي از ارقام هستند كه توليد بذر مي كنند  ومعمولاً دركشورهاي خارجي كشت وكار مي كنند . هرغده سير از تعدادي غده هاي كوچك بنام سيرچه تشكيل شده است معمولاً تعدادسيرچه ها درداخل هرغده 12-8 عدد مي باشد هر غده توسط لايه نازك احاطه مي شود رنگ اين پوشش ممكن است به صورت سفيد , قرمز ياصورتي باشد سيرهايي كه پوشش آنها سفيد هستند معمولاً به اين سيرها , سيرهاي سفيد مي گويند سيرهاي بارنگ صورتي وقرمز معمولاً شرايط نامساعد اقليمي رابهتر از سيرهاي سفيد تحمل مي نمايند شرايط پرورش ونيازهاي اقليمي سير همانند پياز مي باشد وتمام مواردي كه براي پياز گفته شده است شامل سيرهم مي شود افزایش ماده خشک غده  ويا آبياري كم , ازت زياد وسرماوخشكي  باعث تندترشدن طعم پيازي ها مي شود.

كاشت سير

سيريكي از گياهان نادري است كه از طريق غيرجنسي وبه وسيله سيرچه ها تكثير پيدا مي كند درموقع كاشت مي بايستي سيرچه ها ازسير جداشود اگر قبل از كاشت سيرچه هارا از سير جداكنيم باعث كاهش عملكرد مي شود دركاشت سير معمولاً فاصله رديف ها را 20 cm وفاصله بين غده هارا cm 7-5 درنظر مي گيرند عمق كاشت معمولاً cm 5-3 مي باشد منظوراين است cm 5-3 خاك روي غده قراربگيرد سير معمولاً درمناطق معتدله كشت مي گردد ودر مناطق گرمسيري معمولاً كشت نمي كنند چونكه دراين مناطق سير مي پوسد سير نسبت به پياز به سرما مقاوم تراست. سير يخبندان رابه خوبي تحمل مي نمايد دردوره رشد رويشي نياز به دماي خنك وخاك مرطوب دارد. ولي درمرحله بلوغ وتشكيل پياز به شرايط نسبتاً مرطوب نياز دارد دماي متوسط براي توليدغده °C 30-25 مي باشد ودرمراحل ابتدائي دوره رشد نياز به دماي°C 15-10 دارد.

برداشت سير

زماني صورت مي گيرد كه قسمت هاي هوائي شروع به خشك شدن وافتادن بكنند بعداز برداشت غده ها راهمانند پياز آماده سازي مي كنند علاوه برآماده سازي كه درمزرعه صورت مي گيرد مي توان به صورت مصنوعي نيز عمل curring رانيز انجام داد. دراين صورت پيازهاراداخل جعبه ها قرارداده وهواي گرم ومرطوب كه دماي°C 40-35 باشد ازبين جعبه ها عبور مي دهند كه اين شرايط باعث ترميم بافت هاي آسيب ديده مي شود.

تفاوت سير باپياز

درسير سطح مقطع برگ به صورت مسطح ولي درپياز به صورت گرديا لوله اي باشد درسير ساقه هاي گلدهنده پر ولي درپياز ساقه هاي گلدهنده توخالي مي باشد.

فرق سير وموسير

درسير غده ها توسط لايه نازكي احاطه مي شوند ولي درموسير غده ها فقط درقسمت پائين بوسيله لايه نازكي پوشانده    مي شود.

تره فرنگي Allium.ampelorasum l var prrum

ساقه كاذب راباساير مواد پوششي پوشانده وآن را سفيد مي كنند هرچقدر قسمت سفيدشده بيشترباشد به مرغوبيت تره فرنگي افزوده مي شود . تره فرنگي مقاوم به سرما ويخبندان مي باشد به طوريكه مي تواند درزمستان در زير برف زنده بماند دماي مناسب براي رشد ونموآن °C 25-20 مي باشد ومعمولاً درخاكهاي سبك محصول بهتري بدست مي آيد. تره فرنگي به دماي بالایعنی بيشتراز°C 28 حساس مي باشد تره فرنگي به دوصورت كشت مستقيم بذر ونشاكاري كاشته مي شود دركشت نشايي 8/1-1 بذر ودركشت مستقيم تا 20 كيلوگرم بذر موردنياز مي باشد.كشت نشايي معمولاً بهتراز كشت مستقيم مي باشد دركشت مستقيم فاصله رديف هارا 20 cm وفاصله بوته هارا 7 cm درنظر مي گيرند براي كشت به صورت نشاكاري نشارادر داخل جوي مي كارند درحدود 4-3 هفته قبل ازبرداشت خاك روي پشته رابه اطراف گياه مي دهند درنتيجه جاي جوي وپشته عوض مي شود وباعث سفيدشدن ساقه ها مي شود.يكي از روشهايي كه اخيراً براي كشت نشاكاري متداول شده ونسبت به قبلي روش مؤثرتري مي باشد بدين صورت است كه درخاك سوراخهايي به عمق  10 cm وبه قطر 6 cm ايجاد مي گردد وسپس نشاها راداخل اين شيار ياگودال مي كارند به تدريج كه بوته رشد نمود اطراف بوته راداخل سوراخ خاك مي ريزند اين روش به خاطر اينكه طول ساقه كاذب بيشتر بوده وهمچنين ميزان كاروزحمت آن كمتر مي باشد روش بهتر ومؤثرتري مي باشد. تره فرنگي معمولاً يكبار برداشت  مي گردد وزمان برداشت آن موقعي است كه قطر ساقه آن cm 3-2 باشد وياموقعي كه طول آن به 15 cm رسيد برداشت مي گردد تره فرنگي به خاطر مقاومت به دماي پائين وعدم نياز به طول روز خاص مي توان دراغلب نقاط اقدام به كاشت آن نمود يكي از عمليات مهم درتره فرنگي خاكدهي پاي بوته مي باشد كه باعث سفيدشدن بخش خوراكي آن مي شود.

نكته1: تعدادكروموزوم درسير, موسير وپيازچه برابر16=n2 است ودر تره ايراني وتره فرنگي n2= 32 مي باشد.

نكته2: وي وي پاروم A.cepa var viviparum نام علمي پياز دائمي مي باشد كه چندساله است.

cepa var aggregatum  A.يك نوع پياز كه داراي انشعاب بوده وشبيه سيب زميني توليد انشعاب مي كند.

تره ايراني  A. Ampeloprasum

تفاوت تره ايراني وتره فرنگي دراين است كه تره ايراني درسال چندين بار حتي 15بار هم قابل برداشت مي باشد ولي تره فرنگي فقط يكبار برداشت مي شود در تره فرنگي برگها پهن بوده ولي درتره ايراني برگها باريك مي باشد درتره ايراني قسمت خوراكي برگهاي نازك , لطيف وآبدارآن مي باشد. به طور كلي تره ايراني درشرايط اقليمي خنك عملكرد مطلوب وكيفيت مرغوبتري توليد مي كند كاشت تره ايراني معمولاً از طريق بذر صورت مي گيرد ودرايران عموتاً كشت به صورت كرتي مي باشد .تره ايراني درمراحل اول برداشت توليد برگهاي خيلي باريك مي كند كه به خاطركيفيت پائين آن معمولاً كشاورزان آن را دور مي ريزند براي پهن شدن برگ وتوليد برگهاي باكيفيت مناسب بايستي برداشت مرحله اول باتأخير صورت بگيرد تاگياه باتوليد برگهاي بزرگتر باعث تقويت ورشد بيشتر ريشه شوند با افزايش رشد ريشه جذب آب وموادغذايي بيشتر شده واز چين دوم به بعد برگهاي پهن تري توليد مي گردد .تره ايراني به خاطر اينكه چندين بار برداشت مي گردد معمولاً بعدازهربرداشت كودهاي شيميايي بويژه كودازته به خاك اضافه مي كنند تاباعث افزايش عملكرد شود درموقع افزودن كودنيتروژن بايستي دقت نمودكه مقدارآن بيشترازحدمعمول نباشد چونكه باعث تجمع نيترات وكاهش ارزش غذايي مي گردد معمولاً باتوجه به شرايط مختلف خاك ومحيطي بعداز هر مرحله برداشت 60كيلوگرم كوداوره به خاك اضافه مي نمايند تره ايراني رامعمولاً هر4-3 هفته يكبار ازنزديك سطح خاك قطع مي نمايند.

پيازچه  A.fistulasum  chives

پيازچه گياهي است چندساله برعكس پياز معمولي درخاك توليد غده نمي كند درقسمت پاي بوته يك مقدار متورم شده وتوليد غده هاي گرد ريز مي كند براي تكثير مي توان ازاين قسمت استفاده نمود ودرپيازچه برگهاي لوله اي شكل آن به مصرف مي رسد هربوته پيازچه توليد 6- 4 ساقه یا بوته مي كند كه به همديگر چسبيده مي باشد تكثير پيازچه ازطريق تقسيم بوته , غده هاي ريز وبذر مي باشد . معمولاً اين گياه درهر موقع ازسال قابل برداشت مي باشد .هر5-4 هفته يكبار مي توان قسمته هاي هوايي راازنزديك سطح خاك قطع نمود برداشت برگها درطول سال درچندين دفعه باعث مي شود كه اولاً برگها خشبي وسخت نشوند وثانياً ازتوليد ساقه گلدهنده جلوگيري مي كند به طور كلي بذر پيازي ها سياه بوده وشكل ناصافي دارند ومعمولاً بعداز 1 سال قوه ناحيه خودشان راازدست مي دهند.

موسير  A. Ascalanisum

به صورت وحشي رشد مي كند دائمي وبه صورت غيرجنسي وازطريق بذرنيز تكثير مي شود ودرمناطق كوهستاني رشد    مي كند.

سيب زميني    Solanum  tuberusum  

سيب زميني گياهي است علفي از خانواده سولاناسه كه درخاك توليد غده مي كند بخش زيرزميني آن چندساله وبخش هوايي آن يكساله مي باشد برگهادرابتدا دوره رشد به صورت ساده ولي بابزرگ شدن گياه برگها به صورت مركب درمي آيد غده سيب زميني از ساقه تغييرشكل يافته بوجود مي آيد .روي غده جوانه هايي وجودداردكه به اين جوانه ها اصطلاحاً چشم مي گويند چشم هاي جوانه ها درسيب زميني به 2 صورت جوانه هاي نوري وجوانه هاي تاريكي وجوددارد . جوانه هاي نوري ,كوتاه ومحكم بوده وسطح آن درقسمت تحتاني از كرك پوشيده شده است .واز جوانه هاي نوري براي تشخيص ارقام استفاده مي کنند چونكه جوانه هاي نوري خصوصيات ژنتيكي غده رانشان مي دهند .جوانه هاي تاريكي كه اغلب سفيد وكشيده بوده بوده وداراي بافت تردوشكننده مي باشد. ودراين جوانه ها بين حدفاصل غده وجوانه كمي فرورفتگي وجوددارد كه ازاين فرورفتگي ممكن است جوانه ها قطع گردد قسمت نوك غده را اصطلاحاً تاج مي گويند قسمتي از غده كه به استولون متصل است به آن قسمت ناف مي گويند تعدادجوانه ها درقسمت تاج بيشتر از قسمت ناف مي باشد . سطح غده سيب زميني بوسيله بافت پريدرم پوشانيده شده است كه اين بافت غده را از رطوبت وعوامل بيماريزا محافظت مي كند غده سيب زميني داراي 75% آب 20% كربوهيدرات 2% پروتئين و1% چربي مي باشد بخش بيروني غده داراي پروتئين بيشتري است مقدارنشاسته به طرف داخلي غده كه نزديكتر مي شود زيادتر مي گردد ودوباره به طرف مركز غده كمتر مي شود. رنگ سبز درغده سيب  زميني باعث توليد ماده سولانين مي شود كه اين ماده در غده هاي سبز وقرمز بيشتر مي باشد. درغده هاي جوانه زده يادرحال جوانه زني ميزان سولانين افزايش پيدامي كند درسيب زميني دونوع ساقه وجوددارد :

1-       ساقه زيرزميني

2-       ساقه هوايي

به ساقه هاي زيرزميني كه ازساقه هاي اصلي نشا مي گيرند اصطلاحاً استولون مي گويند اين ساقه ها داراي گره و ميان گره بوده وبرگها درآن تكامل نيافته مي باشد بعدازمدتي ازرشد قسمت انتهائي استولون متورم شده وتوليد غده مي كند معمولاً ازروي هرغده كاشته شده 6-4 غده ساقه خارج مي شود اگر تعدادساقه هاي خارج شده از غده كمتر از 4عدد باشد ميزان عملكرد كاهش پيدا مي كند دروي هرغده جوانه هايي وجوددارد كه اين جوانه ها به صورت منظم درروي غده قر ارمي گيرند.اين ساقه ها به رنگ سبز بوده وتوليد شاخ وبرگ مي كنند وظيفه اين شاخه ها توليد موادفتوسنتزي وانتقال آنها به غده جهت ذخيره مي باشد باافزايش تعداد ساقه وحجم اندام هاي هوائي اندازه غد ه هاي توليد شده درشت تر خواهد شد وهرچقدر حجم اندام هاي هوائي كوچكتر باشدغده ها كوچكتر مي شود.

كاشت غده

متداول ترين روش براي كاشت سيب زميني  استفاده از غده مي باشد اگر غده كوچك باشد به صورت كامل مي كارند ولي اگر غده ها بزرگ باشد آن را به چند قسمت تقسيم مي كنند معمولاً وزن غده ها بايستي بين 70-50كيلوگرم باشد  اگر وزن غده كمتراز اين باشد به دليل مواد ذخيره اي كمتر توليد بوته هاي ضعيف تر وبه موازات آن عملكرد پائين تري خواهدداشت امااگر وزن غده اي بيشتر ازاين باشد به علت استفاده از غده هاي سنگين تر هزينه توليد افزايش    مي يابد ولي حسن آن اين است كه غده هاي بزرگتر توليد بوته هاي قوي كرده وباعث افزايش عملكرد مي شود.فاصله بين رديف ها را 70 cmوفاصله بين بوته ها را30 cm درنظر مي گيرند عمق كاشت غده cm 15-10 مي باشد درموقع كاشت غده هايي كه بايستي تقسيم شوند معمولاً درجهت طولي برش مي دهند (به دليل غابت جوانه انتهائي وتعدادچشم ها ) تاجوانه ها روي  قسمت هاي مختلف به طور يكسان پراكنده شوند وهم چنين دربرش طولي غالبيت انتهائي ازبين مي رود اگر غده را به صورت عرضي برش دهيم غالبيت انتهائي درغده ها پديدارشده وجوانه انتهائي از رشد جوانه هاي جانبي جلوگيري مي كند وياجوانه هاي جانبي بعدازمدتي رشد خواهند نمود كه باعث غيريكنواختي درگياهان خواهد شد .غده هاي كامل رابه صورت طولي قرارمي دهند. هرچه تعدادجوانه هاروي غده بيشتر باشد باعث كاهش اثر غالبيت انتهائي مي شود. غده هارامعمولاً پيش از كاشت جوانه دارمي كنند كه به اين عمل پيش جوانه زني گويند براي پيش جوانه زني معمولاً غده هارا 4-3 هفته دردماي °C 14-12درمقابل نورقرارمي دهند.اين عمل باعث مي شود كه جوانه ها شروع به رشد كنند طول جوانه نبايستي بيش از cm 3-2 باشد چنانچه بيشتر ازاين اندازه باشد ممكن است درموقع كاشت جوانه ها بشكنند هدف از پيش جوانه زني تسريع درسبز شدن غده ها مي باشد هم چنين درمناطقي كه فصل رشد كوتاه باشد معمولاص آنهاراقبل از جوانه دارمي كنند .غده هاي بزرگ راهمانطور كه قبلاً گفته شد به قطعات كوچك تقسيم مي كنيم واين قطعات تقسيم شده رادرشرايط رطوبتي 95-85% ودماي °C 18-10به مدت يك هفته قرارمي دهند تاقسمت هاي بريده شده توليد بافت چوب پنبه اي نمايد به اين بافت چوب پنبه اي وتوليد پريدرم اصطلاحاً سوبريزه شدن مي گويند.

تشكيل بافت پريدرم درقسمت هاي برش خورده ازنفوذ عوامل بيماريزا جلوگيري مي كند وهم چنين از دست دهي آب از غده كاهش مي يابد.

روش دوم

استفاده از ميني تيوبرها ياغده هايي ريز مي باشد غده هاي ريزرا درشرايط آزمايشگاهي ودرشرايط ضدعفوني شده پرورش مي دهند وقتي كه اندازه غده درحدفندق شد آن رابه زمين اصلي انتقال مي دهند چونكه اين غده هادرشرايط ضدعفوني شده پرورش يافته اند بنابراين عاري از عوامل بيماريزا مي باشند كه يكي از مزاياي اصلي ميني تیوبرها مي باشد .ازمعايب ميني تيوبرها مي توان به موارد زيراشاره كرد:

1-       غده هاي ريز به خاطر داشتن مواداندوخته اي كمتر توليد غده هاي ريز مي كنند.

 

2-       اين غده ها به خاطر اينكه درشرايط آزمايشگاهي پرورش يافتند نمي تواندد عوامل نامساعد محيطي رابيشتر تحمل نمايند .معمولاً درسيب زميني از بذر حقيقي جهت آبگيری استفاده نمي كنند چونكه اولاً سيب زميني هتروزيگوس بوده وتوليد بوته هاي شبيه به والد مادري نمي كند. دوم اينكه بذرهاي حقيقي توليد تعدادكمتري ساقه  نموده وهم چنين غده هاي توليد شده ريز مي باشند که منجر به كمتر شدن عملكرد مي شود.

شرايط محيطي

سيب زميني ازمحصولات فصل خنك مي باشد ودرمناطقي باتابستان خنك وتوام بارطوبت زياد رشد بسيار خوبي دارد .سيب زميني درمناطقي كه تابستان طولاني وگرم دارند به خوبي رشد نمي كند وحتي دراين مناطق غده تشكيل نمي گردد چونكه درددماي بالا ميزان تنفس افزايش يافته وموادهيدروكربن كه درفتوسنتز توليد شده اند درفرايند تنفس به مصرف رسيده وباعث كاهش عملكرد وكاهش كيفيت مي شود. دماي مناسب براي جوانه زني غده ها °C 9ودماي مطلوب براي رشد رويشي 22درجه سانتيگراد ودماي مناسب براي تشكيل °C 18-15 مي باشد البته بايستي توجه نمودكه دماي پائين همراه با شدت نور زيادباشد.تكميل كربوهيدرات وتجمع آنها درريشه بستگي به شدت نوردارد. سيب زميني دراوايل دوره رشد به روز هاي آفتابي نيازدارد ودراين دوره گياه رشدرويشي مي كند ودراواخر دوره رشد به روزهاي كوتاه وشب هاي خنك نياز دارد. گلدهي درسيب زميني به صورت انتهائي مي باشد يعني باتوليد گل رشدرويشي گياه به اتمام مي رسد وگياه شروع به توليد غده مي كند معمولاً دراغلب مناطق وارقام بيشتر گل ها روي بوته ريزش مي كنند وتبديل به بذر نمي شوند ولي درمناطقي كه تابستان خنك داشته باشند مثل اردبيل وهمدان بوته سيب زميني قادربه توليد بذر مي باشد.

 دربرخي ازمناطق براي توليد بذر يكي ازدوروش زيراستفاده مي كنند :

1-    برخي كشاورزان سيب زميني راروي گوجه فرنگي معمولي پيوند مي زنند این پيوند باعث مي شود كه سيب زميني درخاك توليد غده نكند وگل هاي سيب زميني تبديل به بذر بشود.(درموقعي كه 10 cm باشد پيوند انجام مي شود)

2-    كاشت سيب زميني برروي آجر: دراين حالت غده ها روي آجر كشت مي گردد وبه تدريج كه بوته بزرگ مي شود روي آجر خاك مي ريزند درنتيجه غده تشكيل نمي شود.دربرخي مواقع درروي اندام هاي هوايي غده تشكيل    مي شود چنانچه حركت شيره ازبرگ به طرف استولون دراثر قارچ ريزوكتومياز متوقف شود .غده هاي هوايي روي ساقه ومحوربرگها تشكيل مي گردد. عوامل آب وهوائي وطول روز درطول ساقه زيرزميني تاثيردارند .استولون هاي كوتاه براستولون هاي طويل ترجيح داده مي شود چونكه دراستولون كوتاه غده ها درسطح خاك تشكيل مي شوندكه برداشت تسهيل مي شود. ارقام وحشي معمولاً استولون طويل تري دارند وارقام اصلاح شده امروزي داراي استولون هاي كوتاه مي باشداستولون كوتاه باعث تشكيل غده ها درنزديكي سطح زمين مي شود وبرداشت غده ها را راحت تر خواهدبود. ميوه سيب زميني را اصطلاحاً حبه مي گويند كه حاوي 100عدد بذر مي باشد كه اين بذرها شبيه بذر گوجه فرنگي است .يكي از ناهنجاريهاي مهم درسيب زميني توليد غده هاي ثانويه يابچه زائي مي باشد درحالت بچه زائي غده هاي ريزي روي غده هاي درشت بوجودمي آيد .عواملي كه باعث ايجاد تنش  مي شوند مثل تغييرات ناگهاني هوا رطوبت زياد وخشكي هواباعث ايجاد بچه زائي مي شود. درشرايط خشكي پوسته هاسخت وخشك مي شوند .پس از رفع استرس قادربه رشدنموده وتوليد غده هاي ثانويه مي كنند. عواملي كه باعث بدمزه شدن سيب زميني مي شوند عبارتنداز:

1-       خصوصيات ژنتيكي رقم

2-       زخمي شدن غده

3-       جوانه زدن شديد

4-       كمبود ويتامين ها

5-       تشكيل ماده تيولانين

غده هاي سيب زميني پس از برداشت وارد دوره ركود يااستراحت مي شوند دوره ركود درجوانه ها 3-2 ماه مي باشد درموقع رشد غده ها موادي كه قسمت هاي هوائي توليد مي شود كه اين مواد  به غده ها انتقال يافته ودرقسمت پوست غده ذخيره مي گردد واز جوانه زني غده ها بلافاصله پس از برداشت جلوگيري مي كند بااستفاده از عوامل مختلف مي توان دوره ركورد راازبين برد:

1-       قراردادن غده ها درمعرض هواي سرد وگرم به صورت متناوب

2-       زخمي كردن غده ها

3-       تكان دادن غده ها درداخل جعبه

مي توان دوره استراحت راكوتاه نمود به طور كلي عواملي كه ميزان تنفس رادرغده ها افزايش مي دهد مي تواند به شكستن دوره ركورد كمك نمايد . ضمناً هورمون جيبرلین ,اتيلن ماده اي به نام Rindite باعث شكستن دوره ركورد در سيب زميني مي شود.

عواملي كه از طريق آن مي توان دوره استراحت راطولاني نمود عبارتنداز :

1-       افزايش غلظت 2Co انبار

2-       كاهش دما (7-4 °C)

3-       استفاده از موادي مثل TCNB ( تريكلرونيتروبنزن)، فوزاركس، فنيل اوركان،اشعه گاماورونتگن وماليك هيدرازين ميزان عملكرد درسيب زميني بستگي به تعدادغده كاشته شده ، وزن غده وتعدادساقه هاي توليد شده داردهم چنين بين تعدادغده واندازه غده همبستگي معكوسي وجوددارد كه باافزايش تعدادغده وزن غده كاهش پيدا مي كند با با افزايش عملكرد ومبتلاشدن به مرض پوسيدگي برگ ميزان نشاسته درسيب زميني كمتر مي شود همچنين استفاده از كودهاي كلردارمثل كلريد پتاسيم باعث كاهش ميزان نشاسته درمعده مي شود تغذيه نامناسب ونامتعادل نيز باعث بدمزگي مي شود. پتاسيم درسيب زميني باعث افزايش عمرانبارداري، افزايش ميزان نشاسته وباعث رسيدن بهتر غده ها كه همان سفت شدن پوست مي باشد مي شود.

برداشت سيب زميني

زماني صورت مي گيرد كه اندام هاي هوائي شروع به زرد شدن وخشك شدن نمايند.وهم چنين رسيدن پوست غده سفت مي شود وچنانچه باانگشت پوست رافشار دهيم پوست جدا نمي شود يكي از روشهاي ديگر رسيدن جداشدن غده از استولون مي باشد. ميزان متوسط عملكرد درايران تقريباً 20تن درهكتار مي باشد برخي از كشاورزان براي توليد غده هاي سالم وجلوگيري از شيوع بيماريهاي باكتريايي دوهفته قبل از برداشت اندام هاي هوايي راقطع مي كنند اين عمل بااينكه ميزان فتوسنتز راكاهش داده ومنجر به كاهش عملكرد مي شود ولي از شيوع آلودگي ها جلوگيري مي كند چونكه اين آلودگي ها كه شامل بيماريهاي باكتريايي، ويروسي وشته ها مي باشد معمولاً در2الي 3هفته پاياني رشد گياه رامورد حمله قرار مي دهد.

سبزيهاي برگي Leaf vegetable

اسفناج ( SpinachSpinacia oleracea

اسفناج وحشي بانام علمي Spinacia tetrandera مي باشد كه به صورت وحشي دركوهستان ها روئيده مي شود كه به سفيدك نيز مقاوم مي باشد. اسفناج اهلي بااسفناج وحشي خويشاوندي نزديكي داردكه مي توانند همديگرراتلقيح كنند اسفناج ومارچوبه درسبزي استثنائي مي باشد كه داراي كروموزوم جنسي XY مي باشد. اسفناج گياهي است از خانواده چغندريان .اين گياه درمراحل ابتدائي رشد به صورت رزت مي باشد كه برگهاي فشرده ازروي ساقه هاي كوتاه ازنزديك سطح زمين توليد مي كند برگ ها در رنگ ها وشكل هاي مختلف وجود دارد شكل برگها به صورت تخم مرغي ,بيضوي ونيزه اي مي باشد همچنين پهنك برگ ممكن است صاف يا چين وچروكدار باشد برگهاي چين وچروك دار انبارداري مناسبي دارند چونكه تهويه درآن ها بهتر صورت مي گيردولي برگهاي چين وچروكداربه راحتي مي شكنند وهم چنين به سختي قابل شست وشو مي باشند برگهاي چين وچروكدار درمقايسه بابرگهاي صاف معمولاً نيترات بيشتري رادرخود تجمع مي نمايند براي اينكه برگهاي چين وچروكدار حاوي آنزيم نيترات ريداكتاز كمتري هستند كه اين آنزيم نيترات رابه پروتئين تبديل مي كند. تجمع نيترات درشرايط ابري وتراكم بالاي كشت نيز اتفاق مي افتد چونكه درشرايط نوركم رقابت بين گياه بيشتر شده وپروتئين،نيترات وميزان كربوهيدرات كمتري توليد مي شود كه بر اي تبديل شدن نيترات به پروتئين نياز به كربوهيدرات وانرژي حاصل ازآن مي باشد.(براي كاهش تجمع نيترات معمولاً محصولات را به خصوص سبزيهاي برگي را دربعدازظهر اقدام به برداشت مي كنند چونكه دربعدازظهرها ميزان توليد موادكربوهيدراتي كمتربوده ودرنتيجه نيترات بيشتري به پروتئين تبديل مي شود.) سبزيهاي برگي وقتي كه وارد مرحله گلدهي مي شوند نبايستي آن هارامصرف نمود چونكه طعم ومزه آنها تغيير مي كند وهم چنين درموقع گلدهي نيترات درتمام قسمت هاي گياه تجمع مي يابد درشرايط  معمولي وقبل از گلدهي تجمع نيترات بيشتر درآوندها به خصوص در دمبرگ وساقه مي باشد ولي وقتي گياه وارد مرحله گلدهي مي شود نيترات درپهنك برگ نيز تجمع يافته ودرنتيجه قابل مصرف نخواهدبود. اسفناج گياهي است دوپايه , پايه هاي نر معمولاً برگهاي كمتري داشته واندازه برگهاي آن كوچكتر مي باشد وهمچنين زودتر نيز به گل مي روندودرنتيجه باعث كاهش عملكرد مي شود ولي پايه هاي ماده برگهاي بيشتري توليدنموده واندازه برگهاي آن درشت مي باشد وديرتر نيز به گل مي روند وعملكردآن ها نيز بيشتر مي باشد معمولاً درموقع كاشت ازارقام ماده گل باارقامي كه تعدادگل هاي ماده آنها بيشترباشد استفاده مي كنند. پايه هاي نر وماده رامي توان ازروي رنگريزه ها وكربوهيدرات تشخيص دادمعمولاً پايه هاي ماده داراي قند ,كلروفيل وكاروتن بيشتري هستند. ارزش غذايي اسفناج به خاطر داشتن مقادير زياد  آهن , كلسيم و  ويتامين C  وتعدادي ويتامين A  مي باشد. غذاهاي حاوي اسفناج رابايستي به صورت تازه مصرف نمود غذاهاي باقي مانده حاوي اسفناج كه دريخچال نگه داري مي شود وبعداً باگرم كردن مجدد به مصرف مي رسد معمولاً براي سلامتي مضراست چون دراين غذاها به دليل فعاليت باكتريهاي نيتريفيكاسيون نيترات تبديل به نيتريت و موادسرطان زا مي شود. اسفناج حاوي اسید اگزاليك واگزالات كلسيم مي باشد كه اين مواد باجذب كلسيم بدن ميزان كلسيم بدن راكاهش مي دهند بنابراين بعدازمصرف اسفناج بايستي از غذاهاي محتوي Ca بيشتر استفاده نمود. اسفناج درواريته تشخيص از نظر شكل بذر دارد:

1-       اسفناج بابذر خاردار S.o. var olearaecen

2-       اسفناج بابذرهاي صاف S.o var Inermis

اسفناج بابذرهاي خاردار درموقع كاشت بوسيله رديف كارها به خاطرداشتن خار به همديگر چسبيده ودرموزع را مسدود  مي كنند وبذرها به صورت غيريكنواخت از موزع ها ريزش مي كنند درنتيجه باعث ايجاد مزرعه غيريكنواخت مي گردد . به عبارت ديگر كشت مكانيزه محصول رابامشكل مواجه مي كند البته بذرهاي خاردار مي توانند شرايط سخت زمستان رابهتر از  بذرهاي صاف تحمل تمايند. امروزه اغلب ارقام كه داراي عملكرد وكيفيت مناسبي مي باشند داراي بذرهاي صاف مي باشند كه علاوه برتوليد محصول باكميت وكيفيت مطلوب به صورت يكنواخت نيزدرمزرعه سبز مي شود.

شرايط اقليمي

اسفناج از محصولات فصل خنك بوده وبعضي ازارقام آن مي توانند دماي تا°C 7 رانيز تحمل نمايند اسفناج گياهي است روز بلند وهواي گرم وخشكي نيز گلدهي آن را تسريع مي نمايد وقتي كه گياه داردمرحله گلدهي مي شود .برگهای رزت به خاطر طويل شدن مياه گره ها ازهمديگر فاصله گرفته وطول ساقه بيشترمي شود ازبغل برگها شاخه هاي جانبي خارج شده وبرروي آنها نيز گل ها ظاهر مي شود. چنانچه درطول دوره رشد مدت روشنايي زيادباشد گياه درمدت چندهفته گلدهي مي كند بنابراين درزمان كاشت بايستي دقت نمود كه بذر دربهارزودتر كشت شده ومحصول دهي آن باهواي گرم برخورد نكند حدبحراني گلدهي دراسفناج 13ساعت مي باشد واگر طول روز بيشتراز 13ساعت باشد گياه توليد گل مي كند اگرروز بلند همراه با هواي گرم باشد گياه مي تواند درطول روز كمتر از13 ساعت نيز به گل بنشيند گرماي زياد رشدرويشي گياه را ازدست داده وبه زودي هم به گل وبذر مي نشينند وباعث كاهش عملكرد مي شوند.علاوه برعواملي كه دربالاگفته شد ورناليزاسيون نيز درگلدهي تاثيردارد. براي بهارش دماي °C 8-2 كافي مي باشد گياهان ورنانيزه شده درمقايسه باگياهان ورنانيزه نشده 1هفته زودتر به گل مي روند . بهترين خاك براي اسفناج خاكهاي حاصلخيز ونم دار مي باشد ودرمقابل زمين هاي آبگير خشك وPH  خاك حساس مي باشد. PH  مطلوب براي رشد اسفناج 7-6 مي باشد. بذر اسفناج درموقع جوانه زدن به كمبودآب،كمبود اكسيژن وگرماي زياد حساس مي باشد اسفناج رابه صورت دست پاش ورديفي مي كارند مقدارمصرف بذر در كشت رديفي درحدود 20-15 كيلوگرم مي باشد وفاصله رديف ها درحدود 20 cm است.

برداشت

زماني صورت مي گيرد كه گياه به مرحله شش برگي رسيده باشد معمولادرسطح وسيع ابتدازمين راآبياري كرده وبعد از تخليه شدن رطوبت خاك بوته را باريشه ازخاك درمي آورند وبه همان صورت به بازارعرضه مي كنند ولي درسطوح كوچكتر در2الي 3مرحله برداشت مي گردد.ابتدا برگهاي بيروني درشت رابرداشت كرده به طوريكه برگهاي كوچك وجوانه ها باقي بماند پس اين برگهاي جديد وجوانه ها توليد برگ جديد مي كنند كه آنهارا برداشت مي كنند دركشورهاي خارجي معمولاً باكمباين برداشت مي كنند. براي برداشت مكانيزه مي بايستي تراكم كشت بالا باشد چونكه درتراكم بالا برگها به صورت عمودي رشد مي كند وبرداشت آن راحت تر مي شود علاوه براين درتراكم بالابرگها حالت ترد وشاداب تري دارند كه بوسيله كمباين مي توان به راحتي برداشت نمود. درتراكم هاي پائين به دليل اينكه گياه بيشتر حالت رزت دارد معمولاً برگها به صورت افقي قرار مي گيرند كه دراين حالت برداشت مكانيزه با مشكل مواجه مي شود. دربسترهايي كه تجمع نیترات دارند معمولاً از كودهاي كلرداراستفاده مي كنند چونكه كلربا نيتروژن رابطه آنتاگونيستي دارد وكلر موجود درخاك از جذب نيتروژن جلوگيري وميزان تجمع نيترات راكاهش مي دهد.

 

كاهو Lactucu sativa  ( Lettuce )

كاهو از قديمي ترين محصولات وسبزيهاي دنيا به شمار مي رود واز نظر ميزان مصرف بعداز گوجه فرنگي ,پياز مرتبه سوم را به خوداختصاص داده است. كاهو گياهي است يكساله ازخانواده كمپوزيته ونوع وحشي آن Lactuca Scariola    مي باشد انواع وحشي كاهو داراي طعم تلخي بودند ولي ارقام امروزي ميزان تلخي خيلي اندكي دارند. كاهو داراي ريشه هاي سطحي بوده وبذرهاي آن به رنگ خاكستري است.

 كاهو را ازنظر گياهشناسي به 4گروه تقسيم مي كنند:

1-       كاهو پيچ كلمي Lactuca satava var capitata

دراين نوع كاهو برگها از خارج به داخل خميده شده وبرروي هم به صورت فشرده قرار مي گيرد وهمانند كلم پيچ توليد سرفشرده ومحكم مي كند اين نوع كاهو داراي 2 نوع مي باشد.1- Butter head     2- Crisphed

Butter    داراي برگهاي نرم ولطيفي بوده وبه ِآسيب هاي مكانيكي حساس مي باشد Crisphed  داراي برگهاي شكننده اي بوده وبرخلاف butter head  كناره برگها دندانه دار مي باشد به طور كلي اين نوع كاهوها داراي انبارداری زيادتري مي باشد چونكه برگها به صورت فشرده قرارگرفته وكمتر آسيب مي بيند.

2-       كاهو پيچ معمولي Lactuca sativa var longifolia   

اين نوع كاهو به كاهوي Romain يا Coshead  معروف مي باشد برگهاي اين نوع كاهو به صورت كشيده وقاشقي شكل مي باشد وارتفاع برگهاي كشيده آن ممكن است بهcm 40-30برسد اين نوع كاهو بيشتر درايران كشت مي گردد ازارزش غذايي بيشتري نيز برخوردار مي باشد ( ويتامين A  و C  زيادي دارد.)

3-       كاهو پرك ياكاهوبرگ Lactuca Sativa var Crispa

دراين نوع كاهو برگها همانند كلم پيچ برروي همديگر قرارنمي گيرد وجدا از هم مي باشد اين نوع كاهو درايران كمتر كشت مي گردد وبه شرايط نامساعد محيطي مثل گرما ورطوبت تحمل زيادي نشان مي دهد.

4-       كاهو ساقه اي يا مارچوبه اي Lactuca  Sativa var asparaginus

اين نوع كاهو توليد ساقه هاي كوتاه وضخيم وگوشتي مي كند كه آنها به مصرف تغذيه مي رسد كاهوداراي ساقه كوتاهي بوده وبرگها دراوايل مراحل رشدي ازروي اين ساقه ها به صورت فشرده خارج مي شود وهمانند كلم پيچ  توليد head  ياسريا طبق مي كند. دراواخر مرحله رشد باورود گياه به مرحله رشد زايشي ساقه هاي اوليه طويل شده وحالت رزت از هم باز مي شود. به گل رفتن كاهوباعث مي شود كه برگها طعم تند به خود بگيرند واز بازار پسندي آنها كاسته مي شود كاهو درطول روز بلند وهواي گرم توليد ساقه گلدهنده مي كند . ارقام كاهو ازنظر حساسيت به فتوپريود متفاوت مي باشد . به طور كلي كاهو داراي سه نوع بهاره، پائيزه وزمستانه مي باشد انواع بهاره كاهوها به خاطراينكه درروزهاي بلند توليد هد مي كنند بنابراين مي بايستي دراين فصل رشد ازارقام روز خنثي استفاده نمود درغيراينصورت كاهوها همزمان بارسيدن روزهاي بلند به گل رفته واز بازارپسندي آن كاسته مي گردد ولي ارقام پائيز وزمستانه مي توانند روز بلند باشند چونكه كاشت كاهو درفصل پائيز وزمستان باعث مي شود كه اين ها درشرايط روز كوتاهي توليد هد نمايند ودراين مرحله رشدي فاقدروز بلنداست. ( قوه ناميه بذر 4 سال است) بذر كاهو داراي قوه ناحيه كمتري مي باشد به ترويج كه عمر بذر بيشتر مي شود ميزان قوه ناحيه آنها افزايش مي يابد چونكه وقتي بذر مسن تر مي شود نفوذ پذيري پوسته بذر افزايش يافته درنتيجه گازCo2 و O2   به راحتي واردبذر مي شود .

شرايط محيطي

كاهو از سبزيهاي فصل خنك مي باشد دماي بهينه براي رشد كاهو°C 15-12 مي باشد كاهو براي رشد ونمو خودنياز به دماي زياد ندارد چونكه دماي زياد باعث مي شود كه برگها به خوبي فشرده نشوند وبه فرم پيچ  درنمي آيند دماي بالا باعث مي شود كه كناره برگها سوختگي پيدا بكند وهمچنين دماي بالا موجب به خواب رفتن بذور مي شود . اگر بذر درموقع جوانه زني دردماي بالا قرارگيرد وارد دوره خواب ثانويه مي شود كه براي از بين بردن اين خواب مي توان بذرها رادردماي بالا قرارداده تادوره ركود حذف شود. درموقع كاشت كاهو دوعامل رابايستي درنظر گرفت:

1-       دما

2-       طول روز

در مناطقی که زمستان ملایم دارند بذر را در پاییز ولی در مناطق سردسیر بذر رادر بهار کشت می کنند.کشت در پاییز به علت رطوبت بالا که باعث افزایش کیفیت پیچ ها می شود بهتر از بهار است.

بهترین منطقه برای کاشت کاهو مناطق سردسیر ومرطوب  می باشد درکشت های زمستانه خوزستان دراثر بارندگی های پی درپی کاهوی پیچی تولید می شود که برگهای آن ازتردی ولطافت بیشتری برخورداراست. رشدونمو کاهو دردمای صفردرجه کند ویامتوقف می شود. کاهو به چکه کردن آب حساس می باشد وهمچنین به شوری نیز حساس است . نوسانات رطوبتی باعث پف کردن سرکاهو می شود وهمچنین گلدهی نیز باعث بازشدن طبق کاهو می گردد . به طور کلی سبزیهای برگی به آب زیادی نیاز دارند چونکه برگهای نرم وآبدار آن به مصرف می رسد وهمچنین کاهو به خاطر داشتن ریشه های سطحی وعدم وجود .واکس برروی سطح برگ به آب بیشتری نیاز دارد. کاهوی بهاره رامعمولاٌ درخاکهائی سبک یا شنی کشت می کنند. چونکه این نوع خاکها گرمای ویژه کمتری دارند ودراوایل بهارزودتر گرم می شوند. وگیاه نیز زودتر رشد می کند ولی کاهوهای پائیزی یا زمستانه را درزمین های آب کافی می کارند. گرما وتابش شدید آفتاب باعث اختلالات فیزیولوژیکی دراین گیاه شده ومنجر به سوختگی کناره برگها می گردد. سوختگی کناره برگ موجب کاهش بازار پسندی می گردد.

 عامل اصلی ایجاد این عارضه tip burn  کمبود کلسیم می باشد.

مرحله کاشت

 کاهو به دوصورت نشاکاری وکشت مستقیم بذر تکثیر می شوند.

نشاکاری به منظور پیش رس کردن انواع بهاره درخزانه گلخانه مناسب می باشد دمای محیط خزانه روزها°C 18-16 وشب ها°C 12-10 می باشد. کاشت نشانی کاهو بهتر از کشت مسقیم بذر می باشد برای اینکه بذر آن ریز می باشد. درموقع کشت کاهو بایستی دقت کنیم که نقطه رویشی زیرخاک باقی نماند. کاشت عمیق نشا باعث دیررس شدن محصول می شود و همچنین تشکیل هد در آنها غیر ممکن می گردد.

مرحله داشت

دو هفته پس از نشاءکاری مبارزه با علف های هرز شروع می شود در کشت مستقیم 2-1 مرتبه و در کشت نشائی یک مرحله نیاز به وجین می باشد.در موقع وجین کردن بایستی دقت نمود که ریشه ها صدمه نبیند چونکه اولا باعث کاهش رشد طولی ریشه می شود و ثانیا سفیدک می تواند از محل های زخمی گیاه را آلوده نماید.

پف کردن (Puffiness) موقعی ایجاد می شود که دمای هوا و رطوبت هوا در مرحله رسیدن گیاه بالا باشد بهترین دما برای نگهداری سبزی هایی برگی°C 1-0 و رطوبت 98-90 ٪ می باشد.

جعفری را می توان در دمای°C 4-1 و رطوبت 90٪ نگهداری نمود.

سیتوکنین از تجزیه کلرفیل جلوگیری کرده و عمر سبزی های برگی را افزایش می دهد.

برداشت

عمل برداشت را می توان با استفاده از چاقو از نزدیکی سطح زمین انجام داد بایستی توجه نمود که برداشت کاهو بیش از چندین مرحله صورت نگیرد چونکه در چند مرحله تعدادی از بوته های برداشت شده و فضای بین بوته ها بیشتر می شود و در نتیجه این باعث سوختگی برگها می شود.

کرفس Apium gravielens 

کرفس گیاهی است که ازمناطق باتلاقی ومردابی اروپا منشا گرفته است به همین خاطر به این گیاه زمین پست نیز می گویند ونیاز آبی آن زیادمی باشد. گیاهی است دوساله ازخانواده چتریان ولی در سبزیکاری به عنوان گیاه یکساله کشت می گردد. برگهای کرفس دارای اسانسی به نام Apiul می باشد که باعث تندشدن طعم کرفس می گردد. هرچقدر کرفس بیشتر درمعرض نور خورشید قرار می گیرد برگها خشن تر شده ومیزان Apiol  آنها کاهش پیدا می کند. برای کاهش میزان Apiol  برگ معمولاٌ کرفس را سفید می کنند کرفس حاوی ویتامین C و E زیادی می باشد. طول ساقه گلدهنده درکرفس 80-70 cm وبه رنگ سفید می باشد .گیاهی است  خودگشن وحشرات باعث گرده افشانی آنها می شود بذر آنها ریز ودرحدود  1 mm می باشد که دربین سبزیها ریزترین بذر رادارا می باشد وقوه نامیه آنها 6-4 سال می باشد. ریشه کرفس دوساله بوده وتاعمق cm  40 نیز نفوذ می کند طول ریشه کرفس بستگی به کشت مستقیم بذر ویا نشاکاری دارد . درکشت مستقیم بذر معمولاٌ ریشه ها تا عمق زیادی ازخاک توسعه می یابند ولی درکشت نشایی به خاطر اینکه در موقع خارج کردن نشا نوک ریشه اصلی قطع می شود ریشه ها به صورت عرضی رشد می کنند وطول آنها نسبت به کاشت مستقیم بذر کمتری می باشد.

انواع کرفس

کرفس را ازنظر گیاهشناسی به سه دسته تقسیم می کنند :

1-       کرفس دمبرگی یامعمولی Apium graviolensvar ducle

این نوع کرفس تولید وبرگهای ضخیم , طولانی یا طویل وفیبری تولید می کنند که دمبرگ آنها توخالی می باشد این نوع کرفس بیشتر درایران کشت می گردد . توخالی بودن دمبرگ باعث مقاومت گیاه به شرایط باتلاقی یا غرقابی می شود.

2-       کرفس ریشه ای A. graver var repaceum

کرفس ریشه ای تولید غده های ضخیم ومتورم می کند که این غده ها از رشد ریشه , ساقه و هیپوکوتیل منشا می گیرد.

3-       کرفس برگی A.gvar secalinum

 این نوع کرفس همانند جعفری تولید برگ می کند وقسمت خوراکی آن برگها می باشد برگها شبیه برگ جعفری بوده بااین تفاوت که بزرگتر از آن می باشد.

شرایط اقلیمی کرفس دمای مفید°C 20 کرفس حساس به خشکی وکم آبی است .کرفس ازخشکی بیشترین صدمه رامی بیند. ازمحصولات فصل خنک بوده وبه خشکی وکم آبی حساس می باشد کرفس دربین سبزیها جز‍ء گیاهان نادری می باشد که از خشکی بیشترین صدمه رامی بیند کرفس درشرایط اقلیمی خنک ونسبتا مرطوب وباشدت نورکافی محصول کافی تولید می نماید ودمای بهینه برای رشد ونمو کرفس°C 20 می باشد کرفس می تواند دمای تا °C -5 رانیز تحمل نماید.

عواملی که درگیاهان دوساله گلدهی بی موقع راتحریک می کند عبارتند از :

1-       خصوصیات ژنتیکی آن

برخی ازارقام به Bolting مقاوم می باشند وبرخی به  Bolting حساسیت بیشتری دارندبرای نمونه پیاز قرمز آذرشهر به Bolting  مقاوم می باشد وچنانچه این گیاه درمراحل اولیه رشد ودرمعرض دمای پائین قرارگیرد تولید ساقه گلدهنده نمی کند.

2-       ضعیف  بودن بذر یاداشتن قوه نامیه کمتر

3-       عواملی که دررشد گیاهان وقفه ایجاد می کنند مثل خشکی , کمبود موادغذایی , آفات وامراض ویخبندان

4-        قرارگرفتن گیاه درمعرض دمای پائین درمراحل اولیه رشد

 کاشت

کرفس به صورت مستقیم ونشاکاری کشت می گردد ولی به خاطر داشتن بذرهای ریز وجوانه زنی مشکل تر ومعمولا به صورت نشاکاری کشت می گردد. مدت پرورش نشا تقریباٌ 20ماه بوده ودما درموقع پرورش نبایستی کمتر از 16-12 باشد . چونکه این دامنه دمایی باعث ایجاد Bolting  می شود درکرفس نشا خوب برای انتقال به خرانه موقعی است که وزن نشاها درحدود 10-5 گرم باشد ونشا حامل 5-3 برگ باشند کرفس نیاز به خاکهای حاصلخیز دارد کمبود برخی از مواد غذایی مثل منیزیم ، بر، کلسیم باعث کاهش رشد ونمو می شود کمبود منیزیم باعث ایجاد کلروز دربرگها می گردد . دراثر کمبود کلسیم نوک برگهای جوان سوختگی پیدا کرده وهمچنین ریشه به رنگ سیاه درمی آید دراثر کمبود بر برگهای مرکزی ازبین می روند ودمبرگها ترک برمی دارند یکی از عوارض دیگر کرفس توخالی شدن دمبرگها می باشد که این عارضه دراثر تـاخیر دربرداشت وطولانی شدن دوره انبارداری ظاهر می شود. بذر کرفس ریزبوده ودربین سبزیها کوچکترین بذر رادارد به همین خاطر نیاز به مراقبت زیادی درموقع کشت وبعد از کشت دارد  وهمچنین بذر کرفس دیرجوانه زده وبه سختی سبز می شود.

عملیات داشت

کرفس به خاطر داشتن رشد کند نیاز به مراقبت های زراعی زیادی دارد وهم چنین می بایستی به طور مداوم آبیاری صورت بگیرد تاموقعی که بوته ها درزمین به خوبی استقرارنیافته هم آبیاری وهم عملیات می بایستی به نحو احسن صورت بگیرد وهمچنین کرفس به خاطر داشتن رشد کند می بایستی به صورت مداوم تا استقرار کل گیاه ، علفهای هرز کنترل شوند. سفید کردن کرفس یکی از عملیات مهم دراین محصول می باشد دراثر سفیدکردن دمبرگ ازنورمحروم شده درنتیجه فاقد کلروفیل خواهد شد دراثر عدم تشکیل کلروفیل برخی از ترکیبات در دمبرگ تولید نمی شوند وباعث تولید دمبرگهای باکیفیت مطلوب می گردد. برای سفید کردن معمولا دمبرگها را باخاک می پوشانند. علاوه برخاکدهی اطراف دمبرگ می توان با استفاده از وسایلی مثل نوارهای کاغذی ، لوله های سفالی وتخته دمبرگها راپوشاند درمناطقی که هواخیلی گرم باشد معمولا از نوارهای کاغذی یالوله های سفالی استفاده می کنند چونکه اگردمبرگ باخاک پوشانده شود باعث پوشیده شدن دمبرگها می باشد امروزه ارقامی اصلاح شده اند که به طور طبیعی دمبرگهای متمایل به سفیدرنگ تولید می کنند ونیازی به سفید کردن نمی باشد.کرفس های با دمبرگ سبز ویتامین E  بیشتری دارد .برداشت کرفس زمانی صورت می گیرد که برگها از رنگ سبز به سبز روشن تغییر پیدا می کنند وهمچنین دمبرگها قوی وطویل باشد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1387 | 20:37 | نویسنده : حمید صمدنژاد
سکو بخشی از فضای گلخانه است جایگاهی است برای قرار گرفتن گلدان ها یا کشت گیاهان در بستر های بالا تر از سطح زمین همانگونه که از نام آن پیدا است ، سکوها همواره در سطحی بالاتر از کف گلخانه ها قرار می گیرند . این عمل ضمن جلوگیری از گسترش عوامل آلوده کننده و بیماری زای گیاهی به تهویه بهتر و گرم شدن زودتر بستر کمک می کند . انتخاب شکل سکوها و مواد سازنده آنها به نوع گیاه ، گلخانه و سلیقه سازنده بستگی دارد . به طور کلی ویژگی های یک سکوی خوب عبارت است از:
الف _ از زهکشی مطلوبی برخوردار باشند .
ب_ پهنای آن طوری باشد که کارگران به آسانی به مرکز سکو دسترسی داشته باشند .
ج_ طوری نصب شده باشد که حداکثر نور را جذب کنند .
کارکردن با سکوها برای قرار دادن گلدان ها به کارگران این امکان را می دهد که بدون خم شدن کار خود را انجام دهند در صورتی که سکوها برای کشت گیاهان استفاده بهتر است 30-15 سانتیمتر عمق داشته و از زهکشی مناسبی برخوردار باشد . ارتفاع سکوها از سطح زمین می بایست به گونه ای باشد که اقدامات داشت با تسلط کارگر بر محصول امکانپذیر باشد که این امر به نوع محصول بستگی دارد . سکوها را می توان از جنس آلومینیوم ، ایرانیت ، الوار چوبی و یا مواد بتنی ساخت . آلومینیوم عمری طولانی دارد ولی گران قیمت است و چوب ارزان بوده ولی عمر کوتاهی دارد و احتمال پوسیدگی آن نیز زیاد است و همچنین عوامل بیماری زا نیز در آن نفوذ می کنند .
نحوه قرار گرفتن سکوها
بایستی سکوها را طوری نصب نمود که از حداکثر فضای گلخانه ای برای پرورش گیاهان استفاده شود . تعداد و عرض راهروها بستگی به نحوه استفاده از آنها و نوع محصول دارد .
ارتفاع سکوهای کشت 90-80 سانتیمتر است . پهنای سکوهای مجاور دیواره ها حدود 90سانتیمتر و پهنای سکوهای میانی که از دو طرف قابل دسترسی است حداکثر میبایست 180 سانتی متر باشد . سکوهای کشت گیاهان گلدانی نبایست دیواره داشته باشد و کف سکوها تا حد ممکن بایستی منفذدار باشد . تخته های چوبی سوراخدار به همراه تورسیمی محکم برای ساختن کف سکوها مناسبند .
در روش نوین به منظور استفاده موثر از حداکثر فضای گلخانه از سکوی متحرک استفاده می کنند . این سیستم فضای تولید را تا بیش از 90% مساحت گلخانه افزایش می دهد . راهروها توسط سکوهای متحرک اشغال شده که با حرکت سکو راهرو از یک سمت باز می شود و از طرف دیگر بسته می شود .
سکوها و بسترهای زمینی گلهای بریده
گلهای بریده را در شرایط گلخانه ای به هر دو شکل بسترهای سکوئی و زمینی کشت می کنند . گیاهانی مثل گل داوودی و میمون را می توان بر روی سکوها کشت نمود . ولی این سکوها بایستی نزدیک زمین قرار گیرند تا عملیات حذف جوانه ها ، محلول پاشی و برداشت امکان پذیر باشد ، میخک را نیز به علت حساسیت به بیماری پژمردگی باکتریایی برروی سکوهای کوتاه پرورش می دهند .
ضد عفونی کردن خاک سکوها راحت تر و موفقیت آمیز تر از بسترهای زمینی است . بسترهای زمینی باید به گونه ای باشند که خاک اطراف ریشه را از قسمتهای دیگر مجزا کنند . بتون برای بسترهای زمینی مناسب است .
 

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1387 | 20:31 | نویسنده : حمید صمدنژاد

ترك هاي رشد Growth Cracks

در گياه گوجه فرنگي دو نوع ترك رشدي ديده مي شود : متحدالمركز و شعاعي . تركهاي رشدي متحدالمركز باعث بوجود آمدن تركهاي دايره اي شكل در انتهاي ميوه مي شوند ولي تركهاي شعاعي از انتها به طرف خارج گسترش مي يابند. اين عارضه هنگام رسيدن ميوه ظاهر ميشود. اين تركها غالبا وقتي بوجود مي آيند كه شرايط مختلفي مثل نوسانات زياد دما و رطوبت باعث تغيير شديد سرعت رشد مي گردد. باران هاي شديدي كه پس از آب و هوايي خشك به وقوع مي پيوندند، باعث بوجود آمدن تركهاي شعاعي در اكثر كلتيوارهاي گوجه فرنگي مي شوند. توانايي تحمل كلتيوارهاي گوجه فرنگي نسبت به ترك خوردن متفاوت است و بستگي به استحكام و قابليت انبساط (  strechability) پوست ميوه دارد. كلتيوارهاي بسيار حساس موقعي كه ميوه هنوز سبز است، ترك مي خورند و كلتيوارهايي كه تا حدودي مقاومند غالبا تا مراحل بعدي ترك نمي خورند. هر چه ميوه زودترترك بخورد، تركهاي عميق تر ي در آن بوجود مي آيد. نيتروژن زياد و پتاسيم كم در ترك خوردن ميوه ها نقش دارند و بنابراين فراهم كردن مواد غذايي مناسب، آبياري منظم و كافي باعث كاهش احتمال ترك خوردن ميوه ها مي گردد.

 

Puffiness 

ميوه هايي كه دچار اين عارضه مي شوند، تا حدودي پف كرده وزاويه دارند. حفرات داخل ميوه، در صورت وجود، فاقد ماده ژلاتيني به ميزان طبيعي اند و ميوه بافت متراكمي ندارد. اين عارضه در نتيجه گرده افشاني ناقص، كوددهي ضعيف و يا عدم تشكيل دانه به طور كامل به وجود مي آيد كه غالبا ناشي از دماي پايين است. مشابه عارضه قبلي، نيتروژن زياد و كمبود پتاسيم نيز باعث اين مشكل مي شوند. برخي از كلتيوارها نسبت به اين عارضه حساس تراز بقيه هستند.

 

رسيدن لكه دار  Blotchy Ripening

در اين عارضه بخشي از ميوه به علت عدم تلقيح مناسب به خوبي نمي رسد. آب و هواي سرد باعث شيوع اين عارضه مي شود و كمبود آب يا مقدار زياده از حد آن نيز باعث تشديد ان مي گردد. علائم به شكل لكه هاي زرد رنگ يا سفيدي است كه بافت زير آن سخت باقي مي ماند. نواحي آسيب ديده هم معمولا در بخش بالائي ميوه ( Stem End ) هستند. اين عارضه ممكن است با علائم ناشي از ويروس موزائيك توتون اشتباه شود. اين بيماري در كلتيوارهاي قديمي شايع تر است.

 

پيچيدگي برگ Leaf Roll

پيچيدگي برگ نوعي عارضه فيزيو لوژيك است كه در اثر آب و هواي سرد و باراني ايجاد مي شود. اين عارضه باعث پيچ خوردن برگهاي پاييني به سمت بالا وضخيم و چرمي شدن آنها مي گردد. پيچيدگي برگ اثري روي رشد گياه و ميزان محصول نمي گذارد و نيازي به مبارزه با آن نيست.

 

        

پوسيدگی گلگاه گوجه فرنگی  Blossom End Rot

علائم اوليه پوسيدگي گلگاه شامل لكه هاي آب سوخته روي گلگاه ميوه هاي رسيده يا در نزديكي آن است . اين لكه ها به سرعت رشد ميكنند.

و ممكن است به هم بپيوندند و نواحي آسيب ديده وسيعي را بوجود بياورند. به علت خشك و چروك شدن بافت ، سطح زخمها چروكيده و چرمي و به رنگ قهوه اي تيره تا سياه در مي آيد. قسمتهاي آسيبديده معمولا مورد حمله پاتوژنهاي ثانويه قرار مي گيرند كه باعث پوسيدگي نرم و فساد ميوه مي گردند. در برخي مواقع بافتهاي داخلي بيرنگ شده و متلاشي مي گردند بي آنكه علائم قابل مشاهده اي در سطح ميوه وجود داشته باشد.پوسيدگي گلگاه عارضه اي است كه با كمبود موقتي كلسيم موجود در گياه مرتبط است و با تغييرات رطوبتي خاك تشديد مي شود . اگر ميزان آب محدود باشد، رشد گياه كند مي شود و متعاقبا جذب مواد غذايي نيز كاهش مي يابد. اين موضوع باعث كاهش غلظت كلسيم در گياه مي گردد زيرا كلسيم توسط جريان آب در گياه جابجا مي شود. به همين دليل بخشهايي از گياه كه سريع تر تعرق مي كنند، بيشترين ميزان كلسيم را دريافت مي نمايند.اين نواحي معمولا برگهاي بزرگ هستند كه به خاطر اندازه شان تعرق زيادتري دارند. به اين ترتيب ميوه هاي در حال رشد، كمترين ميزان كلسيم مورد نياز خود را دريافت مي كنند. استرس هاي رطوبتي اي كه حتي در نتيجه پژمردگي هاي جزئي گياه بوجود مي آيد، براي ايجاد كمبود كلسيم كافي است. زماني كه رطوبت به حد مناسب مي رسد، گياه رشد طبيعي خود را ازسر مي گيرد. ولي جذب كلسيم هنوز كند است و گياهي كه به سرعت در حال بزرگ شدن است، كلسيم كافي براي رشد خود دريافت نمي كند. كاربرد كودهاي نيتروژنه به صورت آمونيوم نيز مستقيما بر جذب كلسيم در گياه گوجه فرنگي تاثير مي گذارد و باعث كاهش جذب كلسيم و تجمع آن در بافتهاي برگ گوجه فرنگي مي گردد. در ضمن قطع شدن ريشه ها نيز باعث اين عارضه مي شود.ميزان انتشار عارضه پوسيدگي گلگاه را مي توان با فراهم كردن رطوبت يكنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ كه هم باعث كنترل علفهاي هرز مي شود و هم مزرعه نيازي به كلتيواتور زدن پيدا نمي كند كه ريشه ها در اثر آن آسيب ببينند ) و عدم مصرف زياده از حد كودهاي ازته كاهش داد.البته واريته هاي مختلف گوجه فرنگي از نظر حساسيت با هم بسيار تفاوت دارند. هيچكدام از واريته هاي حاضر تحمل كافي نسبت به اين عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان يك راه كنترلي استفاده كرد. در ضمن گزارش شده است كه اسپري به موقع ميوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگي با محلول رقيق شده كلريد كلسيم و تكرارآن، مانع از پوسيدگي گلگاه گوجه فرنگي مي شود.

 

آفتاب سوختگي  Sunscald

علائم آفتا ب سوختگي ابتدا روي گوجه فرنگي هاي كال ديده مي شود. اين علائم به صورت بروز نواحي سفيد يا برنزه روشن روي ميوه هايي است كه در معرض آفتاب قرار گرفته اند. نواحي تغييير رنگ يافته چروك خورده و فرورفته اند و اغلب با يك هاله زرد رنگ احاطه شده اند. اين نواحي معمولا در قسمت بالاي ميوه ، جايي كه بيشتر در معرض آفتاب قرار مي گيرد، ديده مي شوند. عارضه آفتاب سوختگي در بوته هايي كه برگهاي پاييني آنها دراثر Septoria يا Early Blight . از بين رفته اند، و ميوه ها به شدت در معرض نور خورشيد قرار گرفته اند، ديده مي شود. بخشهاي آسيب ديده ميوه ممكن است توسط پاتوژن هاي ثانويه مورد حمله قرار گيرند.

كنترل : مراقب باشيد كه در موقع برداشت يا هرس كردن، ميوه ها در معرض نور مستقيم خورشيد قرار نگيرند. داربست ها را طوري بببنديد كه ميوه ها در معرض خورشيد نباشند. استفاده از قارچكش ها و مبارزه با بيماري هاي برگي از نابود شدن برگها جلوگيري مي كند. از كلتيوار هايي استفاده كنيد كه پوشش برگي مناسبي دارند.

 

 Catfacing

علائم اين عارضه به صورت نواحي فرو رفته و دندانه دار در قسمت گلگاه ميوه است. گاهي خود ميوه نيز بدشكل شده و به صورت قلوه اي شكل يا اشكال ديگر در مي آيد. اين عارضه وقتي به وجود مي آيد كه دماي هوا در طول گلدهي و تشکيل ميوه كمتر از 10 درجه سانتيگراد شود. اين دما باعث مي شو د كه گرده افشاني كامل صورت نگيرد. در برخي مواقع گرماي زياده از حد، آسيبهاي ناشي ازبرخي علف كشهامثل D ـ ۴و۲و تغييرات رطوبت خاك باعث catfacing مي شود. در ضمن نيتروژن زياد نيز باعث تشديد اين عارضه مي گردد. بروز catfacing به نوع كلتيوار گوجه فرنگي نيز بستگي دارد و در كلتيوار هاي قديمي بيشتر است. در ضمن كلتيوارهايي كه ميوه درشت تري دارند،حساس ترند.

 

         

ويروس لكه حلقوي سياه

عامل بيماري:

Tomato black ring-spot. چند وجهي – انتقال با بذر و شيره سلولي و نماتد پارازيت ريشه.

علايم بيماري:

لكه يا خطوط نكروتيك حلقوي در برگ و دمبرگ – خطوط مازپيچي نكروتيكي در اطراف بافت مرده – گياه با ظاهري معمولي و تورم و موزاييك ساده.

 

شانكر باكتريايي

عامل بيماري:

Corynebacterium michiganese=Clavibacter michiganensis. انتقال با زخم و روزنه هوايي – شرايط بهينه: دماي 28 درجه و رطوبت.

علايم بيماري:

پژمردگي قرينه پهنك و خميدگي ميان برگ به سمت آلودگي – خطوط زرد تا قهوه اي در ساقه و شكاف – مود مخاطي زردتيره در شانكرها – اسفنجي شدن اشعه مغزي – زخمهاي قهوه اي تا سياه ميوه با هاله سفيد  

 

ويروس كپه اي

عامل بيماري:

Tomato bushy stunt virus. انتقال با شيره سلولي.

علايم بيماري:

كاهش رشد – رنگ قرمز يا زرد مريستم انتهايي – نازكي ساقه – خشكيدگي برگ – افزايش فاصله ميانگره ها در پايين و كاهش آن در بالاي ساقه – بدشكلي و كوچكي برگ – لوله شدن پهنك – ريزش گلها – بدشكلي و ريزش ميوه. 

لكه گرد گوجه فرنگي

عامل بيماري:

Pseudomonas tomato. مقارمت در بذر و خاك – انتقال با روزنه هاي هوايي.

علايم بيماري:

لكه هاي گرد و كوچك و قهوه اي در برگ (شکل۴)– نكروز و كلروز – لكه هاي گردو سياه با هاله زرد در ميوه (شکل۵)-  جوشهاي رنگ پريده بر نكروزها حاوي شيره چسبنده (شکل۶).

 

         

ويروس آسپرمي

عامل بيماري:

Tomato aspermy virus.

علايم بيماري:

كاهش رشد مريستم انتهايي گياه – تشكيل شدن جوانه هاي جانبي متعدد و بدشكلي و خميدگي نامنظم برگها – رشد سلولهاي رنگي در پشت برگ (شکل۱)– كوچكي و بدشكلي و بي بذر ماندن ميوه در آلودگي قبل از رسيدن(شکل۲).

 

 پوسيدگي طوقه

عامل بيماري:

1)قارچ Diplodina lycopersici . اندام بارده غير جنسي  پيكنيديوم كروي درشت و كنيديهاي ساده يا ديواره دار – اندام بارده جنسي پسئودوتيسيم با اسكهاي استوانه اي و آسكوسپور 2 سلولي – زمستان كذراني به صورت ميسيليوم روي خاك و يا بذر.

علايم بيماري:

لكه هاي قهوه اي كشيده و طولي در اندامهاي هوايي و ساقه و طوقه (شکل ۳)– پوسيدگي پوست ساقه در اطراف لكه ها (شکل۴) – پوسيدگي طوقه كمي بعد از نشاكاري(شکل۵).

عامل بيماري:
2)قارچ Phytophthora parasitica. اووميست – در مرحله غير جنسي اسپورانژيوم هاي ساده و طويل – اسپورانژيوم هاي گرد و يا بيضي – جوانه زني با زئوسپور يا ميسيليوم – در مرحله جنسي ااوسپورهاي گرد و بيرنگ – كلاميدوسپور زرد و گرد با جداره سخت – زمستان گذراني قارچ با ااوسپور يا كلاميدوسپور.
علايم بيماري:
پوسيدگي قهوه اي تيره در طوقه (شکل۶)– خميدگي برگهاي پاييني (شکل۷)– آلودگي در گياهچه هاي خزانه اي (شکل۸)– لكه هاي مدور در روي ميوه (شکل۹).

 لكه سياه برگ

عامل بيماري:

قارچ Stemphylium solani. دئوتروميست – اندام بارور غيرجنسي كنيدي برهاي تيره و سخت و ديواره دار و كنيديهاي بيضي و سياه.

علايم بيماري:

لكه هاي گرد و كشيده سياه با مركز خاكستري در پهنك و دمبرگ (شکل۱۰)–

پوسيدگي نرم
عامل بيماري:
قارچ Rhizopus nigricans. اسپورانژيومهاي طويل – اسپورهاي سياه و گرد و درشت – داراي زيگوسپور.
علايم بيماري:
آلودگي ميوه هاي انباري به سبب گرما و رطوبت بالا (شکل۱۱)– ظهور اندامهاي رويشي فشرده و سفيد قارچ كه به سياه تغيير رنگ مي دهند (شکل۱۲)– ايجاد پوسيدگي آبكي در ميوه هاي گوشتي.

ويروس موزاييك

عامل بيماري:

Tobacco mosaic virus. انتشار با شيره سلولي و انتقال با بذر -

علايم بيماري:

تورم و بدشكلي برگ و خميدگي و نامنظمي پهنك –  لكه هاي سبز روي پهنك (شکل۱۳)– تغيير رنگ و هاله هاي مدور در محل دم ميوه (شکل۱۴) – خطوط زخم ساده و طويل و منظم نكروتيك بر ساقه با رنگ قهوه اي – لكه هاي شفاف و رنگ پريده بر ميوه كه بعد قهوه اي مي شوند – چول پنله اي شدن اپيكارپ –(شکل۱۵)

 

            

لكه موجي گوجه فرنگي

عامل بيماري:

قارچ Alternaria solani. اندام غير جنسي كنيدي برهاي كوتاه و تيره رنگ – كنيدي هاي تيره و مجزا با ديواره عرضي و طولي – زمستان گذراني قارچ به صورت ميسيليوم و كنيدي در بقاياي گياه آلوده و بذور با دوره كمون 3 روز.

علايم بيماري:

نكروز در طوقه گياهچه خزانه – لكه هاي قهوه اي مجزا در روي برگ و دمبرگ و ساقه (عکس۱)– خشكي پهنك – لكه هاي سياه در ناحيه اتصال ميوه به دمگل. (عکس۲)

آنتراكنوز گوجه فرنگي
عامل بيماري:
قارچ Gloesporium lycopersiti. داراي آسرول و كنيديهاي بيرنگ – پسئودوتيسيم نامنظم – آسكوسپور بيرنگ و بيضوي.
علايم بيماري:
لكه هاي دايره اي تيره و مجزا فرو رفته روي ميوه.

لكه برگي وكلادوسپوريوز 
عامل بيماري:

قارچ Cladosporium fulvum. كنيديهاي كشيده با ديواره عرضي نامشخص – كنيديومهاي استوانه اي و مخروطي و تخم مرغي تك يا دو سلولي – زمستان گذراني به صورت كنيديوم در بقاياي گياهي. 

علايم بيماري:

رشد كپكهاي زيتوني رنگ در پهنك زيرين برگ – لوله و خشك شدن برگها. (عکس۳)

ورتيسيليوز گوجه فرنگي
عامل بيماري:
قارچ Verticillium albo-atrum.  دئوتروميست – كنيدي برهاي بيرنگ با حدود 3 ورتيسل چند شاخه – كنيديهاي تك سلولي و بيرنگ و تخم مرغي شكل كشيده.
علايم بيماري:
ايجاد بيماري آوندي و پژمردگي – خشكي قسمتهاي هوايي و برگها (عکس۴)– قهوه اي شدن بافتهاي چوبي قاعده ساقه و ريشه (عکس۵) .

 

فوزاريوم گوجه فرنگي
عامل بيماري:
قارچ Fusarium bulbigenum. ميكروكنيديهاي تك سلولي – ماكروكنيدي با ديواره عرضي – داراي كلاميدوسپور – شرايط مناسب براي رشد: دماي 28 درجه، افزايش اسيديته خاك، كمبود پتاسيم.
علايم بيماري:
بيماري آوندي در مرحله رشد گياه – تغيير رنگ و پژمردگي و خشكي در برگ و قطع دمبرگ – قهوه اي شدن ساقه آوندي – بهم زدن توازن آبي گياه با توليد سم ليكوماراسمين.  (عکس۶)

سپتوريوز گوجه فرنگي
عامل بيماري:
قارچ Septoria lycoper. كنيديهاي نخي و بيرنگ با ديواره عرضي كه از منفذ انتهايي پيكنيديوم خارج مي شوند – نفوذ قارچ از روزنه هاي هوايي گياه – دوره كمون 2 هفته – شرايط بهينه: دماي 25 درجه و رطوبت بالا.
علايم بيماري:

لكه هاي نكروتيك بزرگ و نا منظم دايره اي در برگ با مركزي خاكستري و حاشيه سياه (عکس۷)-  لكه هاي كوچك و يكنواخت تيره (عکس۸)– خشكي و ريزش برگها.

           

كليات گياه شناسي گوجه فرنگی

گوجه فرنگي از هزاران سال پيش وجود داشته است ولي البته باندازه يك گيلاس بوده است و كم كم در اثر پرورش درشت تر شده است .

وطن اصلي اين گياه آمريكاي جنوبي است . درقرن شانزدهم در كشور پرو به مقدر زياد كشت مي شده است . در قرن هفدهم گوجه فرنگي به انگلستان و هلند راه يافت و چون بسيار گران بود فقط مردم ثروتمند مي توانستند از آن استفاده كنند و بنام سيب عشق معروف شد .

گوجه فرنگي در حال حاضر در تمام مناطق دنيا كشت مي شود و تقريبا در تمام فصول سال وجود دارد گوجه فرنگي انواع مختلف دارد و در حدود شانزده نوع آن در بازار بفروش مي رسد .

يك نوع آن گوجه فرنگي سفيد است كه داراي اسيد نمي باشد

گوجه فرنگي را بايد هنگاميكه كاملا رسيده است از بوته چيد و مصرف كرد زيرا گوجه فرنگي نارس و سبز است و براي بدن مخصوصا كليه ها مضر است البته در كشورهاي صنعتي گوجه فرنگي را كال مي چينند تا هنگاميكه به مقصد مي رسد و يا در انبار مي رسد و قرمز مي شود . اگر گوجه فرنگي كاملا قرمز باشد ولي هنگاميكه آنرا باز مي كنند تخم آن سبز باشد نشانه اين است كه گوجه فرنگي را كال چيده اند و بعدا رسيده است .

گوجه فرنگي گياهي است يكساله داراي شاخه هاي زياد كه ارتفاع آن تا حدود يك متر مي رسد 

گلهاي آن زرد رنگ است كه از كنار شاخه ها و يا ساقه آن بيرون مي آيد . مويه آن گرد و يا تخم مرغي و برنگ زرد و يا قرمز ديده مي شود .

خواص داروئي:

گوجه فرنگي گر چه داراي اسيد سيتريك است اما بدن را قليايي مي كند

1)گوجه فرنگي درجه قليايي بودن خون را بالا برده و به دفع مواد سمي خون كمك مي كند بطور كلي تصفيه كننده خون است

2)به دفع سايد اوريك كمك مي كند

3)گوجه فرنگي ملين است

4)براي درمان ورم ملتحمه چشم مفيد است

5)سنگ كليه را دفع مي كند

6)آقايان با خوردن مرتب گوجه فرنگي مي توانند خود را در مقابل سرطان پروستات بيمه كنند

7)گوجه فرنگي از ورم آپانديس جلوگيري مي كند

8)براي رفع دندان درد ، ريشه و شاخه برگهاي گوجه فرنگي را با آب بجوشانيد و اين جوشانده را مضمضه كنيد .

9)از جوشانده برگ گوجه فرنگي براي دفع شته و حشرات مي توانيد استفاده كنيد . بدين منظور بايد يك كيلو گرم برگ تازه گوجه فرنگي را در يك ليتر سركه خيس كرده و در داخل ظرفي كه 2 ليتر آب جوش درد بريزيد و ظرف را روي چراغ قرار داده وبمدت 15 دقيقه بجوشانيد ظرف را از روي چراغ برداشته بگذاريد تا مدت دو روز بماند و گاهگاهي آنرا هم بزندي سپس آنرا با فشار صاف كنيد

10)گوجه فرنگي براي مبتلايان به نقرس و رماتيسم مفيد است

11)گوجه فرنگي ورم مفاصل را برطرف مي كند

12)از تصلب شرائين جلوگيري مي كند و حتي مصرف آن براي اين مرض مفيد است

13)اوره خون را پائين مي آورد

14)ورم مخاط روده را رفع مي كند

15)براي تميز كردن خون بايد از آّ گوجه فرنگي و كرفس به نسبت مساوي و بمقدر سه فنجان در روز قبل از غذا و بمدت سه هفته استفاده كنيد .

16)براي تميز كردن لكه  جوهر بر روي لباس يك تكه پنبه را در داخل آب گوجه فرنگي برده و لكه جوهر را با آن مالش دهيد و سپس آنرا بشوئيد

17)اگر پوست شما كك و مك درد هر روز آنرا با ّآ گوجه فرنگي تميز كنيد كم كم كك و مكك ها را از بين مي برد

مضرات :

در بعضي از اشخاص هضم گوجه فرنگي با اشكال صورت مي گيرد آنهائيكه معده حساس دارند نبايد درخوردن گوجه فرنگي افراط كنند .

بعضي از افراد نسبت به گوجه فرنگي حساسيت دارند اينگونه افراد نيز نبايد گوجه فرنگي بخورند.

           

 

طرز کاشت گوجه فرنگی:

به دو روش کاشته می شود : یکی از طریق نشاء که برای مصارف تازه خوری  تازه خوری مزیت های ویژه ای دارد و دیگری از طریق کاشت مستقیم بذر.

اگر نشای گوجه فرنگی بدون خاک حمل شود اثر شدیدی در رشد و نمو و بخصوص حساسیت به حمله آفات پیدا می کند.

بهترین فصل برای نشاکاری در مناطق معتدل نیمه دوم خرداد ماه است و در گودالهایی که به همین منظور روی ردیفهای به فاصله  75cm به فاصله 40cm از هم آماده نموده اند می کارند و اطراف آن را خاک و کود  می ریزند و با دست فشار می دهند تا  هوای اطراف ریشه خارج شود و چنانچه نشا در زیر شاسی و یا نایلون پرورش داده شده باشد مجددا  چند روزی روی بوته ها را نایلون می کشند.

عملیات زراعی

در مناطقی که  4 ماه از سال آب و هوای معتدل و آفتابی و کمی خشک دارد  رطوبت خاک باید یکنواخت، گیاه محفوظ  از باد شدید و درجه حرارت  30-20 درجه باشد. بوته توتون و درخت گردو در نزدیکی این گیاه اگر کاشته شود باعث رشد بهتر آن می شود. تقریبا هفته ای یک بار برای آبياری کفایت می کند و در تمام مدت باید خاک را سله شکنی کردو علف های هرز را از بین برد. نکته مهم در این این گیاه این است که در هنگام رشد شاخه معمولا تعداد شاخه های نابارور نیز در کنار شاخه های بارور به وجود می آیند که این شاخه ها را باید از بوته جدا کرد تا کلیه مواد غذایی به مصرف میوه برسد.

برداشت محصول

پس از آنکه گوجه فرنگی  گوشت دار و آماده تغییر رنگ شد باید آن  را چید و با ملاحظه بسته بندی کرد ولی باید توجه داشت که ویتامین c موجود در این میوه ها کمتر از ویتامین موجود در میوه رسیده است.

مواد غذایی و ویتامینها و املاح

100 گرم گوجه فرنگی دارای  94% آب - 1.2 گرم پروتئین - 0.2 گرم  چربی - 4.7 گرم هیدرات کربن - 13 میلی گرم کلسیم - 27 میلی گرم فسفر – 0.5 میلی گرم آهن – 3 میلی گرم سدیم و 244 میلی گرم پتاسیم است و همچنین 900 واحد بین المللی ویتامینA – 0.04 میلی گرم ریبوفلاوین – 0.7 میلی گرم نیاسین و 22 میلی گرم اسید اسکوربیک  را دارا میباشد در صورتی که در  همین مقدار گوجه فرنگی فقط 22 کالری انرژی وجود دارد.

منبع:مقالات مختلف

 این مطالب ادامه دارد...

           



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 13:12 | نویسنده : حمید صمدنژاد

گل ارکیده:

۱-گلدان اوركيده را در هر جائي نمي توان قرار داد،آنرا در ظرفي كه محتوي ماسه ميباشد قرار مي دهند.

2-سعي شود گلدان را در نزديكي رادياتور و اصولا جائي كه كوران هوا وجود نداشته باشد قرار دهيد.

3-از اشعه مستقيم آفتاب دور كرده و در ماههاي زمستان ،نزديك به پنجره رو به جنوب و از ارديبهشت تا مرداد با پرده نيم شفاف برايش سايه بان درست كنيم.

4-هر از چند مدت گلدان را بچرخانيد.

5-احتياج به هواي خنك دارد و هواي گرم يا دم كرده را در تابستان تحمل نمي كند ،هواي اطاق بايد بوسيله تهويه مطبوع در گردش باشد.

6-حداقل حرارت در زمستان 8 درجه وحرارت مناسب در تابستان 12 درجه مي باشد.

7-اوركيده احتياج به آب گرم و سبك دارد و خاك ته گلدان هميشه بايد مرطوب و خنك باشد.

بطور معمول هر دو روز يكبار به آن آب مي دهند،در آخر فصل پس از خاتمه گلها،يك آب كامل داده و مدت يك هفته به آن استراحت مي دهند.سپس يك آب ديگر به آن داده و مجدادا يك هفته آن را به حال خود مي گذارند و از آن به بعد در سراسر زمستان فقط هفته اي يكبار به آن آب مي دهند.

 در مورد تكثير آنها هم بايد بگويم در هنگام تعويض گلدان بوته را به چند قسمت تقسيم نموده،بطوريكه هر قسمت،داراي سه جوانه باشد و هر قسمت را جداگانه در يك گلدان مي كارند. 

گياه بگونيا(begonia)

آوریل 6th, 2008

اين گياه در درجه حرارت معمولي اطاق كه كمي متمايل به خنكي باشد رشد خوبي خواهد داشت.بهتر است گياه بگونيا را در گلدانهاي پلاستيكي قرار دهيم تا رطوبت بيشتر را در خود نگه دارند (در مورد گلدانهاي پلاستيكي بايد دقت داشت كه آبياري بيپ از حد باعث پوسيدگي ريشه خواهد شد)تكپير ايك گياه نيز اغلب از طريق قلمه ميباشد.

آبياري گلها و گياهان در هنگام مسافرت

آبياري گلدانها در هنگام مسافرت مسئله ايست كه براي همه خانواده ها پيش مي آيد مخصوصا در اين ايام كه كه بازار مسافرت بسيار داغ است. چنانچه مسافرت شما كمتر از يك هفته است مي توانيد گلدان مورد نظر را در ظرف پلاستيكي بزرگتري قرار داده و فاصله بين دو ظرف رابا اسفنج خيس پر كنيد،در اين حالت اسفنج مي تواند مقدار آب يك هفته گياه را به آن برساند.ضمنا گلدان را در محل نيمه سايه قرار دهيد تا از تبخير شدن آب و تشنگي بيشتر گياه جلوگيري كنيد. حال اگر مسافرت شما بيشتر از يك هفته طول ميكشد ظرف پلاستيكي در داري را انتخاب كرده و گلدان را روي آن قرار مي دهيد،البته قبل از اينكار ظرف دردار را پر از آب كرده و يك سوراخ بالاي آن ايجاد ميكنيم،حال يك فتيله پنبه اي بلند انتخاب نموده و يك سر آن را درون ظرف پلاستيكي به آب انداخته و سر ديگر آن را در سوراخ ته گلدان فرو ميكنيم،به اينصورت آب به سمت ريشه هاي گياه هدايت ميشود. روش بعدي براي آندسته از افراديست كه حوصله زيادي ندارند و تعداد گلدانهايشان نيز بيشمار است،در اينصورت تمامي گلدانها را در كنار هم و در محل نيم سايه قرارميدهيم،يك سطل آب در ارتفاعي بالاتر از ارتفاع گلدانها قرار داده و به اندازه گلدانهاي موجود فتيله پنبه اي از داخل ظرف آب به داخل گلدانها هدايت مي كنيم.فقط مطمئن باشيد كه آب به خوبي به داخل گلدان هدايت مي شود.

با اميد سفري خوش

سيكلمن(cyclamen)

مارس 10th, 2008

گياه سيكلمن را بايد در خنك ترين مكان يعني كنار پنجره رو به شمال قرار داد و بهترين درجه حرارت براي اين گياه زيبا 10 الي 16 درجه مي باشد.متقابلا از دادن آب سرد به گياه بايد خودداري كرد.

بهتر است آب را از انتهاي گلدان به ريشه ها رساند به اين ترتيب كهگلدان را در سطل آبي كه تا حدود 30 درجه گرم شده بمدت چند دقيقه قرار ميدهيم…

يكي از دوستان(آرزو)اينگونه عنوان داشته بود كه برگهاي اين گياه را كه تازه خريداري نموده در حال زرد شدن است،از آنجائي كه اين مشكل همه گيره در ذيل به ان اشاره ميكنم.

اگه برگها زرد شده ولي تاج گل سالم مانده بعلت خشكي و گرمي هواست و حتي ميتونه از كم آبي و اشعه مستقيم خورشد هم باشه…

اگه به مطالب بالا اهمين ويژه اي بدهيد،گلي زيبا خواهيد داشت



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوازدهم آبان 1387 | 16:41 | نویسنده : حمید صمدنژاد
 سلام بنده حمید صمد نژاد از استان اردبیل روستای قره لر هستم هفته آینده وبلاگم رو مینویسم. دوستتان دارم. موضوع این وبلاگ در مورد کشاورزی وتوسعه آن در کشور میباشد خزانه هم از موارد قابل بحث است.

 

 

جلسه دوم

تاسيسات گلكاري

 

 

مقدمه

در اين جلسه در مورد تأ­سيسات گلكاري و نياز­هاي موجود براي پرورش گياهان زينتي مطالبي ارائه مي‌شود.

 

 

تعريف گلخانه

گل­خانه ياGreen house  به فضاي محدودي اطلاق مي­شود كه قابليت كنترل شرايط محيطي مناسب را براي رشد گياهان از نواحي مختلف در طي فصول مختلف يك سال داشته باشد. طبق اين تعريف از جمله عملكرد گل­خانه، فراهم كردن شرايط محيطي لازم و مورد نياز محصولي معين است.

 

گل­خانه­ها بر حسب اينكه چه نوع مصالح ساختماني در آن‌ها بكار برده شده است به نوع ثابت و متحرك تقسيم‌بندي مي­شوند. گل­خانه­هاي ثابت و متحرك بنا ­بر نياز در موقعيت معين، در جايي كه مدنظر ما است احداث مي­شوند.

 

گل­خانه­هاي ثابت، به گل­خانه­هايي گفته مي‌شود كه مصالح ساختماني بكار رفته در آن‌ها از جنس پايدار و با دوام باشد. پس بايد ساليان سال از آن‌ها استفاده كرد. بنابراين نكاتي در ساخت گلخانه‌هاي ثابت بايد در نظر گرفته شود.

 

 

نكات مهم در احداث گلخانه­هاي ثابت

1. فاصله گلخانه تا بازار مصرف؛

2. كيفيت آب از نظر سختي؛

3. وجود بازارهاي فروش محلي؛

4. دسترسي به كارگران متخصص.

 

 

انواع گلخانه هاي ثابت

گلخانه يكطرفه: از يك جهت از نور كامل آفتاب بر ­خوردار است و از جهت ديگر از مصالح ساختماني پوشيده شده است. اين نحوه ساخت و ساز گل­خانه براي مناطقي با شرايط محيطي نسبتاً دشوار بسيار مطلوب است. در مناطقي كه سرماي شديد يا يخبندان‌هاي طولاني وجود دارد، ساخت اين گلخانه‌ها به صرفه مي‌باشد.

                   

گلخانه دو طرفه: از دو جهت بطور كامل از نور آفتاب بهره­مند است. اين گلخانه براي كشت و پرورش بسياري از محصولات، ايده­آل و مناسب است. زيرا از جهت نور و درجه‌ي حرارت بطور كامل از نور خورشيد بهره مي‌برد.

 

گلخانه نيمه دو طرفه: از يك جهت بطور كامل از نور آفتاب برخوردار است و از جهت مقابل تا نيمه از مصالح ساختماني پر شده و نيمه ديگر از جنس شفاف (شيشه) است.

 

گلخانه­هاي سه­ گانه هر كدام براي يك اقليم معين مناسب مي‌باشند. اما بطور كلي براي مناطق مختلف ايران گلخانه­هاي دو طرفه بسيار مناسب و مطلوب هستند. چرا كه در كشور ما، به علت برخورداري از نور فراوان مخصوصاً در زمستان مي‌توان در مصرف سوخت صرفه­جويي بسيار خوب و با ­ارزشي داشت.

 

 

عوامل قابل كنترل در گلخانه­ها

1.درجه حرارت؛

2.نور؛

3.رطوبت؛

4. مقدار گاز كربنيك(Co2).

هر كدام از عوامل قابل كنترل در گل­خانه­ها جداگانه توضيح داده مي‌شوند.

 

 

درجه حرارت در گل خانه ها 

تنظيم درجه حرارت در گل­خانه­ها شرط اوليه براي رشد و نمو بسياري از گياهان است. نياز گياهان به درجه حرارت دامنه­هاي مختلفي دارد. بعضي از گياهان درجه حرارت­هاي بالاتري نياز دارند مثل گياهان مناطق گرمسيري. بعضي ديگر در درجه حرارت­هاي كمتر از 20 درجه سانتيگراد هم بخوبي رشد و نمو مي­كنند، مانند گياهاني كه از مناطق سردسيري منقل شده‌اند نظير پامچال كه در جنگل‌هاي شمال ديده مي‌شود.

 

اما چگونگي تنظيم درجه حرارت در گلخانه­ها بستگي به سيستم گرمايي دارد. انواع بخاري‌ها يا سيستم‌هاي گازي و ... مي‌توانند مورد استفاده قرار بگيرند. اما دو شرط اوليه موجود در عامل گرم ‌كننده عبارتند از:

1-  توان توزيع يكنواخت دما در سطح گلخانه را دارا باشد؛

2- فاقد اثرات مخرب زيست محيطي باشد.

 

 

نياز نوري گياهان

همه گياهان به يك اندازه به نور نيازمند نيستند. بعضي از گياهان نياز به نور فراواني دارند و بعضي ديگر به نور كمتري نياز دارند. بنابراين گياهان را از نظر نياز نوري به سه گروه بزرگ تقسيم مي­كنيم:

 

گياهان روز بلندLDP: Long Day Plants  براي به گل رفتن بين 10 تا 14 ساعت به نور نياز دارند، مانند گياهان فصلي تابستانه نظير آحار، اطلسي، ناز و ميمون.

 

گياهان روز كوتاه SDP: Short Day Plants  براي به گل رفتن نياز نوري كمتر از 12 ساعت دارند. كه در نقطه مقابل گياهان روز بلند قرار مي‌گيرند، مثل گل داودي.

 

گياهان بي تفاوت به طول روز NDP: Neutral Day Plants براي نگهداري در منزل بسيار مناسب و مطلوب هستند. مثل گل حنا يا بگونيا كه حساسيتي نسبت به طول روز ندارند و در تمام طول سال گل دارند.

 

به گل بردن گياهان روز كوتاه در طي ساعات روشنايي، طولاني به موضوع كنترل نور بر مي­گردد. در كشور ما با توجه به اينكه روزهاي آفتابي خيلي زياد است بايد نياز نوري گياه شناخته شود تا گياه در طي روزهاي بلند بخوبي از رشد رويشي برخوردار باشد. لذا گياهان روز كوتاه را به وسيله‌ي پايين آوردن ساعات روشنايي، بوسيله يك پرده تيره رنگ، و اصطلاحاً ايجاد شب­هاي طولاني به گل مي­بريم.

 

 

نور در گلخانه ها

در گلخانه­ها مقدار نور را به وسيله‌ي پوشاندن شيشه­ها با حصير، پاشيدن گِل و يا رنگ‌هاي قابل شست و شو و يا با استفاده از چادر­هاي الكترونيكي، كنترل مي‌كنيم.

 

 

كنترل رطوبت در گلخانه­ها

تأ­مين رطوبت يكي از پارامترهاي مهم در گلخانه­ها است. براي رشد و نمو گياهان، البته بايد نيازهاي رطوبتي گياهان را بشناسيم. بعضي از گياهان به رطوبت‌هاي خيلي بالا نياز دارند و بعضي ديگر به رطوبت كمتري نياز دارند، مثل گل كاغذي. بعد از شناخت نياز رطوبتي گياهان، آن‌ها را در گلخانه­هاي خاص خود جايگزين مي­كنيم يعني همه گياهان در يك نوع گلخانه نگهداري نمي‌شوند. در سطوح تخصصي و بزرگ، هر گلخانه براي يك محصول و يا تعدادي محصول مشابه با نياز­هاي يكسان در نظر گرفته مي‌شود.

 

 

راه‌ها و روش‌هاي مختلفي براي تأمين رطوبت گل‌خانه‌ها وجود دارد كه عبارتست از:

1. آبياري؛

2. پاشيدن آب به سقف و كف و جدار  گلخانه؛

3.كاربرد دستگاه‌هاي بخار ساز.

 

 

گاز كربنيك در گلخانه­ها

كاربرد Co2 تقريباً معادل استفاده از مواد غذايي، كاربرد پيدا كرده است. در كشور ما كه گياهان از لحاظ نوري در وضعيت مناسبي قرار دارند مي‌توان با بالا بردن مصرف Co2 راندمان محصول را نيز بالاتر برد.

 

وجود Co2براي انجام عمل فتوسنتز ضروري است. اين واكنش شيميايي منجر به توليد محصول سبز يا عملكرد گياه مي­شود . در اين واكنشCo2  عامل بسيار مهمي تلقي مي­شود.

 

 

فرمول فتوسنتز

6 CO2 + 6 H2O à C6H12O6 + 6 O2

گلخانه­هاي ايزوله و با شرايط استاندارد داراي Co2هستند. لذا گلخانه­هايي كه ارتباط كمتري با فضاي خارج دارند و يا گلخانه­هايي كه تبادل گازي كمي دارند و در معرض رفت و آمد‌هاي مكرر و متوالي نيستند براي مصرفCo2  مناسب­تر هستند.

 

عوامل مؤثر در ميزان مصرف Co2

1. فصل و موقعيت زماني: در فصل‌هاي گرم و پر نور سال مقدار مصرف Co2 بيشتر است؛

 

2.نوع محصول: بسته به نوع محصول نياز به Co2 نيز متفاوت است؛

 

سن گياه: گياهان مختلف در سنين مختلف نيازهاي متفاوتي به دی اکسید دارند.